<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227</id><updated>2011-07-07T17:43:34.928-07:00</updated><title type='text'>ایران زمین</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>11</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-954379828213708239</id><published>2008-02-16T15:14:00.000-08:00</published><updated>2008-02-20T07:54:26.661-08:00</updated><title type='text'>درود یا سلام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;با درود&lt;br /&gt;کلمه ((درود)) اخیراً در میان ایرانیان رواج بیشتری پیدا کرده است و شکی نیست که این گسترش بیشتر بخاطر تلاش افرادی صورت گرفته است گرایش های ناسیونالیستی و میهن پرستانه و وفادار به تاریخ فرهنگ خود می باشد.&lt;br /&gt;بسیاری از افراد اعتقاد دارند تاکید بر روی اینکه باید از کلمه درود استفاده کرد چندان کار جالبی نیست و نباید روی آن تعصب ورزید، به دلیل اینکه کلمات در طول زمان تغییر میکنند و برای اینکه زبانی زنده بماند باید بتواند کلمات جدیدی را به خود وارد کند و غنای یک زبان به تعداد کلمات آن است&lt;br /&gt;البته نیز راجع به اینکه نباید تعصبی روی این کلمه و استفاده از آن داشت تا حدودی  همفکر با این افراد می توان بود ولی باید تلاش کرد همیشه کلمه درود و یا صبح بخیر،روزبخیر،ظهربخیر یا عصربخیر را بجای سلام استفاده کنیم.&lt;br /&gt;دلیل این مسئله این است که برخی از کلمات علاوه بر معنی ظاهری که دارند معانی مجازی نیز به همراه خود دارند. مسلمانان در همه جای جهان به هر زبانی که با یکدیگر سخن بگویند، حتی اگر زبان مادریشان عربی نباشد وقتی یکدیگر را میبینند به یکدیگر "سلام" میگویند.&lt;br /&gt;درست مانند بهائیها که وقتی یکدیگر را میبینند به یکدیگر "الله ابحی" میگویند، یا یهودیان که به یکدیگر "شالوم" میگویند،  یا نازی ها که وقتی همدیگر را میدیدند به یکدیگر "(1)هایل هیتلر" میگفتند و نئونازی های فعلی نیز کلماتی مشابه یا جایگزین را برای درود گفتن به یکدیگر بکار میبرند.&lt;br /&gt;یکی از دستورهای اسلام  در راستای ایجاد حاکمیت و برتری مطلق خود بر دیگر ادیان استفاده از کلمه سلام  است که به عبارتی در میان مسلمانان به عنوان یک شعار رسمی ملت مسلمان در دیدار با یکدیگر معرفی می شود و برای جدا سازی مسلمان از غیره مسلمان است  درمواقعی برای اثبات این امر دست به دامان خداوند وقرآن وفرشتگان هم می باشند.&lt;br /&gt;سلام نامی از نامهای خداوند است که آن را در زمین نهاده است پس (( سلام را در میان خودتان بگسترانید)) این سخن پیامبر اسلام در آیه 22 سوره حشر اشاره دارد که سلام در این آیه یکی از نامهای خداوند معرفی می شود.&lt;br /&gt;یا در جای دیگر گفته می شود که فرشتگان با گفتن سلام وارد بهشت واز آن خارج می شوند.&lt;br /&gt;به روایتی دیگر محمد می گوید! سلام مقدم  برسئوال و درخواست است  پس هر کس پیش از اسلام ،در خواستش را مطرح کرده جوابش را ندیده.&lt;br /&gt;سلام یک کلمه مختص مسلمانان است،  حتی کمتر پیش می آید که  اعراب غیر مسلمان وقتی یکدیگر را میبینند به هم "سلام" بگویند، اعراب غیر مسلمان از کلمات دیگری مانند "مرحبا"، "اهلاً" و غیره استفاده میکنند. در برخی از کشورها اعراب وقتی یکدیگر را میبینند به یکدیگر "هلو" انگلیسی میگویند و برخی دیگر مانند لبنانی ها از "بنژور" فرانسوی استفاده میکنند. تونسی ها از "عسلامة" استفاده میکنند و تنها انسانهای مذهبی از "سلام" استفاده میکنند&lt;br /&gt;بنابر این کلمه سلام همانند یک شعار مذهبی درمیان مسلمانان است، وقتی کسی میگوید سلام مانند این است که کسی شعار ((هایل هیتلر را سردهد یا به زبان اسلامی  "لا اله الا الله" را تکرار کند)). کلمه سلام در گذشته وقتی استفاده می شده است که شخصی می خواسته به دژخیمان مسلمان بگوید من نیز مسلمان هستم و شما نباید من را آزار دهید.&lt;br /&gt;وقتی کسی میگوید سلام در واقع او میگوید، من یک مسلمان هستم، و اعتراف به مسلمانی برابر خواهد بود بااعتقاد به اینکه،&lt;br /&gt;v      به الله اعتقاد دارد،اللهی که انسان را بنده خود می خواند (بنده در زبان عربی همان برده می باشد)&lt;br /&gt;v      به نا برابری حقوقی میان زنان و مردان و برتر شماردن اعراب ودین اسلام بر دیگر ادیان اعتقاد دارد.&lt;br /&gt;v       به ازدواج با دختران خردسال و تعرد جوجات اعتقاد دارد.&lt;br /&gt;v      به این معتقد می باشد که دست دزد را باید قطع کرد وهر گناه کاری را باید اعدام وسنگسار کرد.&lt;br /&gt;مسلم است که اگر کسی به این موارد معتقد باشد گفتن سلام برای او هیچ موردی ندارد، اما آیا می توان چنین اعتقادی داشت چنین سخنی را شنید وبه آرامی از کنارشان گذر کرد؟؟؟حسین بن علی امام شیعیان در مورد ایرانیها می گوید!&lt;br /&gt; (( ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب ودشمنان ما ایرانی هستند.روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر وبالاتر وهر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی ها را باید دستگیر کرد وبه مدینه آورد،زنانشان را بفروش رساند ومردانشان را به بردگی وغلامی اعراب گماشت.))(نوشته وترجمه حاج شیخ عباس قمی در کتاب سفینه البحار و مدینه الاحکام و الآثار، صفحه 164)&lt;br /&gt;اسلامگرایان همواره از ابتدای حیاتشان تابحال فرهنگ کش بوده اند و فرهنگها، زبانها،کتابها و رسوم دیگران را با خشونت تمام به آتش وانوالشان را غارت وبه نابودی کشیده اند. اسلامگرایان مذهبی درایران با ورود کلمات غربی به زبان فارسی بگونه ای جدی مخالفت می کنند، اما براحتی  لغات عربی را با تاکید بر تلفظ وبا لهجه غلیظ عربی در زبان فارسی جایگزین میکنند که این خود نشانه ای از تهاجم،فرهنگ ستیزی وخود برتریشان می باشد.&lt;br /&gt;در زبان فارسی ((درود)) به معنی سلامت،تندستی،دعای خیر گفتن،آفرین وتحیت گفتن می باشد،درود گوینده در اصل برای شما از خداوند تندرستی وسلامتی خواستار می باشد.&lt;br /&gt;ü        همی خورد هرکس به آوای رود...همی گفت هرکس به شادی درود...فردوسي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ü        سه ديگر بپيمود راه دراز....درودش فرستاد و برگشت باز....فردوسي .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ü        حيف است سخن گفتن با هرکس از آن لب...دشنام به من ده که درودت بفرستم .سعدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ü        به مستان نويد سرودی فرست     به ياران رفته درودی فرست.. .حافظ&lt;br /&gt;با گفتن درود نیز می توان&lt;br /&gt;v      از تاریخ و فرهنگ بیش از هفت هزار ساله ایران زمین نگهداری کرد.&lt;br /&gt;v       به کوروش و منشور او وفادار ماند.&lt;br /&gt;v      نام خلیج فارس را تا به ابد زنده نگهداشت.&lt;br /&gt;v       به برابری حقوق زن و مرد وعدالت اجتمایی پایبند بود.&lt;br /&gt;v      با حکومت دینی وازدواج با کودکان وچند همسره بودن مخالفت کرد.&lt;br /&gt;استفاده از کلمه ((درود))مختص ناسیونالیسمها،میهن پرستان یا شاه دوستان نمی باشد یک ایرانی یک فارسی زبان اینترناسیونال نیز می بایست از لغت فارسی استفاده کند که مغایرت با فرهنگ،تمدن وتاریخ او نداشته باشد.&lt;br /&gt;فارسی را به فرزندان خود بیا موزیم و در حفظ این گوهر گرانبها کوشا باشیم.&lt;br /&gt;                                                                                                 با سپاس فرشاد یزدی مهریزی  &lt;br /&gt;                                                                                     سربلند،سرفراز،سرسبز باد ایران وایرانی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-954379828213708239?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/954379828213708239/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=954379828213708239' title='5 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/954379828213708239'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/954379828213708239'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title='درود یا سلام'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-634952191407015082</id><published>2008-01-17T13:54:00.000-08:00</published><updated>2008-01-17T14:15:25.573-08:00</updated><title type='text'>چگونگی اسلام پذیری ایرانیان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سخنرانی هومر آبرامیان در یکی از نشست های ماهیانه با جوانان سیدنی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با درود و آفرین ؛  و آرزوی بهروزی و پیروزی برای ملت ایران ؛  و آرزوی دیرزیوی همراه با بهترین شادمانی برای شما یاران خوبی که امروز هم مانند نشست های پیشین از راههای دور و نزدیک برای گفت و شنود با این کمترین ؛ پیرامون تاریخ و فرهنگ و شهریگری ایرانی در اینجا گرد آمده اید  .&lt;br /&gt;گاهی از سوی برخی ازیارانی که کم و بیش با آنچه که در این نشستها می گذرد آگاهی دارند ؛ گفته می شود که ما و شما با عربها سر جنگ داریم !!  و برای نشان دادن بیگناهی تازیان بی درنگ بسراغ ام کلثوم ؛ و فرید اترش ؛ و حسنین هیکل ؛  و رشید میمونی  ؛ و نوال سعداوی  ؛ و ابن خلدون و دیگر فرزانگان مصری و سوری وتونسی و الجزایری و اردنی و لبنانی و فلسطینی می روند ؛  و می خواهند بزور بما  بباورانند که ما با اینها سرجنگ داریم !! .&lt;br /&gt; من در نشستی که دو هفته پیش در همین تالار داشتیم گفتم  ؛ و امروز یکبار دیگر می گویم که ما بهیچ روی نه با عرب سر جنگ داریم و نا با عرب زبانان .  در همین جا شایان یاد آوری است که بیشترین شمار مردمی که امروز بنا درست عرب نامیده می شوند عرب نیستند ؛ مردمان مصر و سوریه  ؛ وابسته به یک فرهنگ بسیار کهن ؛ و پر باری هستند که جهان امروز بسیاری از دارشهای های خود را به آنان بدهکار است ؛  شور بختانه مردمی با چنین پیشینه درخشان  فرهنگی ؛ بدست تازیان بیابانگرد شکسته شدند ؛ آیینها ی شهریگری و فرهنگ پربارشان بتاراج رفت و زبان عربی بزور شمشیر بر آنان پذیرانده شد ؛ اینها عرب زبان شدند اما عرب نیستند .  روزی از حسنین هیکل ؛ فرزانه بزرگ نام  مصری پرسیدند :  چرا شما مصریان  با آن پیشینیه پر بار فرهنگی عرب زبان شدید ؟ شما که عرب نیستید ؛؛   گفت :  برای اینکه ما فردوسی نداشتیم  ...؛ &lt;br /&gt;هنرمندانی مانند ام کلثوم و فرید اترش که خنیای عربی را در جهان بلند آوازه کردند ؛ هنر آنان نه با عرب کاری دارد و نه با اسلام سر سازگاری  ؛ همچنین است در مورد سوریه و اردن و لبنان و فلسطین ؛  سرزمینهای کهنسالی که سده های بسیار پیش از ابراهیم  ؛  بوی خوش فرهنگ در جهان پیرامون خود می پراکندند  .&lt;br /&gt;ابراهیم که پدر بزرگ اعراب و اسراییل ؛ وپدر بزرگ سه دین بزرگ سامی است از? اور کلده ? بیرون شد و بسوی سرزمین فلسطینیان کوچید . ? اور? شهری بود در همین عراق کنونی یا ? میانرودان ? که روزی روزگاری شبچراغ روزگاران بود  ؛ برج بابل در کنار همین شهر بنا گردیده بود و کیهان  شناسان بابلی و کلدانی از فراز آن به پژو هش در کار کیهان می نشستند ؛ همه  این داده های تاریخی نشان میدهند که مردمی که امروزه عرب نامیده می شوند ؛  بزور شمشیرتازیان ? عرب زبان ? شدند اما  ? عرب تبار ?  نیستند و ریشه ی عربی ندارند ؛ بنا بر این ما با هیچکدامینشان نه تنها  سر جنگ نداریم بلکه همدردی هم می کنیم ؛ ما مردم فلسطین را بهمان اندازه ارج می گذاریم که اسراییلیان را ؛ مگر پدران ما نبودند که زیر فرمانروایی آزاده مردی بنام کوروش بزرگ ؛  یهودیان را از زیر اسارت ننگین بابلیان رهایی بخشیدیدند و خانه های افتاده شان را بنا کردند و پایگاه انسانیشان را به آنا ن باز گردانیدند ؛ ما بر پایه آموزشهای زرتشت پاک که آموزگار و راهبر ماست ؛ هر ملتی را تکه ای از هستی اینجهانی می شناسیم و همه  جهان را دوست می داریم و در پاسداری و نو سازی و بهسازی آن می کوشیم ؛ ما با هیچیک از مردم جهان سر جنگ نداریم و آغوش مهر و دوستی ما بروی همه جهانیان باز است ؛ از سپید و سیاه و سرخ و زرد و عرب و روس و انگلیس و یهودی و فلسطینی و همه و همه را ارج می گذاریم ؛...  جنگ بی امان ما با  دژمنشی ها و دژاند یشی هاست   نه با مردم  ؛ ما با خرافاتی که 1400 سال است پر و بال اندیشه ایرانی را ببند کشیده اند می جنگیم نه با عرب زبانان  ؛ ما با اندیشه صهیونیزم می ستیزیم نه با هم میهنان خوب یهودی و یا یهودیان خوب جهان ؛ ما با خرافه گرایی و پنداربافیهای بیمارگونه ی کلیسا می ستیزیم نه با هم میهنان خوب مسیحی و یا مسیحیان خوب جهان ؛ ما با اندیشه واپسگرایی  می جنگیم که 1400 سال است میهن ما را دچار روزگار بد هنجار کرده است ؛  نه با عربها یا مسلمانان جهان ؛ این نکته ای بود که من شایسته دیدم در همین آغاز سخن با شما یاران خوبم در میان بگذارم تا آن یاوه ها را بها ندهید و این بدانید که ایراندوستی ما بهیچ روی  به معنی دشمن شماری و خوار داشت دیگران نیست . &lt;br /&gt;من امشب بر آنم تا پیرامون جستار اسلام پذیری ایرانیان با شما سخن بگویم ؛ اگر چه سخن اندکی بدرازا خواهد رفت  اما با شکیبایی ویژه ای که در شما سراغ دارم ؛ بخود امیدواری می دهم که امروز هم با همان شکیبایی پذیرای سخنانم  خواهید بود  .&lt;br /&gt;بسیار گفته اند و نوشته اند و هاه... می گویند و می نویسند &lt;span style="color:#6666cc;"&gt;که در کار پذیراندن اسلام به ایرانیان هیچ فشاری در کار نبوده است&lt;/span&gt; !!!  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#6666cc;"&gt;بلکه این  ایرانیان بودند  که خسته از ستم پادشاهان ? خود کامه ?  و نظام  طبقاتی دوره ساسانی و بی بهره بودن از زمینه های شایان  فرهنگی ؛ تا فراخوان اسلام را شنیدند  ? به معنویت آن پی بردند و با آغوش باز به پیشباز آن شتافتند !!! ?   .  &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;گروهی از پژوهشگران هم  بگمان اینکه : ? فرهنگ ایرانی از بنیاد یک فرهنگ دینی بوده است ؟؟ ? گسترش اسلام در ایران را ( امری طبیعی و ناگزیر ) بشمار آورده اند ...!!!  ؛ و گروهی دیگر مانند علی شریعتی نیز بر این باورند که :    ? وجود فساد و تبعیض های طبقاتی در جامعه و نفرت مردم از رژیم ساسانی و روحانیون زرتشتی ؛ باعث شد تا ایرانیان ؛ اسلام را با آغوش باز بپذیرند ... بطوریکه ایرانی بعد از برخورد با اسلام اولیه احساس کرد که دین اسلام همان گمشده ای است که بدنبالش می گشته است ... برای همین مذهب خودش را ول کرد ؛ ملیت خودش را ول کرد ؛ سنت های خودش را ول کرد ؛ و بطرف اسلام رفت . ? &lt;br /&gt;  (    &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;علی شریعتی ؛ علی وحیات بارورش پس از مرگ ؛ رویه های 417 و 434&lt;/span&gt; . )&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مرتضی مطهری در نوشته ای زیر نام ? خدمات متقابل اسلام و ایران ? می نویسد&lt;/span&gt; :  ?  &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;... اسلام برای ایران و ایرانی در حکم غذای مطبوعی بود که به حلق گرسنه ای فرو رود یا آب گوارایی که بکام تشنه ای ریخته شود&lt;/span&gt; ?  .&lt;br /&gt; در مورد زبان های ایرانی هم در هما نجا می نویسد : ? همه سخنان پیرامون کتاب سوزی ها و کوشش تازیان برای اینکه مردم ایران زبان خود را ترک کنند وهم و خیال و غرض و مرض است !!! زیبایی و جاذبه لفظی و معنوی قران و تعلیمات جهان و طنی آن دست به دست هم داد که همه مسلمانان این تحفه آسمانی را با اینهمه لطف ؛  از آن خود بدانند و مجذوب زبان قران گردند و زبان اصلی خویش را به طاق فراموشی بسپارند ...     منحصر به ایرانیان نبود که زبان قدیم خویش را پس از آشنایی با نغمه آسمانی قران فراموش کردند ؛ همه ملل گرونده به اسلام چنین شدند !!!..? و ادامه می دهد  : ? ... مگر کسی ایرانیان را مجبور کرده بود که بزبان عربی شاهکار خلق کنند ؟ ... آیا این عیب است بر ایرانیان که پس از آشنایی با زبانی که اعجاز الهی را در آن یافتند و آن را متعلق به هیچ قومی نمی دانستند و آن را زبان یک کتاب می دانستند ؛ به آن گرویدند و آن را تقویت کردند و پس از دو سه قرن از آمیختن لغات و معانی آن با زبان قدیم ایرانی ؛ زبان شیرین و لطیف امروز فارسی را ساختند ؟ ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این بخش از سخن خود خواهم کوشید که گوشه هایی از اینگونه جاذبه ها را که سبب شدند ایرانیان و بسیاری ملل دیگر فرهنگ و زبان و آیین خود را به طاق فراموشی بسپارند و به زبان و دین تازی بگروند نشانتان دهم . &lt;br /&gt;اما پیش از آن پروانه بدهید در همین جا نگاهی به گردباد ویرانگری که از یورش همین تازی پرست ایران ستیز ؛ یعنی مرتضی مطهری ؛ به فر و فرهنگ ایرانزمین  بر خاسته است ؛ بیندازیم و سپس سخن را ادامه دهیم  .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مطهری در روز سیزدهم فروردینماه  1349&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt; در یورش به آیینهای نوروزی ؛ زردآبش را بدینگونه بالا می آورد که  :&lt;br /&gt; ? ... پس شما باید بگویید که الحمدالله در روز نحس قرار نگرفته ایم ؛ اتفاقا باید بدانیم که الان تمام روزهای ما نحس هست ! روز اول فروردینماه هم نحس است !! بین روز اول و دوم و سوم و چهارم فروردین ؛ دوازدهم و سیزدهم فروردین هم نحس است ! ما از این نحس باید خارج بشیم ! چه باید بکنیم ؟ ؛ بریم بیرون سبزه ها را گره بزنیم از نحسی خارج می شیم ؟ با سمنو پختن از نحسی خارج می شیم ؟ با پهن کردن سفره هفت سین از نحسی خارج میشیم ؟ بیچاره بد بخت ! چرا خانه ات را ول می کنی میری بیرون ؛ از این کارهای زشت بیا بیرون !! از این عادت زشت بیرون بیا ؛ از این حرکات زشت !! خودت خارج شو ! تا از نحوسات بیای بیرون ! از این حرکات زشت و کثیف و پلید که به آن گرفتار هستی خارج شو تا از نحوست بیای بیرون ! سیزده چه گناهی دارد ؟ از سمنو چه کاری ساخته است ؟ از سبزه و هفت سین چه کاری ساخته است ؟ بخدا ننگ این مردم است که روز سیزده و این ایام را بعنوان جشن سیزده بدر بیرون میرن !! ننگ باشه بر اینها که بعنوان پرورش افکار این ها را به مردم نمی گویند !! و شما احمقها هم این حرکات را هر سال انجام می دهید  بلکه آنها شما بدبختهای احمق ؟؟!! را تمجید می کنند تشویق می کنند !! اینها از اسلام نیست !! اینها ضد اسلام است !! ... نیاکان ما در گذشته جشن می کردن ؛ پس ما هم باید چنین کنیم !! چهار شنبه آخر سال می شود ؛ بسیاری از خانواده ها که باید بگویم خانواده احمقها ؟!! آتش روشن می کنند و هیزمی روشن می کنند و آدمهای سر و مر و گنده با آن هیکلهای نمی دانم چنین و چنین از روی آتش می پرن که ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من !!   این چقدر حماقت است ؟ !! خب چرا چنین می کنید ؟؟ می گویند پدران ما چنین می کردند ما نیز چنین می کنیم !!  اگر پدران شما چنین می کردند و شما می بینید که آن کار احمقانه است و دلیل خریت پدران شما است !! رویش را بپوشید ! چرا این سند حماقت  را سال به سال تجدید می کنید ؛ این یک سند حماقت است که شما هی می کوشید که این سند حماقت را زنده نگهدارید و بگویید ماییم که چنین پدران خری داشته ایم !!! . ? .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اینگونه سخنان حکیمانه ی !!  ( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;شهید محراب&lt;/span&gt; ) در دنباله ی سخنان حکیمانه تر بزرگترین فیلسوف مسلمان و ایرانی تازی پرست دیگر ؛ یعنی امام محمد غزالی است که در کیمیای سعادتش می نویسد ? ... &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد ...? .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که مطهری این سخنان را زمانی گفت که خود ودیگر افعی زادگان اهرمن خو ؛ هنوز بر اریکه ی فرمانروایی ایران ننشسته و بر جان و مال و روان و اندیشه ی  مردم ایران چیره نشده بودند ؛  یعنی در فروردینماه 1349 ؛ یعنی هشت سال پیش از آغاز کار فرمانروایی ملایان بر نیاخاک اهورایی ما ؛ از اینرو تنها به دشنامهایی مانند  :  احمق  ؛   خر  ؛   سند حماقت    و   دلیل خریت  و جز اینها بسنده می کند ؛ و بیاد داریم که ملایان از نخستین سال چیرگی خود بر نیاخاک ما ؛ چه کوششهای بکار بردند که بزور تیر و تفنگ و تازیانه و سر نیزه ؛  و ایجاد هراس دردل مردم از اجرای  آیینهای شادی بخش  نوروز جلو گیری کنند ؛ این نمونه ای بود از نبودن زور و فشار در اسلام  در نیمه پایانی  سده بیستم  ... ؛  وسخنان خمینی را نیز بیاد داریم که در نخستین روزهای در آمدنش به ایران گفت : بشکنید قلمها را !!  ببرید زبانها را !! &lt;br /&gt;چندی پیش ( در دسامبر سال 2000 ) و (  ژانویه ی سال 2001  )  ؛  در دو برنامه ی جداگانه که از رادیو فرانسه پخش گردیدند ؛ از سوی دو تن از استادان اسلام شناس ایران ستیز ؛  بنامهای دکتر معزی و دکتر دباشی ؛ که شوربختانه   از همکاران ایرانیکا نیز بشمار می روند سخنانی گفته شد که خشم و خروش همه ی ایرانیان آزاده را بر انگیخت . چکیده سخنان این دو استاد دانش آموخته ی پرورش نیافته  ؛  این بود که : تازیان در پذیراندن اسلام به ایرانیان هرگز از شمشیر بهره نگرفتند و کتابخانه ای را باتش نکشیدند . دکتر محمد علی معزی گفت : (  ... مسلمان شدن ایرانیان چندان از روی ترس و اجبار نبود . ایرانیان با میل باطنی خود  به ( معنویت اسلام  ) صادقانه روی آوردند   ؛ گروهی هم برای اینکه جزیه ندهند مسلمان شدند ؛....   این سخن را هم بر زبان پیامبر اسلام گذاشت و از زبان او بازگویی کرد که  : ( اگر اسلام در آسمان باشد ایرانیان در پی آن به آسمان خواهند رفت !!! ) .&lt;br /&gt;همکار دیگر ایشان ؛ یعنی دکتر دباشی ؛ در برنامه ی دیگری  (درشب هشتم بهمن ماه 1379 برابر با بیست و هفتم ژانویه 2001 )  در پدافند از تازشگران تازی گفتند :  ( ... امکان نداشته است که اعراب حتی یک برگ کاغذ را از بین برده باشند تا چه رسد به کتاب ؟؟!!! )  و ادامه دادند : ( ... این کار بسیار بیهوده ای است که بجای واژه های عربی کلمات فارسی گذاشت ؛ آتش زدن کتابخانه ی اسکندریه هم حرف چرتی است!!؛ چنانچه 450 سال ساسانیان را با 450 سال بعد از آن مقایسه کنیم خواهیم دید که در دوران بعد از آنان کتاب بسیار نوشته شده است ؟ !!  ) . &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;این دو استاد اسلام شناس !!   و دیگر استادان  ایران ستیزان  روان پریشی که می خواهند بما بباورانند که در پذیراندن اسلام بر ایرانیان زوری در کار نبوده است ؛  و (  ایرانیان خود به پیشباز ? معنویت اسلام ? شتافته اند )  ؛ دو چیز را فراموش می کنند ؛ نخست اینکه فراموش می کنند که همه نازش آنها به ذولفقار علی است  ؛ فراموش می کنند  که علی در رویه ی 105 نهج البلاغه می گوید : ( ما آرمانهایمان را با شمشیر هایمان حمل می کنیم )  ؛...&lt;br /&gt;اینها سخنان پیامبر اسلام را هم درپوشینه ی یکم کتاب البیان جاحظ ؛  نخوانده اند و یا نادیده می گیرند که فرمود :        ? من با شمشیر فرستاده شده ام و آنچه نیکو است در شمشیر و با شمشیر است .... من فرستاده شده ام تا درو کنم ؛  نه تا بکارم ... ?  و سخنان پیامبر را در رویه 115کتاب نهج الفصاحه هم  نخوانده اند که گفت :       ? بهشت زیر سایه ی شمشیر ها است ?  ... و ...  ? شمشیر ها کلید بهشت اند .? .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; اینها  مرز معنویت  و  شمشیر   را برای ما  روشن نمی کنند ؛ اینها حتی نوشته های استاد خود ؛&lt;span style="color:#990000;"&gt; یعنی علی شریعتی&lt;/span&gt; را هم بیاد نمی آورند&lt;span style="color:#000099;"&gt; که در رویه های 265 و 277  کتاب ( هویت باز شناسی ایرانی = اسلامی  ) می نویسد : ( داستان پیغمبران سامی اما ؛  داستان خون و جهاد و قیام و در هم کوبیدن است ؛ نمونه اش : موسی و محمد ) ؛ و در برگهای 618 و 619 امت و امامت می نویسد : ( محمد پیغمبری بود که شعارها و پیامها را می رساند و برای تحقق این پیغام ها .... شمشیر می کشید و به همه اعلام می کرد : یا تسلیم این راه ? اسلام ? شوید ؛ یا از سر راه من کنار بروید ... و هر کس کنار نرفت به رویش شمشیر می کشم&lt;/span&gt; ) .&lt;br /&gt;  دوم اینکه فراموش می کنند بما بگویند که پیام آوران  ( معنویت اسلام  ) با   ? چه زبانی ?  با مردم  ایران سخن گفتند که ایرانیان یا بگفته آنان  ? عجمان ?  سخنانشان را دریافتند و به  ( معنویت اسلام !! )پی بردند .&lt;br /&gt;عبدالحسین زرین کوب در رویه 116 دو قرن سکوت  می نویسد : ? در واقع از ایرانیان ؛ حتی آنان که آیین مسلمانی را پذیرفته بودند زبان تازی را نمی آموختند و از این رو بسا که نماز و قران را هم نمی توانستند به تازی بخوانند ؛ و از تاریخ بخارا رویه 75 مایه  می گیرد که  : ? مردمان بخارا به اول سلام در نماز  قران به پارسی خواندندی و عربی نتوانستی آموختن و چون وقت رکوع شدی مردی بودی در پس ایشان بانگ زدی ( بکنیتان کنیت ) و چون سجده خواستندی کردی بانگ کردی ( نگون یانگونی کنیت ) ... و سپس ادامه می دهد که : ? ... با چنین علاقه ای که مردم ایران به زبان خویش داشته اند شگفت نیست که سرداران عرب ؛ زبان ایران را با دین اسلام و حکومت خویش معارض دیده باشند و در هر دیاری برای از میان بردن و محو کردن خط و زبان فارسی کوششی ورزیده باشند .  ? .&lt;br /&gt;گروهی دیگر می گویند : ( ... یکی از چیزهایی که سبب گرایش ایرانیان بسوی اسلام شد ?  &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دموکراسی&lt;/span&gt; ?  و              ?  &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;برابری&lt;/span&gt; ?  مسلمانان در صدر اسلام بود  )  ؛ خوب است که ما به این &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دموکراسی صدر اسلام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; هم نگاهی بیندازیم و از چگونگی آن دموکراسی سر در بیاوریم . پطروسکی در رویه 454 کتاب خود بنام (اسلام در ایران ) می نویسد :&lt;br /&gt; ? &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;دموکراسی اسلامی به حکم شرایط اقتصادی عربستان و فقدان رشد اجتماعی ؛ ظاهری و بی بنیان بود . با اینکه خلیفه انتخابی بود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;عملا در هیچ موردی به افکار و نظریات عمومی توجه نمی شد و خلیفه در واقع انتصابی بود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ... ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و باز می گوید : ? &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;عمر با تعیین و انتصاب شخص ابو بکر خلیفه شد و عثمان با شورای شش نفری  که عمر تعیین کرده بود و اختیار نهایی را به عبدالرحمن بن عوف داده بود تعیین گشت .  این گونه بود شیوه انتخابات در صدر اسلام ! بنا بر این هر خلیفه بنا به اقتضای مصالح دسته ای معدود ؛ هر طور که پیش می آمد ؛ تعیین و نصب می گردید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ؛ اگر به شرح کشمکشها و جریانات سقیفیه و زد و خورد و کشتاری که شد بپردازیم بسی تفصیل می یابد ... &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;همین قدر می باید گفت که علی و هاشمین و خاندان پیغمبر و یاران او سرگرم کفن و دفن پیامبر بودند که کار انتخاب خلیفه اول بپایان رسید و ابوبکر در جای پیغمبر نشست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابن ابی الحدید ؛ مورخ و محقق معروف  عرب در همین زمینه چنین می گوید : ( عمر و ابو عبیده و چند تن دیگر در حالی که جامه های صنعانی پوشیده بودند ؛ از سقیفه بیرون آمدند ؛ به هر کسی که می رسیدند او را می زدند و جلو می انداختند و دستش را می کشیدند و بدست ابو بکر می مالیدند تا بدین سان بیعت کرده باشد ؛ چه بخواهد و چه نخواهد . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یک نمونه دیگر از( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;معنویت اسلام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; )پیش از آغاز لشکر کشی به سر زمینهای دیگر ؛ از نوشته های مسعودی و دیگران نگاهی بیندازیم ؛ مسعودی در التنبه و الشراف می نویسد : ? &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;عربان از دین بگشتند ؛ بعضی کافر شدند و بعضی زکات ندادند ...  ؛ سران اسلام از این جماعت خواستند که توبه کنند تا مشمول مقررات اسلامی قرار گیرند ؛ و هر گاه امتناع می کردند قتل آنها واجب بود ؛ یعنی با آنها می جنگیدند  و آنها را می کشتند و زن و فرزندانشان را اسیر می کردند . ? .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;پطروفسکی در( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;تاریخ اسلام در ایران&lt;/span&gt; ) می نویسد : ? در دوران زمامداری ابوبکر  آشفتگیهای گوناگون در عالم اسلام پیش آمد؛ عده ای با قبول اسلام و خواندن نماز و از دادن زکات خود داری می کردند و جمعی که ایمانی نداشتند در حال تردید و انتظار به سر می بردند  .&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ابو بکر پس از آن که به کمک سردار خود ? اسامه? تا حدی سرو صدای مخالفان را خاموش کرد ؛ بر آن شد که کلیه دشمنان اسلام را سر کوب کند . برای اجرای نیت خود طی بخشش نامه ای به کلیه قبابل عرب اعلام کرد که ( این لشکر را مامور کرده ام که هر که را از دین برگشته باشد با شمشیر بکشند و به آتش بسوزانند و زن و بچه اش را اسیر کنند مگر آنکه توبه کند ...) ؛  ابوبکر در پی این بخشش نامه با اجرای سیاست شدیدی مخالفان را بجای خود نشانید ؛ از جمله مردی را بنام فجات که خروج کرده بود ؛ پس از دستگیری به مدینه آورد و او را زنده زنده در آتش سوزانید . ? &lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد علی خلیلی در ( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ظلم تاریخ&lt;/span&gt; ) می نویسد : ?  از نامه عمر به عمرو عاص می توان به علل اقتصادی کشور گشایی اعراب ( &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;یا معنویت اسلام&lt;/span&gt; ) پی برد . ترجمه این نامه چنین است  : ? &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;از بنده خدا عمر ؛ امیر مومنان ؛ به عمرو عاص . سلام برتو ؛ ای عمرو ؛ به جان خودم سوگند که اگر من و همراهانم از گرسنگی بمیریم ؛ تو و همراهانت که سیر هستید هیچ نگران ما نمی شوید ؛ چرا غنیمت نمی فرستی !!  بداد برس ؛ بداد برس ؛ بداد برس!!! . ?&lt;br /&gt; و عمرو عاص در پاسخ چنین نوشت ? به بنده خدا امیر مومنان از بنده خدا عمرو عاص : و اما بعد ؛ لبیک لبیک  ؛ کاروانی از خوار بار برایت فرستادم که آغازش نزد تو و پایانش نزد من است !!! ) .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;ابو یوسف انصاری د رکتاب الخراج در رویه 55 می نویسد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; :  ( &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;... وقتی غنائم ایران را نزد عمر آوردند ؛ بار ها را گشود و چشمانش به آنقدر گوهر و مروارید و زر و سیم افتاد که هرگز ندیده بود بگریه افتاد ؛ عبدالرحمن بن عوف به او گفت جای شکر است چرا گریه می کنی ؟ گفت آری ولی خداوند اینهمه ثروت را بمردمی نداد مگر آنکه دشمنی و کینه را میانشان افکنده باشد ? .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    دکتر علی میر فطرس در ? ملاحظاتی در تاریخ ایران ?  می نویسد :  ? چگونگی استقرار اسلام و شرح جنگها و قتل عام های فجیع و گسترده برای مسلمان سازی قبایل عربستان ؛ شرح بسیار مفصلی است که صفحات فراوانی را طلب می کند و در حوزه ی? ملاحظات ? ما نیست ؛ برای آگاهی از این جنگ ها و قتل عام ها نگاه کنید به تاریخ طبری جلد 3و4 ؛ جنگهای پیامبر ؛ محمد بن عمرواقدی؛ جلد1و2و3 ؛ سیرت رسول الله ؛ ابن هشام جلد دوم = با اینحال ؛ سخن کوتاه حضرت محمد به فرستادگان قبیله ی بنی حارث و نیز کلام حباب بن منذر ( یکی از یاران نزدیک پیغمبر ) می تواند نمونه ای برای شناخت چگونگی استقرار اسلام در شبه جزیره عربستان و نواحی دیگر باشد : ( ... در سال دهم هجری؛ پیغمبر ؛ خالد ابن ولید را برای مسلمان سازی قبیله ی بنی حارث بسوی این طایفه فرستاد و تاکید کرد که در صورت عدم پذیرش اسلام با آنان جنگ نماید و خالد ( که در قتل عام طوایف عربستان شهرت داشت ) در ملاقات با سران بنی حارث یادآور شد : ? اسلام بیاورید تا به سلامت مانید !! . ? .   سران بنی حارث نیز از ترس قتل عام مردم ؛ به اسلام گرویدند و همراه خالد نزد محمد رفتند . پیغمبر در ملاقات با سران قبیله ی بنی حارث تاکید کرد : ? اگر خالد ننوشته بود که اسلام آورده اید ؛ سرهایتان را زیر پایتان می انداختم .?    .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   حباب ابن منذر در چگونگی مسلمان شدن قبایل عربستان ؛ خطاب به یاران و سرداران پیغمبر گفت :&lt;br /&gt;? در سایه ی شمشیر شما قبایل عربستان به اسلام گرویده اند ? .  تاریخ طبری جلد چهارم رویه 1246 .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     حضرت محمد ضمن استفاده از شیوه ی نفاق و دامن زدن به کشمکش های قبایل عربی ؛ در استقرار اسلام ؛ خصوصا از شمشیر و خشونت کسانی مانند خالد ابن ولید ؛ استفاده کرد . خالد از پهلوانان معروف قریش بود که قبل از فتح مکه ؛ اسلام پذیرفت و حضرت محمد از مسلمان شدن او بسیار شادمان گردید ؛ آنچنانکه او را به ریاست سواران منصوب کرد . خالد بن ولید یکی از خشن ترین و خونخوارترین سرداران صدر اسلام بود که در استقرار اسلام ؛ جنگ های بسیار کرد ؛ بطوریکه پیغمبر او را ( سیف الله ) یعنی ? شمشیر خدا ? نامید . این ?  شمشیر خدا ? در مسلمان سازی قبایل عربستان و در سرکوب ? اهل رده ? ؛  ( توده های عربی که بلافاصله پس از مرگ پیغمبر از اسلام برگشته و مرتد شده بودند ) نقش فراوان داشت . او در ادامه سرکوب ها و قتل عام های گسترده ؛ بسیاری را از فراز خانه ها و بلندی کوهها به زیر انداخت و کشت و برخی را نیز در آتش سوزانید و آنچنان ترس و وحشتی در میان قبایل عرب بر قرار ساخت که ? همگی به قبول اسلام گردن نهادند ? .                                      (تاریخ طبری پوشینه چهارم = پرتوی در مطالعات اسلامی ؛ علی میر فطرس رویه ی 42 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    بکار بردن قهر و خشونت در مسلمان سازی قبایل عربستان ؛ اگر چه کارساز بود ؛ اما مرگ حضرت محمد و در گیری ها و کشمکش های موجود برای جانشینی او ؛ به قبایل عربستان فرصت داد تا اعتراض و انزجار خود را از اسلام ابراز نمایند . بقول عروه بن زبیر : ? وقتی پیامبر در گذشت هر یک از قبایل همگی یا بعضی شان از دین بگشتند ... و بیشتر مردم در هر جا چنین بودند  ?&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      مجالد ابن سعد گوید : کفر سر بر داشت و آشوب شد و هر یک از قبایل ؛ همگی یا بعضی شان از دین بگشتند ?  &lt;br /&gt;مردم غطفان ؛ بحرین ؛ حطم ؛ عمان ؛ یمن ؛ مهره ؛ عک ؛ اشعریان حضرالموت ؛ بنی سلیم و .... از اسلام برگشتند و     ? بیشتر مردم در همه جا چنین بودند ? تاریخ طبری جلد چهارم رویه های 1406 ? 1354 ? تاریخ کامل اسلام و ایران پوشینه دوم رویه های 37 و 98 ? التنبیه و الاشراف ؛ مسعودی ؛ رویه 261 ? روضه الصفا پوشینه دوم رویه های 603و 614 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    قبایل و طوایفی که از اسلام برگشته و مرتد شده بودند ؛ در ولایات مختلف عامل رسول را بکشتند و زنان و دختران خویش را بفرمودند تا دست ها رنگ کردند و از شادی وفات رسول ؛ و دف ها زدند !! ?&lt;br /&gt;                                                                                                                         قصص النیا ؛ نیشابوری ؛ رویه 455&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    جنگ های خونین ? رده ?  ( برگشتن از دین ) که در سراسر دوران حکومت ابوبکر ؛ عمر و عثمان و علی ادامه داشت ؛ برای سرکوب شورش های ارتدادی و بخاطر مسلمان سازی دو باره ی قبایل عرب بود ؛ بطوریکه ابوبکر و جانشینانش فرمان دادند تا ? هرکه را که از دین برگشته باشد ؛ با شمشیر گردن زنند و به آتش بسوزانند و زن و بچه اش را اسیر کنند و از هیچکس جز اسلام نپذیرند . (تاریخ طبری پوشینه ی چهارم رویه های 1379 = 1394= الفتوح ؛ ابن اعثم کوفی رویه 15  )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     ابوبکر در سرکوب قبایل مرتد بیش از هر چیز از شمشیر سردارانی چون خالد ابن ولید ( شمشیر خدا !!) استفاده کرد . خالد در قبایل و ولایات عربستان ؛ عاملین قتل نمایندگان پیغمبر را کشت و اجسادشان را به آتش کشید ? ... و آنان که شادی مرگ پیغمبر دست رنگ کرده و دف زده بودند ؛ همه را بکشت و به آتش بسوخت و بفرمود تا سرهای شان ؛ گرد کنند و پایه ی دیگ کنند و آتش در تن های ایشان زد ؛ همه را بسوخت ... ? نمونه ی با شکوهی از معنویت اسلام !! ?  ؛ همه بیچاره شدند و رسول به نزد ابوبکر فرستادند و گفتند : ما باز گشتیم از آنچه می گفتیم ؛ پس از این نماز کنیم و زکات دهیم ؛ و همه آن کنیم که تو فرمایی ؛ این مرد ( خالد ابن ولید ) را باز خوان . قصص الانبیا ء رویه 455 = تاریخ طبری پوشینه ی  چهارم رویه ی 1409 = الفتوح رویه 15  )       &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    آنچه که تا کنون گفتم فشرده ای بود از( معنویت اسلام !!) پیش از یورش تازیان به ایرانزمین ؛ و اینک جادارد که به تماشای گوشه هایی از( معنویت اسلام !!) در جریان یورش تازیان به نیاخاک اهورایی خود بنشینیم  .&lt;br /&gt;از داده های تاریخ چنین بر می آید که پیامبر اسلام از دیر باز در اندیشه لشکر کشی به سرزمینهای ایران و روم (بیزانس ) بود ؛ تا آنجا که در آیه 20 سوره ی فتح می گوید : ? ... وخدا بشما باز وعده ی غنیمتهای دیگر فرمود که هنوز بر آن قادر نیستید !! ? .&lt;br /&gt; آرمان دستیابی به ایران را سلمان فارسی در دل محمد پدید آورد و محمد همواره غنایم بسیار از کاخهای حیره          ( دولت عرب وابسته به ایران ) ؛ و کاخ مداین ( پایتخت ساسانی ) را به تازیان وعده می داد . اما ادامه ی مسلمان سازی و جنگهای پیاپی با تبارهای گوناگون  عرب و سرانجام مرگ ناگهانی  ؛ او را از دستیابی به آرمان بزرگش بی بهره گذاشتند . &lt;br /&gt;در زمان ابوبکر بویژه عمر ؛ پس از سرکوب شورش های ارتداد عرب ؛ آرامشی نسبی  پدید آمد و از سوی دیگر خشکسالی های پیاپی و فقر همگانی اعراب سبب گردید که جانشینان محمد برای دست یابی به دارشهای ملتهای توانگر ؛  و گسترش فرمانروایی اسلامی جنگهای گسترده ای را تدارک ببینند .&lt;br /&gt;مسعودی در رویه ی 664 مروج الذهب می نویسد : (  ... عمر در مسجد بپا خاست و حمد و ثنای خدا گفت ؛ آنگاه کسان را بجهاد خواند و ترغیب کرد و گفت : ? دیگر حجاز جای ماندن شما نیست و پیغمبر صلی الله علیه و سلم فتح قلمرو کسری و قیصر را بشما وعده داده است . بطرف سرزمین ایران حرکت کنید ... ?. و چنین شد که سرانجام تازیان بیابانگرد بی فرهنگ ؛ برای بدست آوردن زر و برده و زن ؛ به نیاخاک اهورایی ما یورش آوردند و همه ی ارزشهای فرهنگی ما را نابود کردند . &lt;br /&gt; من در این بخش از سخنم خواهم کوشید تا گوشه هایی از ویرانگری ها یاین بیابانگردان بی فرهنگ را نشانتان  دهم ؛ اما پیش از آن شایسته می بینم  که یکبار دیگر سخنان آن دو استاد اسلام شناس ایران ستیز را در گفتگوی با رادیو فرانسه یاد آوری کنم که فرمودند !! :  امکان ندارد که حتی عربها یک برگ کاغذ را سوزانده باشند !!   و جایگزین کردن واژه های پارسی را بجای کلمات عربی هم  ؛   کاری بیهوده به شمار آوردند .&lt;br /&gt; عبدالحسین زرین کوب در رویه 115 کتاب دو قرن سکوت می نویسد : ? .. آنچه از تامل در تاریخ  بر می آید این است ؛ که عربان هم از آغاز حال ؛ شاید برای آن که از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند ؛ و آن را چون حربه ی تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند ؛ در صدد بر آمدند زبان ها و لهجه های رایج در ایران را از میان ببرند . آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت را در بلاد دور افتاده ایران بخطر اندازد . بهمین سبب هر جا که در شهرهای ایران ؛ به خط و زبان و کتاب و کتابخانه بر خوردند با آنها سخت بمخالفت بر خاستند ... نوشته اند که وقتی قتیبه بن مسلم ؛ سردار حجاج ؛ بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ در امان نمی گذاشت و هیر بدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتابهایشان  همه بسوزانید و تباه کرد تا آنکه مردم رفته رفته امی ماندند و از خط و کتاب بی بهره گشتند و اخبار آنها فراموش شد و از میان رفت . این واقعه نشان می دهد که اعراب زبان و خط مردم ایران را به مثابه حربه ای تلقی می کرده اند که اگر در دست مغلوبی باشد ممکن است بدان با غالب در آویزد و به ستیزه و پیکار بر خیزد . از اینرو شگفت نیست که در همه شهر ها ؛ برای از میان بردن زبان و خط و فرهنگ ایران به جد کوششی کرده باشند . شاید بهانه دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قران می شمرد .? .&lt;br /&gt;عبدالحسین زرین کوب در بخش دیگری زیر نام ( کتاب سوزی ) می نویسد : ?  بدین گونه شک نیست که در هجوم تازیان ؛ بسیاری از کتابهاو کتابخانه ی ایران دستخوش آسیب فنا گشته است . این دعوی را از تاریخها میتوان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید میکنند . با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند !!. این تردید چه لازم است !!!    برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست ؛ کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند ؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد . تمام شواهد نشان می دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایده ای نمی برده است . در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی دیده است . از اینها گذشته ؛ در دوره ای که دانش و هنر ؛ به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده است ؛ با از میان رفتن این دو طبقه ؛ ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی گذاشته است . مگر نه این بود که در حمله تازیان ؛ موبدان بیش از هر طبقه  دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند ؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد تازیان نیز نمی خورده موجبی برای بقا نداشت . نام بسیاری از کتابهای عهد ساسانی در کتابها مانده است که نام و نشانی از آنها باقی  نیست . حتی ترجمه های آنها نیز که در اوایل عهد عباسی شده است از میان رفته است . پیدا است که محیط مسلمانی برای وجود و بقای چنین کتابها مناسب نبوده است و سبب نابودی آن کتابها نیز همین است .&lt;br /&gt; باری از همه قرائن پیدا است که در حمله عرب بسیاری از کتابها ی ایرانیان از میان رفته است .? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     ابن خلدون درکتاب نامدار خود بنام ( مقدمه ) ؛ چاپ مصر رویه 285 می نویسد  : ? وقتی سعد ابی وقاص بر مدائن دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید . نامه به عمرابن خطاب نوشت و در باب این کتابها دستوری خواست . عمر در پاسخ نوشت که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتابها راهنمایی است ؛ خداوند برای ما قران را فرستاده است که از آنها راه نماینده تر است و اگر در آن کتابها جز مایه گمراهی نیست ؛ خداوند ما را از شر آنها در امان داشته است ...  !! از این سبب آن همه کتابها را در آب یا در آتش افکندند و از میان بردند  ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    کورت فریشلر در کتاب ( امام حسین و ایران ) برگردان ذبیح الله منصوری ؛ در رویه چهلم می نویسد : ? ... از این موضوع نباید حیرت کرد چون قبل از اسلام مردم عربستان بی سواد بودند و بعد از اسلام نیز مدتها طول کشید تا که این مردم علاقه به خواندن و نوشتن پیدا کردند و قبل از اسلام در زبان عربی کلمه  ( کتاب ) وجود نداشت و اولین مرتبه در زبان عربی کلمه ( کتاب ) با قران آمد ؛ اعراب صدر اسلام طوری نسبت به کتاب بدون علاقه بودند که چند کتابخانه بزرگ آن زمان را بعد از غلبه بر کشورهایی که کتابخانه در آنجا بود سوزانیدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      دکتر علی میر فطروس در رویه ی 24  ? ملاحظاتی در تاریخ ایران ?  می نویسد : ( ... حمله ی اعراب به ایران ؛ چه از نظر سیاسی و چه از نظر اجتماعی ؛ مهم تر ؛ موثرتر و مرگبارتر از حمله ی مغول ها بود زیرا مغول ها بخاطر فقدان یک مذهب مشخص و عدم اعتقاد به هیچیک از ادیان و آیین های معتبر ؛ در مجموع ؛ از تعصب مذهبی و رجحان ملتی بر ملت دیگر بدور بودند؛ بعبارت دیگر حمله ی مغولها اساسا متوجه تصرف قدرت سیاسی حکومت در ایران بوده ؛ اما اعراب از یکطرف کوشیدند تا با اشغال نظامی ایران ؛ استقلال و شکل سیاسی حکومت ایران را نابود کنند ( سرنگونی امپراتوری ساسانی ) و از طرف دیگر تلاش کردند تا با قران و اسلام ؛  ( ملت ایران )  را در  ( امت اسلام )  ؛ و  دین و فرهنگ و زبان و خط ایرانی را ؛  در دین و فرهنگ و زبان و خط عربی حل کنند . از اینرو نتایج مخرب حمله اعراب به ایران از نظرتاریخی عمیق تر ؛  و از نظر جغرافیایی گسترده تر از حمله مغولها بوده است ...)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    علی میرفطرس در جای دیگری می نویسد : ( ... در عرصه ی فلسفه و علوم نیز ایران ؛ قبل از حمله اعراب از مراکز مهم فرهنگ و تمدن جهانی بشمار می رفت . در این دوره ؛ دانش طب ؛ ریاضیات ؛ نجوم ؛ فلسفه و هنر موسیقی رواج داشت . بسته شدن مدرسه ی آتن و مهاجرت عده ای از فلاسفه یونان به ایران و بویژه ترجمه آثار فلاسفه و دانشمندان یونانی به پهلوی ؛ باعث غنای فرهنگی و علمی جامعه شده بود . دانشگاه جندی شاپور ( نزدیک دزفول =  شوشتر ) یکی از مراکز علمی آن زمان بود که بخاطر تجمع معروفترین و بزرگترین فلاسفه ؛ اطبا ؛ و دانشمندان ایرانی و خارجی ؛ دارای اهمیت علمی بسیار بود . در این دوران ؛ قبایل عرب ؛ از فرهنگ نازلی بر خوردار بودند و به خط و کتابت و علم و دانش آشنایی نداشتند . شرایط سخت اقتصادی و علاقه اعراب به زندگی قبیله ای ؛ فرصتی برای رشد و پرورش اندیشه ها باقی نمی گذاشت . بعد از اسلام نیز نوعی ممنوعیت و تعصب مذهبی باعث شد تا اعراب مسلمان ؛ هیچ چیز ? بجز قران را لایق خواندن ندانند . اعتقاد باینکه : ? قران ؛ ناسخ همه ی کتب ؛ و اسلام ؛ ناسخ همه ی ادیان و اندیشه هاست ( ان الاسلام یهدم ماکان قبله  ) و ?  هیچ دانشی نیست که در قران نباشد?  ( لارطب و لا یابس الافی کتاب مبین ) ؛ باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایرفرهنگی سایر ملتها ؛ بدیده حقارت و دشمنی بنگرند    با چنین خصلت قبیله ای و احساس و اندیشه ای بود که اعراب مسلمان ؛ پس از حمله و اشغال کشورهای متمدن ( مانند ایران و مصر ) بی درنگ به نابود کردن ذخایر علمی و فرهنگی ملل مغلوب پرداختند آنچنانکه در حمله به مصر ؛ کتابخانه ها را به آتش کشیدند و محصول تمدن و فرهنگ چند هزار ساله ی این ملت باستانی را به ? تون ? ( آتشدان ) حمام ها افکندند بطوریکه مدت شش ماه حمامهای مصری از سوختن این کتابها گرم می شد . یاقوت حموی سیاح عرب ? تعداد حمامهای مصر در این زمان را چهار هزار ذکر کرده است که می توان از این رقم به کثرت کتابهای سوخته شده پی برد . در حمله به ایران نیز اعراب مسلمان از همین  ? سیاست آتش ? استفاده کردند بطوریکه کتابخانه های ری و جندی شاپور را به آتش کشیدند زیرا عمر نیز معتقد بود که : ( با وجود قران ؛ مسلمین را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست .    ( نگاه کنید به : تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی  ذبیح الله صفاپوشینه ی یکم رویه 33 = تاریخ تمدن اسلام ؛ جرجی زیدان پوشینه سوم رویه های 434 به بعد = فرهنگ ایرانی پیش از اسلام ؛ محمد محمدی رویه های 39 و 64  حلاج ؛ علی میر فطرس رویه 87 به بعد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     مرتضی راوندی در همین زمینه  می نویسد : (  تصرف پایتخت ساسانیان و ویران شدن آن بدست تازیان تاثیر شدیدی در مردم ایران کرد ....یکی از آثار شوم و بسیار زیانبخش حمله اعراب به ایران محو آثار علمی و ادبی این مرزو بوم بود  اعراب جاهل کلیه کتب علمی و ادبی را بعنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از بین بردند ؛ سعد وقاص پس از تسخیر فارس و فتح مدائن و دست یافتن به کتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران از عمر خلیفه وقت کسب تکلیف نمود و وی نوشت کتابها را در آب بریزید زیرا اکر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا از آنها بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است وجود آنها لازم نیست کتاب خدا برای ما کافی است .  پس از وصول این دستور ؛ سعد وقاص و دیگران حاصل صد ها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند . و بگفته ی استاد همایی   ? همان کاری را که قبل از اسلام اسکندر با کتابخانه استخر ؛ و عمروعاص با کتابخانه اسکندریه ؛ و هلاکو با دارلعلم بغداد کردند ؛ سعد ابی وقاص با کتابخانه عجم کرد ? .  تاریخ اجتماعی ایران = پوشینه دوم = رویه 50&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    با چنان خصلت قبیله ای و تعصب اسلامی بود که مثلا قتیبه بن مسلم ( سردار عرب ) برای مسلمان سازی مردم خراسان و خوارزم ؛ ضمن قتل عام مردم و ویرانی شهرهای این مناطق ( بسال 90 هجری ) مورخین ؛ متفکرین و دانشمندان این نواحی را بکلی فانی و معدوم الاثر کرد و بسیاری را به شهرهای دوردست تبعید کرد و آثار و رسالات آنان را بسوخت آنچنانکه اخبار و و اوضاع ایشان ( مردم خراسان و خوارزم ) مخفی و مستور ماند ... و اهل خوارزم امی ( بیسواد ) ماندند و در اموری که مورد نیاز آنان بود تنها به محفوظات خود استناد کردند ...)  .  (  علی میر فطرس = ملاحظاتی در تاریخ ایران = رویه  27  . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     بعضی از حکام ایرانی خلافت عباسی نیز در حفظ و گسترش فرهنگ ایرانی بی علاقه بودند ؛ هندوشاه سمرقندی در ذکر حکومت عبدالله بن طاهر ( 213-230 هجری ) می نویسد : عبدالله ابن طاهر به روزگار خلفای عباسی ؛ امیر خراسان بود . روزی در نیشابور ( به مسند ) نسشته بود ؛ شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد و ( امیر ) پرسید  این چه کتاب است ؟ مرد گفت : این قصه ء وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند ؛ امیر فرمود  : ( ما مردم قران خوانیم و به غیر از قران و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب درکار نیست . این کتاب  تالیف مغان زرتشتی است و پیش ما مردود است .  پس فرمود  تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد در قلمرو او بهر جا از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند .    ( همان جا )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      در سال 444 هجری کتابخانه معروف شمس الدین ابوالمظفر گیلکی در شهر طبس توسط مسلمانان غارت گردید و در آتش سوخت . کتابخانه  شهر شاپور ( فارس ) نیز در همان سالها توسط مسلمانان متعصب غارت شد بطوریکه ده هزار و چهارصد جلد کتاب خطی در آتش سوخت .   (  رویه 33 همان جا . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب !!  در باره زبان های ایرانی  و کتاب و فرهنگ ایرانیان  ؛ و  بر خورد  (معنویت !! ) اسلام با فرهنگ ایرانزمین  باندازه ی که در پیاله ی تنگ یک سخنرانی بگنجد گفتم و از اینکه با شکیبایی ؛ تا اینجا به سخنانم گوش فرادادید بسیار سپاسگزارم ؛  اینک اگر پروانه بدهید  بپردازیم به بررسی چگونگی پیشباز ایرانیان از( معنویت اسلام !! )  و ببینیم چه شد که ایرانیان با آغوش باز!!؟ اسلام را پذیرفتند و با ساز و دهل به پیشبازش شتافتند. اما پیش از ادامه ی سخن بد نیست که برای نیرو گرفتن ؛ یک چای و قهوه ای با هم  بخوریم و سپس به سخنانی که بوی خون در این تالار پراکنده خواهند کرد ؛ ادامه دهیم !!&lt;br /&gt; *********************&lt;br /&gt; ***************&lt;br /&gt;  *****&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سپاس دوباره از مهر و شکیبایی شما ؛  سخن را پی می گیریم ؛ چنانچه تا کنون شنیدید ؛ همه ی کوشش من بر آن بود ؛ و باز چنین خواهد بود که هیچ سخن از خود نگویم ؛ بلکه تا جاییکه در توان دارم ؛ از فرزانگانی بهره بگیرم که  نامهای بزرگ دارند ؛ امیدوارم این کوشش من ببار بنشیند و شما جوانان خوب میهنم  ؛  با راستینگیهای تاریخ سرزمین خود آشنا بشوید ؛ و فریب گروهی تازی پرست ایران ستیز را نخورید ؛ و این بدانید که تازیان برای پذیراندن آیین خرافه گرای خود که از ژرفای پندارهای بیمارشان برخاسته بود ؛ چیزی جز خون و مرگ و ننگ و نکبت برای ما به ارمغان نیاورده اند  ؛ و پدران شما نه تنها به پیشباز چنین آیین خرد ستیزی نشتافته اند !!  ؛ بلکه بدرازای چندین سده با آن ستیزیده اند ؛ دریغ اما که نداشتن رهبری ؛ بویژه پس از مرگ یزدگرد سوم ؛ و رستم فرخزاد ؛ و خیانت برخی از بزرگان ایران ؛ و بسیاری انگیزه های دیگر که بیرون از جستار امشب ما است ؛ راه برای تاخت و تاز تازیان بیانگرد بی فرهنگ گشوده شد ؛ و شد آنچه که ملت ایران سزاوارش نبود !!   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    عبدالحسین زرین کوب در رویه 69 کتاب دو قرن سکوت می نویسد : ?  تازیان به تیسفون در آمدند و غارت و کشتن پیش گرفتند ... بدین گونه بود که تیسفون با کاخهای شاهنشاهی و گنجهای گرانبها ی چهارصد ساله ی خاندان ساسانی به دست عربان افتاد و کسانی که نمک را از کافور نمی شناختند و توفیر بهای سیم و زر را نمی دانستند ؛ از آن قصر های افسانه آمیز جز ویرانی هیچ بر جای ننهادند . نوشته اند که از آنجا فرش بزرگی به مدینه آوردند که از بزرگی جایی نبود که آنرا بتوان افکند . پاره پاره اش کردند و بر سران قوم بخش نمودند ؛ پاره از آنرا بعد ها بیست هزار درم فروختند . در حقیقت ؛ وقتی سعد به مدائن در آمد ؛ مدافعان آنرا فرو گذاشته و رفته بودند . . سعد با اعراب خویش در کوچه های خلوت و متروک شهر آرام و بی دفاع در آمد . ایرانیان مجال آنرا نیافته بودند که همه اموال و گنجهای پر بهای کهن را با خویشتن ببرند . مال و متاع و ظرف و اسباب و زر و گوهر که در این میان باقی مانده بود بسیار بود . به یک روایت سه هزار هزارهزار درم در خزانه بود که نیم آن بجای مانده بود . از اینرو گنج و خواسته بسیار به دست فاتحان افتاد .سعد فرمان داد تا در شهر کهنه مسجدی بسازند و از آن پس به جای آتشگاه و باژ و برسم و زمزمه ؛ در این شهر بزرگی که سالها مرکز موبدان و مغان بود ؛ جز بانگ اذان و تهلیل و تسبیح چیزی شنیده نمی شد ؛ و دیگر هر گز در آن حدود رسم و آیین مغان و موبدان تجدید نشد . اندک اندک شهر نیز از اهمیت افتاد و با توسعه بصره و واسط و کوفه ؛ از مدائن جز شهری کوچک و بی اهمیت نماند . هر چند ایوان آن سالها همچنان باقی ماند و ویرانه های آن از شکوه و عظمت ایران رازها می گوید و افسانه های دلنشین دارد ...? .&lt;br /&gt;باز می گوید :?... فاتحان گریختکان را پی گرفتند ؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند ؛ شسصت هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند ؛ هنگامی که این خبر بگوش عمر رسید دستها را بهم کوفت . گفت از این بچه های پدر ناشناخته به خدا پناه می برم ...? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اینها نمونه هایی هستند از آن معنویتی که ایرانیان در اسلام دیدند و با آغوش باز به پیشباز آن شتافتند !! .&lt;br /&gt; براستی ننگ بر ایرانیان تازی پرستی باد که در خوار داشت ملت خود تا بدین پایه می کوشند و از تازیان پدافند می کنند ؛ اینها تخم و ترکه ی همان بچه های پدر ناشناخته ای هستند که حتی عمر با همه ی سفاکی خود از دست آنان به خدا پناه برد !! .  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    مرتضی راوندی در رویه 50 از پوشینه دوم تاریخ اجتماعی ایران ؛ می نویسد : ? ... اعراب در تیسفون غنائم فراوان بدست آوردند که عبارت بود از مقادیر زیادی طلا و نقره منقوش به صورت انسان و حیوان و سنگهای قیمتی ؛ پارچه های ابریشمی ؛ زربفت ؛ قالیهای زیبا ؛ بردگان بسیار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان دیگر .  شهر تیسفون ویران ؛ سوخته و غارت شد و دیگر در هیچ عهدی احیا نگشت . بخشی از ساکنان شهر که نتوانسته بودند فرار کنند کشته شدند و بخشی به اسیری و بردگی برده شدند ؛ سطح فرهنگ و تربیت سپاهیان عرب و حتی سرداران بزرگ ایشان به قدری نازل بود که از درک ارزش اشیائی که با چنان هنرمندی و چیره دستی ساخته شده بود ؛ عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنایم را تقسیم می کردند . بدین سبب بود که ظروف زیبای طلا و نقره را که از لحاظ  هنری بی بدیل بودند ذوب کردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه های زربفت و زیبا را قطعه قطعه کردند .&lt;br /&gt;مرتضی راوندی ؛ در همانجا  از تاریخ گزیده آورده است که : ? قتیبه بن مسلم باهلی ؛ سردار معروف حجاج که چندین هزار از ایرانیان را در خراسان و ماوراءالنهر کشتار کرد و در یکی از این جنگها به سبب سوگندی که خورده بود اینقدر از ایرانیان کشت که بتمام معنی  کلمه از خون آنها آسیاب روان گردانید و گندم آرد کرد و از آن آرد نان پخت و تناول نمود ؛ و زنها و دخترهای آنها را در حضور آنها به لشکر عرب قسمت کرد ... ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    یزید ابن مهلب یکی از سرداران بزرگ اسلام است که همه ی تاریخ نویسان مسلمان از او ؛  و از  کرد وکار ننگینش  یاد کرده اند ؛  این خونریز تبهکار که ننگین ترین رویه های تاریخ  بشر را با شمشیر خونچکان خود نوشته است  ؛  در گرکان ؛ در سه شبانه روز پیاپی ؛ دوازده هزار نفر از اسیران ایرانی را  بر سر ناودانهای آسیابها  سر برید تاگندم آرد کرده و نان بپزد و بخورد  ؛ ( ...  و شش هزار برده از مردم گرگان گرفت و همه را به بردگی فروخت ....  )  این مرد خدا!!  که پیام آور( معنویت اسلام !!!  ) بود در برابر یک برده ی او که بدست یک ایرانی کشته شده بود یکهزار تن ایرانی را بدار کشید ... ؛     ... یزید ابن مهلب ( سردار اموی ) در حمله به گرگان و سرکوب ایرانیان آزاده و شورش توده ها 40 هزار تن از مردم گرگان را کشت ... یزید ابن مهلب گرگان را چنان غارت کرد که در نامه ای به خلیفه اموی نوشت : ? چندان غنائم بر داشتم که قطار شتر تا به شام رسد ... ? .     تاریخ تبرستان = بهاءالدین اسفندیار رویه های 164 و 165&lt;br /&gt;با دریغ و درد باید گفت که افعی زادگان اهرمن خویی که امروز  بر نیاخاک اهورایی ما فرمانروایی می کنند ؛  میدانی را در شهر بزرگ تهران بنام این خونریز بزرگ تاریخ   ؛ یعنی (  یزید ابن مهلب )  نامگذاری کرده اند  ؛ ننگشان باد !!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک بد نیست نگاهی داشته باشیم  به نادیده گرفتن مبارزات و پایداری ایرانیان در برابر این افعی زادگان اهرمن خو ؛ برای نمونه علی شریعتی در کتاب (  علی ؛ حیات بارورش پس از مرگ ) می نویسد :  (  ....    کجا ایرانی از همان اول در برابر اسلام قرار گرفت و نخواسته اسلام را بپذیرد؟؟؟!!  کجا چنین چیزی است ؟؟؟!!  یک جا ؛ یک نمونه نیست !!!&lt;br /&gt;اینک برای اینکه دشمنی علی شریعتی و همپالگیهای او را با ملت بزرگ ایران بدانید ؛  و فریب یاوه پردازیهای این دشمنان سوگند خورده ی نیاخاک اهورایی خود رانخورید ؛ به نمونه هایی که پیشکش خواهم کرد خوب بنگرید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   مسلما بعضی قبایل مناطق عرب نشین امپراتوری ساسانی - در مجاورت قلمرو اسلامی - پس از حمله ی اعراب مسلمان ؛ اسلام را پذیرفتند ( چیزی که محققان اسلامی ؛ به تکرار آنرا ? استقبال ایرانیان از اسلام ? قلمداد کرده اند   با اینحال باید دانست که بیشتر نواحی عرب نشین ایران ( مانند حیره ؛ انبار ؛ فرات ؛ نواحی سواد و ... ) پس از جنگ با اعراب مسلمان ؛ از پذیرفتن اسلام خود داری کردند و تنها به پرداخت جزیه گردن گذاشتند . این امر آنچنان عجیب بود که خشم سرداران عرب را برانگیخته بود  . میر فطرس ؛ ملاحظاتی در تاریخ ایران ؛ رویه ی 71&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      در همه شهر ها و ولایات ایران ؛ اعراب مسلمان با مقاومت های سخت مردم روبرو شدند . در اکثر شهر ها ؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید ؛ مثلا در سقوط مدائن و خصوصا مقاومت مردم در جنگ جولا ؛ اعراب مسلمان ؛ خشونت زیادی از خود نشان دادند آنچنانکه مورخین از آن بنام ? واقعه هولناک جولا ? یاد کرده اند . در این جنگ ؛ صدهزار تن از ایرانیان کشته شدند و تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و بسیاری کشته ؛ دشت را پوشانیده بود که نمودار جلال جنگ بود . طبری پوشینه پنجم رویه 1829 = تاریخ کامل ؛ ابن اثیر رویه ی 340 = فتوح البلدان بلاذری رویه 65&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     دینوری حتی تاکید می کند که پس از شکست ایرانیان در جنگ جولا و فرار یزدگرد به قم ؛ مردم در همه جا به هیجان آمدند و از هر سو برای اجابت ندای کمک و استعانت یزدگرد ؛ حرکت کردند ؛ و مردم از قومس ( دامغان ) تبرستان و گرگان و دماوند و ری و اصفهان و همدان و ماهان ؛ بسوی یزدگرد روی آوردند و گروهی از جنگجویان بر او گرد آمدند . اخبار الطوال ؛ بنقل از ملاحظاتی در تاریخ ایران رویه 72&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    در حمله به دهکده ی الیس ( هم مرز قلمرو اسلامی ) جاپان ؛ سالار دهکده ی الیس ؛ راه را بر خالد ابن ولید بست . جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار  رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به  ?  رود خون  ? معروف گردید در گرفت . در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان ؛ خالد نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید ? چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم ? و چون پارسیان مغلوب شدند ؛ بدستور خالد ? گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند ؛ می آوردند و در رود گردن می زدند ? مغیره گوید که ? بر رود ؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود ؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند ؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود .  طبری ؛ پوشینه ی چهارم ؛ رویه 1491 . اینهم نمونه ی دیگری از? معنویت اسلام !!! ?&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    در جنگ نهاوند نیز ایرانیان مقاومت بسیار و اعراب خشونت بسیار از خود نشان دادند ... مقدسی در باره ی جنگ نهاوند و مقاومت ایرانیان می نویسد : ? ....  و دسته های ایرانی ؛ که گویند چهار صد هزار نفر بودند ... در آنجا بودند و به شکیبایی و پایداری سوگند یاد کرده بودند ... و اعراب از ایشان چندان کشتند که خدا داند .... و از اموال و غنیمت ها ؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است .     ( آفرینش و تاریخ ؛ پوشینه ی پنجم ؛ رویه 192 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     در شوشتر ؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند . چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند ... پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اسلام در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند .  ( الفتوح رویه 223 ? تذکره شوشتر سید عبدالله شوشتری ؛ رویه 16 . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    شورش دیگری در چالوس رویان روی داد و عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه  (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم ؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را ? یک یک = به حضور طلبید ند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد ... و املاک مردم را بزور می بردند ..) تاریخ طبرستان رویه 183 = تاریخ رویان ؛ اولیاء الله آملی رویه 69   )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     در فتح استخر ؛ مردم شهر قتل عام شدند و  اعراب مسلمان ? کشتاری بزرگ کردند ?  . با اینحال مردم از پذیرفتن اسلام خود داری کردند بلکه با حفظ آیین خود به پرداخت جزیه گردن نهادند .  ( تاریخ طبری ؛ پوشینه پنجم رویه 2009  . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب ؛ بسیاری از مردم را کشتند  و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند . الفتوح رویه 215 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    در حمله به سیستان ؛ مردم ؛ مقاومت بسیار و اعراب مسلمان ؛ خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد          ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان ؛ ? و برای نشان دادن معنویت اسلام ? !!   دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) ... و هم از آن کشتگان ؛ تکیه گاهها ساختند  ؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست ؛  بدین ترتیب  ؛ اسلام در سیستان متمکن شد و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) در هم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و...&lt;br /&gt;   تاریخ سیستان رویه 80&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   در حمله اعراب به ری ( نزدیک تهران کنونی ) مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد ... مردم جنگیدند و پایمردی کردند ... و چندان از آنها کشته شد که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود . طبری ؛ پوشینه پنجم رویه 1975&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   در حمله ی اعراب به آذربایجان ؛ خراسان و همدان نیز ؛ مردم بسختی جنگیدند و در برابر اعراب مسلمان مقاومت کردند بگونه ای که بگفته ی تبری ? جنگ و مقاومت مردم همدان در عظمت ؛ همانند جنگ نهاوند بود .... و از پارسیان چندان کشته شدند که بشمار نبود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    در حمله به شاپور نیز ؛ مردم پایداری و مقا.مت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا  ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا بخونخواهی او ؛ مردم شاپور را قتل عام کنند ؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند . فارسنامه ی ابن بلخی ؛ رویه 116&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   در حمله به سرخس ؛ اعراب مسلمان ? همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند .   ( تاریخ کامل ؛ علی ابن اثیر ؛ پوشینه سوم ؛ رویه 208 . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      در حمله به نیشابور ؛ مردم امان خواستند که موافقت شد ؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند ؛ به قتل و غارت مردم پرداختند ؛ بطوریکه  ? آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند . الفتوح ؛ رویه 282&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان ؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز ؛ بعنوان خراج سالانه ؛ با اعراب مهاجم صلح کردند . البلدان ؛ یعقوبی رویه 62 ( شرم و ننگ جاودانه باد بر ایرانیان تازی پرستی که آگاهانه این راستیهای تاریخ را نادیده می گیرند تا آیین خرد ستیز اسلام را بر مردم ایران همچنان چیره نگهدارند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   مردم قومس ( دامغان ) نیز با پرداخت پانصد هزار در هم ؛ از اعراب مسلمان خواستند تا کسی را نکشند و به اسیری نبرند و آتشکده ای را ویران نکنند . ( فتوح البلدان رویه 148 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   در حمله ی اعراب به گرگان ؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند ؛ بطوریکه سردار عرب      ( سعید بن عاص ) از وحشت ؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت ؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان ? امان ? داد و سوگند خورد   ? یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت ? مردم گرگان تسلیم شدند ؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید ؛ بجز یک تن ؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت : ? من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم ! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود . ( طبری = پوشینه پنجم رویه 2116  = تاریخ کامل ؛ ابن اثیر پوشینه سوم ؛ رویه 178 )&lt;br /&gt; آیا  مطهری ها ؛ و علی شریعتی ها  ؛ و دکتر معزی ها ؛ و دکتر دباشی  ها ؛ و دکتر حسن صدرها  ؛ و عبدوالکریم سروش ها ؛ و جلال آل احمد ها ؛  و احسان طبری ها و کیانوری ها و دیگر رهبران حزب توده و سوسیالیست هایی که در پدافند از اسلام ؛  و خوارداشت تاریخ و آیین نیاکان خود  ؛ گوی سبقت را از ابوبکر و عمر و عثمان و علی هم ربوده اند ؛ این برگهای ننگین تاریخ اسلام را نمی خوانند  ؟؟؟ .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    بهنگام ورود اسرای ایرانی به مدینه ؛ عمر خلیفه ی دوم اراده کرد تا زنان را بفروشد و مردان را عبید ( نوکر ) عرب قرار دهد ؛ تا اینان ؛ عربهای ضعیف و علیل و پیر را بروی پشت ( بدوش ) گرفته ؛ بدور خانه ی خدا طواف دهند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   وقتی اسیران نهاوند را بمدینه آوردند ؛ یکی از اسیران بنام ابو لوءلوء ? فیروز ایرانی ? هر اسیر کوچک یا بزرگی را که می دید ؛ بر سرش دست نوازش می کشید و می گریست و می گفت : ? عمر جگرم را بخورد ? همین فیروز ایرانی بعد ها با کشتن عمر ( عامل و آمر حمله به ایران ) سر انجام انتقام گرفت . جشن ( عمر سوزان ) در بسیاری از شهر ها و ولایات ایران ؛ امروزه شاید یادآور کینه ی ایرانیان نسبت به عمر و حمله ی اعراب باشد . میر فطرس ؛ ملاحظاتی در تاریخ ایران ؛ رویه 77 .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     تسلط  اعراب بر ایران ؛ بمنزله ی پایان مقاومت ها و مخالفت ها ی مردم ایران در برابر تحمیل دین و دولت اسلامی نبود ؛ بلکه در طول سالهای اشغال ایران توسط اعراب ؛ مردم همچنان بر علیه حکومت های دست نشانده ی اسلامی  ( که مظهر دین تحمیلی بودند ) بمبارزه پرداختند ؛ مثلا : پس از فتح استخر ؛ مردم آنجا سر بشورش برداشتند و حاکم عرب را کشتند ... اعراب مجبور شداند تا برای بار دوم  ? استخر ? را محاصره و تصرف کنند ؛ مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح استخر ( عبدالله ابن عامر ) را سخت خشمگین کرد ؛ بطوریکه :            ? سوگند خورد که چندان بکشد از مردم استخر که خون براند ... به استخر آمد و ( آنجا را ) بجنگ بستد ... و خون همگان مباح گردانید ؛ و چندانکه کشتند خون نمی رفت ؛ تا آب گرم به خون ریختند ؛ پس خون برفت ( و آسیاب بکار افتاد ) ... و عده ی کشتگان که نام بردار بودند چهل هزار کشته بود ؛ بیرون از مجهولان ...&lt;br /&gt;در زمان عمر مردم آذربایجان چندین بار سر بشورش بر داشتند و با سپاهیان عرب بسختی جنگیدند ..&lt;br /&gt;مردم خراسان نیز که ? قبول اسلام ? کرده بودند ؛ پس از چندی ? مرتد ? شدند و در زمان عثمان سر بشورش بر داشتند و خلیفه ی مسلمین ؛ فرمان داد تا آنان را سرکوب کنند ... ( عبدالله ابن عامر )  و ( سعید ابن عاص ) بسوی خراسان تاختند تا ? بار دوم ?  گرگان و تبرستان و تمیشه را فتح نمایند ... در همین ایام مردم ? سیستان ?  نبز قیام کردند و حاکم عرب آنجا را از شهر بیرون کردند . همچنین در سال 28 هجری مردم فارس بر علیه ?  عبیدالله بن معمر ( حاکم دست نشانده ی عرب ) شورش کردند و او را کشتند و سپاهیان مسلمان را شکست دادند .... مردم          ? دارابجرد ? نیز علم طغیان بر داشتند .&lt;br /&gt;گیلان و دیلمستان تا حدود 250 سال در برابر هجوم و نفوذ اعراب مقاومت کردند ؛ بطوریکه اعراب مسلمان ؛ این نواحی را ( ثغر ) می خواندند ؛ و ( ثغر ) در نزد مسلمانان عرب ؛ مرزی بود که شهر های آنها را از ولایات دشمن و اهل کفر ؛ جدا می ساخت ؛ در ضرب المثل های اعراب نیز از مردم ? گیل ? و ? دیلم ? همواره بعنوان  ? دشمنان اسلام ? نام می برند . بقول سعید نفیسی : تازیان هرگز نتوانسته اند سرزمین گیلان و دیلمستان را متصرف شوند .            &lt;br /&gt;                                                                                                                اسلامشناسی ؛ بابک دوستدار ؛ رویه ی 80&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*      مردم گرگان در زمان عثمان بار دیگر شورش کردند و از دادن خراج و جزیه خود داری کردند ... در زمان سلیمان ابن عبدالملک اموی نیز مردم گرگان شورش کردند و عامل خلیفه را کشتند و چنانکه گفته ایم ؛ یزید ابن مهلب با لشکری فراوان بسوی گرگان شتافت ؛ و بقول مورخین 40 هزار تن از مردم گرگان را بقتل رسانید . مقاومت گرگانیان چنان بود که سردار عرب سوگند خورد تا با خون گرگانیان آسیاب بگرداند ... پس به گرگان در آمد و چهل هزار تن از مردم گرگان را گردن زد ؛ و خون چون روان نمی شد ؛ ( برای اینکه سردار عرب را از کفاره سوگند نجات دهند ) ؛ آب در جوی نهادند و خون با آن به آسیاب بردند و گندم آرد کردند و یزید ابن مهلب از آن بخورد تا سوگند خویش وفات کرده باشد ... پس شش هزار کودک و زن و مرد جوان اسیر کرد و همه را به بردگی فروختند ... و فرمود تا در مسافت دو فرسخ ( دوازده کیلومتر ) دارها زدند و پیکر کشتگان را بر دو جانب جاده بیاویختند ... سالها بعد قحطبه ابن شبیب ( عامل خلیفه عباسی ) نیز قریب سی هزار تن از مردم گرگان را کشت . ( علی میر فطرس ملاحظاتی در تاریخ ایران ؛  بنقل از : تاریخ گردیزی رویه 251 ? تاریخ تبرستان ؛ پوشینه یکم رویه 164 ? فتوح البلدان رویه 184 و 189 ? تاریخ طبری پوشینه نهم رویه 3940 - زین الاخبار ؛ گردیزی ؛ رویه 112 -  روضه الصفا پوشینه سوم رویه 311 -  حبیب السیر پوشینه دوم رویه 169&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    در زمان معاویه نیز خراسانیان خروج کردند و بر امیران و عاملان خلیفه تاختند و آنان را از شهرهای خویش بیرون کردند و با سپاهیان خلیفه به جنگ پرداختند ... معاویه عبیدالله بن زیاد را برای سرکوبی مردم بسوی بخارا فرستاد و عبیدالله پس از نبردی سخت آنجا را بار دیگر تصرف کرد ؛ عبیدالله فرمود تا درختان می کندند و دیه ها را خراب می کردند و شهر(  بخارا ) را نیز خطر بود ؛ خاتون( حاکم بخارا ) کس فرستاد و امان خواست ؛ صلح افتاد به هزار هزار ( یک میلیون ) درهم با چهار هزار برده . اما بزودی مردم بخارا ؛ بار دیگر از پیمان صلح خود سر باز زدند . سعید ابن عثمان ( عامل معاویه ) بسوی بخارا شتافت و در آنجا کشتاری عظیم کرد ؛ تا توانست بار دیگر شهر را تصرف کند ؛ سعید ابن عثمان با سی هزار برده و مال بسیار از بخارا بازگشت ؛ گروهی از بزرگزادگان بخارا نیز بعنوان   ? گروگان ? در شمار این اسیران بودند که مورد شکنجه ؛ توهین و تحقیر فاتحان عرب بودند ؛ بطوریکه ایشان بغایت تنگدل شدند و گفتند : این مرد ( سعید ابن عثمان ) را چه خواری ماند که با ما نکرد ؟ ... چون در استخفاف خواهیم هلاک شدن ؛ باری بفائده هلاک شویم ... پس به سرای سعید درآمدند ؛ در ها بستند و سعید سردار عرب را کشتند و خویشتن نیز بکشتن دادند .  ( تاریخ بخارا رویه 52 ? تاریخ یعقوبی پوشینه دوم ؛ رویه 172 ? فتوح البلدان بلاذری رویه 298 . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     در سال 90 هجری ؛ مردم بخارا ؛ بار دیگر کافر شدند ؛ و این بار قتیبه بن مسلم بسوی بخارا شتافت . مردم بخارا در جنگی سخت ابتدا بر سپاهیان عرب پیروز شدند و مسلمانان را در هم شکستند ؛ بطوریکه وارد اردوگاه قتیبه شدند و از آن گذشتند ؛ اما سر انجام قتیبه مردم بخارا را هزیمت داد و بار دیگر بر شهر تسلط یافت .&lt;br /&gt;قتیبه در ادامه فتوحات خویش ؛ با مردم طالقان نیز بخاطر نقض پیمان جنگید و بسیاری از مردم آنجا را بکشت و اجساد کشتگان را در دو صف چهار فرسنگی ( 24  کیلومتر ) بر دو سوی جاده بیاویخت .&lt;br /&gt;مردم فاراب نیز بار دیگر پیمان شکستند و ? ردت آوردند ? و علیه حاکمان عرب شوریدند ؛ بطوریکه قتیبه در ادامه  حملات خود به نواحی بخارا- بار دیگر بسوی فاریاب شتافت و مردم آنجا را قتل عام کرد و شهر را باتش سوخت بطوریکه پس از آن ؛ شهر فاریاب را ? سوخته ? نامیدند .    در حمله به کش و نسف ( در افغانستان امروز ) حجاج ابن یوسف ثقفی به قتیبه دستور داد  : کش را بکوب و نسف را ویران ساز ... در حمله و تصرف جام گرد ( یکی از ولایات خوارزم ) سپاهیان عرب ؛ چهار هزار اسیر گرفتند که آن را نزد قتیبه آوردند و او همگی را بکشت ... وقتی اسیران را بیاوردند ؛ قتیبه بگفت تا تخت وی بیرون آوردند و میان کسان جای گرفت و بگفت تا هزار کس از اسیران را پیش روی او بکشند و هزار کس را طرف راست وی ؛ هزار کس را طرف چپ وی و هزار کس را پشت سر وی .  مهلب می گوید : در آن روز شمشیر سران قوم را گرفتند و با آن گردن می زدند ؛ بعضی شمشیرها بود که نمی برید و زخم می زد ؛ پس شمشیر مرا گرفتند و به هر چه زدند جدا کرد و بعضی کسان از خاندان قتیبه بر من حسد آوردند و به کسی که با شمشیر می زد اشاره شد که آنرا کج کن ؛ کمی آنرا کج کرد که به دندان مقتول خورد و آنرا شکافت .  ( تاریخ طبری پوشینه نهم رویه های  3825  - 3845 ? 3854 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   در مدت کوتاه خلافت علی نیز ؛ شورشهای متعددی در ایران روی داد . در این زمان ؛ مردم استخر باردیگر قیام کردند ؛ علی ابن ابیطالب  ؛ زیاد ابن ابیه را به سرکوبی آنان فرستاد .  ( گردیزی ؛ رویه 251 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    مردم فارس و کرمان نیز شورش کردند و حکام و نمایندگان علی را از شهر بیرون راندند و از دادن خراج و جزیه خود داری کردند و بقول طبری ? علی زیاد ابن ابیه را با جمعی بسیار بسوی فارس فرستاد که مردم که مردم فارس را سرکوب کرد و خراج دادند . ( طبری ؛ پوشینه ششم ؛ رویه 150 )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*    مردم ری نیز در زمان علی ؛ بار دیگر طغیان کردند و از پرداخت خراج و جزیه خود داری کردند بطوریکه ? در خراج آن دیار کسری پدید آمد ? . حضرت علی ؛ ابو موسی  را با لشکری فراوان بسوی ری فرستاد . بقول بلاذری        ? پیش از آن نیز ابو موسی بدستور علی بجنگ با مردم ری شتافته بود و امور آنجا را بحال نخستین باز آورده بود .                    ( فتوح البلدان ؛ رویه 150 )     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*       بقول ابن فقیه ? در اخبار آل محمد آمده است که ری نفرین شده است زیرا اهل ری از پذیرش حق ( دین اسلام سرباز زنند .  (  مختصر البلدان رویه 111 . )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   پایداری مردم ری در برابر تازیان  باندازه ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین ؛ پیشوای سوم شیعیان ؛ در نامه ای به فرماندار ری نوشت  : ? ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند . روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر ؛ و هر ایرانی از دشمنان ما هم بد تر است ؛ ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد ؛ زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت .   حاج شیخ عباس قمی سفینه البحار و مدینه الحکام و آثار ؛ رویه 164 &lt;br /&gt;                                                                                                                                         &lt;br /&gt;یکبار دیگر ؛ از اینکه  با شکیبایی به سخنانم گوش فرا دادید بسیار سپاسگزارم ؛ گمان می کنم تا آنجا که در پیاله ی تنگ زمان امروز می گنجید ؛ بیهودگی سخن تازی پرستان ایران ستیزی را که می خواهند بما بباورانند که:               ? ایرانیان با شنیدن فراخوان مسلمانان ؛ به معنویت اسلام پی بردند و صادقانه آنرا پذیرفتند !!! ?  و یا بگفته ی مطهری : ?  ... اسلام برای ایران و ایرانی در حکم غذای مطبوعی بود که به حلق گرسنه ای فرو رود یا آب گوارایی که بکام تشنه ای ریخته شود !!!  ?   ؛ نشانتان دادم ؛ و دیدیم که نیاکان شما ؛ در جای جای آن خاک نجیب ؛ چگونه با دلیرمندیهای سزاوار ستایش در برابر تازیان پایداری کردند ؛ و کوشیدند تا با گوشت و پوست و استخوان خود  ؛ از  دین و  زبان و فرهنگ ؛ و دیگر آیینهای ملی ایرانی پاسداری کنند  ؛ براستی ننگ جاودانه باد بر افعی زادگان اهرمن خویی  که می کوشند با دروغ و فریب و نیرنگ ؛  راستینگیهای تاریخ را دگر گونه کنند  ؛  و چند روزی بر ادامه ی فرمانروایی اسلام بر نیا خاک اهورایی ما بیفزایند . شرم و ننگ جاودانه بر همه ی کسانی  باد که در خوار داشت ایرانی و بزرگداشت تازیان ایران ویرانگر می کوشند  .&lt;br /&gt;اگر چه می دانم که از شنیدن اینهمه بوی خون  ؛ دچار دل آشوبه شده اید ؛ و باز اگر چه می دانم که شما جوانان دوستتر می دارید که سخن از عشق و دوستی و مهربانی بشنوید ؛ اما شما پسران و دختران خوب من ؛ آینده سازان فردای ایرانید ؛ و آگاهی نسبت به آنچه که بر سر مردم ما رفته است و هاه .... می رود ؛ یک باید ملی است ؛ شما اگر خواهان دست افشانی و پایکوبی بودید ؛ امشب از راههای دور و نزدیک به اینجا نمی آمدید ؛ شما برای شنودن راستینگیهای تاریخ نیکان خود آمده اید ؛ منهم ؛ این راستیها را با همه ی تلخی هایشان پیش روی شما می گذارم ؛ اگر چه می دانم که دچار دل آشوبه خواهید شد ؛ اما دلیری کنید و بشنوید ؛ و بدانید که این افعی زادگان اهرمن خو با نیاکان شما چه کرده اند و هم اکنون با فرزندان ایران چه می کنند ؛ من در بخش پایانی سخنم ؛ می کوشم تا برگهای خونین دیگری را از دستیازی تازیان به ایرانزمین فرا روی شما بگشایم ؛ تا شما با آگاهی از گذشته ی تاریک؛ راه آینده ی خود را برگزیند ؛ و به روشنایی و شادی برسید ؛ ایدون باد و ایدون تر باد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*   عبید الله بن زیاد فرماندار علی ؛ مفرغ ؛ فیلسوف و سراینده ی نامدار ایرانی را پس از خوراندن داروی شکم روی ؛ با شماری سگ و خوک و گربه ؛ در قفسی کرد و در شهر بگردش در آورد ؛ در هالیکه آب از شکمش روان بود و آن جانوران برای فروبردنش به سر و کول هم  ؛ و بر سر و کول مفرغ می پریدند ؛ مردم را به تماشا واداشته بود .&lt;br /&gt;*     ? ... حسین بن حلاج را با دست و پای بسته بزنجیر ؛ کشان کشان بسوی چوبه ی دار بردند و در راه سنگبارانش کردند ؛ نخست چشمانش را با میله ی داغ سوزاندند و سپس زبانش را کندند ؛ و آنگاه یکهزار تازیانه بر بدن مرده اش نواختند و سر انجام در ?  راستای معنویت اسلام ? ؛ پیکر مرده اش را بر دار آویختند !! . ?&lt;br /&gt;                                                                                    منطق الطیر عطار نیشابوری = تذکره الاولیا برگهای 159 و 529&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*     خداش دانشمند ایرانی را زبانش را از ریشه کندند ؛ چشمانش را با میله های داغ کور کردند ؛ دستها و پاهایش را بریدند و سرانجام( برای نشان دادن معنویت اسلام )گردنش رازدند.? &lt;br /&gt;                                                                                                                &lt;br /&gt;عمادالدین نسیمی ؛ سراینده نامدار ایرانی را زنده زنده پوست کندند و سپس دستها و پاهایش را بریدند و پاهای بریده اش را بعنوان سوغات برای برادرش نصیرالدین فرستادند و پیکر تکه پاره شده او را هفت شبانه روز در شهر حلب بتماشا گذاشتند .&lt;br /&gt;تبری می نویسد  : دهها تن دانشمند ایرانی را دست و پاهایشان را بریدند و پیکرهای آنان را به آتش کشیدندو سرهای بریده شان را بر دیوارها بنمایش گذاشتند .&lt;br /&gt;در (مکتوبات میرزا فتحعلی آخوند زاده ) از برگهای 73 تا 75  می خوانیم که  این پیام آوران معنویت اسلام  پسر بچه های ایرانی را , آلت مردی شان را می بریدند و آنان را  به حاجیان مکه می فروختند ؛ این کار که تا زمان میرزا فتحعلی آخوند زاده ادامه داشته و هنوز هم بگونه دیگری در ایران اسلامی ادامه دارد ؛  تداوم همان ( معنویتی ) است که ابن اثیر در رویه 50 از پوشینه سوم  تاریخ کامل اسلام و ایران ؛  بان اشاره می کند که : ? ... بر مبلغ مالیات سالیانه در سیستان دو هزار غلام نابالغ و دختر نیز افزودند ..? .&lt;br /&gt;و آخرین سخن در این زمینه را از جرجی زیدان نویسنده نامدار عرب بازگو می کنم  که د رتاریخ تمدن اسلام می نویسد :  ? تازیان بخاطر غارت و زن و اسیر و برده به اسلام روی آورده بودند . ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر کسانی مانند مرتضی مطهری ؛ و علی شریعتی ؛ از( معنویت اسلام  ) و پیشباز ایرانیان از آن معنویت پدافند کنند و شبانه روز بگویند و بنویسند که زور و شمشیری در کار نبوده است ؛ و ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند  ؛ غمی نیست ..؛ اما آنجا که دانش آموختگان ما برای بدست آوردن تکه نانی  چنین  می گویند ؛ غمی هست وغم بسیار هم هست  .&lt;br /&gt; من در شگفتم که  برخی از هم میهنان ما چرا تا بدین پایه از خود بیگانه می شوند که با هر آنچه ایرانی است سر ستیز  پیدا می کنند  . پروانه بدهید که من در این مورد هم از خود چیزی نگویم و گواه این سخن را نیز از فرزانگانی بیاورم که کارشان ؛  و نامشان شایان بهترین ارجگذاری است .&lt;br /&gt;مرتضی راوندی در رویه 54 از پوشینه دوم تاریخ اچتماعی ایران می نویسد : ? استاد فقید محمد قزوینی ؛ ضمن انتقاد بر مقاله  یکی از فضلا در شفق سرخ ؛ به بعضی از علل و عوامل تسلط اعراب بر ایران اشاره می کند و از شاعر و نویسنده بیچاره ای که جز قلم و دوات و کاغذ ؛ سلاحی ندارد و بحکم ضرورت ؛ ناچار است لغات عربی را در محاورات و مکاتبات معمولی بکار برد ؛ تا حدی دفاع می نماید ؛ می نویسد :&lt;br /&gt;?  اگر تقصیری در تاراج  زبان عربی بر زبان فارسی بر کسی متوجه است ؛ می دانید بگردن کیست ؟ اول بگردن خلیفه ثانی عمرابن خطاب است که قشون عرب را بطرف ایران سوق داد ؛ دوم بگردن یزدگرد سوم که او و سرداران قشون او که با آنهمه قوت و قدرت و جاه وجلال و جبروت و تمدن و ثروت ؛ که یراق اسبشان از نقره بود و نیزه هاشان از طلا ؛ نتوانستند سدی در مقابل خروج آن عربهای پا برهنه ببندند ؛ سوم بگردن بعضی ایرانیان خائن و عرب ماب آن وقت ( شبیه به فرنگی مابان و روس و انگلیس پرستان امروزه که بلاشک نسبت اینها به خط مستقیم ؛ به آنها منتهی می شود ) از اولیای امور و حکام ولایات و مرزبانان اطراف که به محض اینکه حس می کردند که در ارکان دولت ساسانی تزلزلی روی داده و قشون ایران در دوسه واقعه از قشون عرب شکست خورده اند ؛ خود را بیدرنگ به دامان عربها انداختند و نه تنها آنها را در فتوحاتشان کمک کردند و راه و چاه را به آنها نمودند بلکه سر داران عرب را به تسخیر اراضی که در قلمرو آنان بود و هنوز قشون عرب به آنجا حمله نکرده بود ؛ دعوت کردند و کلید قلاع و خزاین را دو دستی تسلیم آنها نمودند بشرط آنکه عربها آنها را بحکومت آن نواحی باقی بگذارند . کتب تواریخ ؛ بخصوص فتوح البلدان بلاذری ؛ از اسامی شوم آنها پر است و یکی از معروفترین آنها ماهویه ی سوری مرزبان مرو ؛ قاتل یزد گرد است که بعد ها بکوفه آمد ... و حضرت علی به دهقانان خراسان حکمی نوشت که جمیعا باید جزیه و مالیات قلمرو خود را به او بپردازند !!!       ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !!  )  .&lt;br /&gt; و همچنین بعضی از ایرانیها ی دیگرکه در بسط نفوذ عرب و زبان عرب فوق العاده مساعدت کردند ؛ مثل آن ایرانی بی حمیت  که برای تقرب به حجاج ابن یوسف ( خونخوارترین سردار اسلام ) ؛ دواوین ادارات حکومتی را که تا آن وقت بفارسی ؛ ( یعنی به پهلوی ) بود ؛ به عربی تبدیل کرد ؛ یا مثل? خواجه بزرگ شیخ جلیل شمس الکفات ؛ احمد ابن الحسن المیمندی ؛ وزیر سلطان محمودغزنوی ؛ که پس از چهار صد سال از هجرت و خاموش شدن دولت عرب ؛ در خراسان و نواحی شرقی ایران ؛ چنان اقدامی کرد . تازه آقای کافی الکفات از جمله کفایتهایی که به خرج داد ؛ یکی این بود که دواوین ادارات دولت غزنوی را که وزیر قبل از او ابو العباس فضل بن احمد اسفراینی به فارسی تبدیل نموده بود دو باره عربی تحویل کرد . فی الواقع پاره ای   ا ز ایرانیان به محض قبول دین اسلام گویا از تمام وجدانیات و عواطف طبیعی که منافات با هیچ دینی هم ندارند ؛ منسلخ می شوند !!.   قتیبه بن مسلم باهلی ؛ سردار معروف حجاج که چندین هزارنفر از  ایرانیان را در خراسان و ماوراء النهر کشتار کرد و در یکی از جنگها بسبب سوگندی که خورده بود ؛ اینقدر از ایرانیان کشت که بتمام معنی کلمه از خون آنها آسیاب روان گردانید و گندم آرد کرد و از آن آرد نان پخت و تناول نمود و زنها و دخترهای ایرانیان را در حضور آنها به لشکر عرب قسمت کرد ؛ قبر این شقی ازل و ابد را پس از کشته شدنش زیارتگاه قرار دادند و همه برای تقرب به خدا و قضای حاجات ? تربت آن شهید !!? را زیارت می کردند ؛ ولی بزرگترین شاعر ایران و بانی رفیعترین بنای مجد و شرف ملی ایران ؛ یعنی فردوسی طوسی علیه الرحمه را پس از وفات ؛ بعوض اینکه قبه و بارگاه بر سر قبر او بنا کنند ؛ معاصرین قدر شناس  او حتی جسد او را نگذاردند که در قبرستان مسلمانان دفن نمایند . مقتدای آنان شیخ ابولقاسم گرکانی گفت ? او مدح کننده گبران و کافران بود .? &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  ( تاریخ ایران بعد از اسلام ) از نولدکه آورده اند که : ? ... در طبقات نجبا و بزرگان کسانی بودند که خیلی زود برای جلب منافع و حفظ مصالح خویش تسلیم دشمن گردیدند ? .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنانی که امروز ؛ در گرماگرم تاراج ضحاک و افراسیابهای زمانه برای اینکه تکه نانی از دست تازی پرستان فرمانروای بر ایران بستانند از ?  معنویت بدون شمشیر اسلام ?  و پیشباز ایرانیان با آغوش باز از این معنویت دم می زنند ؛ آیا نوادگان همین ها نیستند که بگفته ی زنده یاد محمد قزوینی ( به محض قبول دین اسلام از تمام وجدانیات و عواطف طبیعی منسلخ می شوند ؟&lt;/span&gt; .    سپاسگزارم &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-634952191407015082?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/634952191407015082/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=634952191407015082' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/634952191407015082'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/634952191407015082'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2008/01/blog-post_17.html' title='چگونگی اسلام پذیری ایرانیان'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-158106599290786052</id><published>2008-01-14T03:07:00.000-08:00</published><updated>2008-01-14T03:11:55.223-08:00</updated><title type='text'>جنگ نه، صلح و حقوق بشر آري</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ملت تمدن ساز ايران، از جنگ و خونريزي و تجاوز بیزار است. چرا که يك روز اقوام بربر وحشي و روزيديگرسلطه جويان در طمع بخشي از خاك این سرزمین، جنگ و ویرانی را بر آنان تحمیل کرده اند. اکنون نیز تحولات منطقه و آنچه دركشورهاي همسايه روي داده، موجبات نگرانی جدی ایرانیان را فراهم نموده است. هراس ازاینکه ما هم روزی به سرنوشت کشورهایی مانند عراق، افغانستان یا یوگوسلاوی دچار شویم و مردم ما فدای نابخردی های افراط گرایان شوند و دارایی ها و توان اقتصادی كشور به نابودی کشيده شود، مسئله ای نيست كه بتوان نسبت به آن بی تفاوت بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چنین شرایطی از یک سو بحران‌سازان برونمرزی به بهانه فعالیت هاي هسته اي ایران و با اعمال تحریم های اقتصادی و تداوم و تشدید آن، زيست هرایرانی را دچار فشار ساخته‌اند و از سوی دیگر درداخل کشور برخی جریانهای تندرو حاکم با اعمال سیاستهای نادرست وتنش‌زا، موجبات شکل گیری اجماع دولتهای غربی علیه ایران و تهدید منافع ملی این سرزمین را فراهم نموده اند. در عین حال قرار دادن ملت ایران در تنگنای "نه جنگ، نه صلح" پيامدی جزصرف هزینه های سنگین چه از لحاظ منابع مالی ودرآمدهای ارزی و چه از لحاظ اتلاف نیروی انسانی نداشته و موجب تشديد محرومیت ایرانیان در بخش هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگی و ورزشی شده است. سياستي كه افزون بر تحريمهاي اقتصادی عليه مردم، سرمايه گذاري داخلی و خارجي را بعلت اعمال فشارها و تهديدهاي مستقيم و غيرمستقيم و وجود فضاي نا امن، در عمل ناممكن ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جريان افراطي درون حاكميت ايران با اعمال سیاست "نه جنگ، نه صلح" نه تنها راه را بر اصلاحات مورد نظر مردم از جمله تحقق آزادی، دموکراسی و رعایت حقوق بشر مسدود كرده، بلکه موجب نابودی منابع مادی و انسانی ایران شده است كه در صورت ادامه این روند علاوه بر فاجعه اي ملي، احتمالا ناآرامي‌هاي منطقه اي و چالش‌هاي جهاني، به بار خواهد آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما امضاء کنندگان زیر، دولت هاي قدرتمند طرف چالش و مخاصمه با ایران را فرا مي خوانيم که به رعايت منشور سازمان ملل متحد در مورد رعايت حقوق ملت ها و حق حاكميت ملي كشورها متعهد باشند و بدانند كه در حقيقت مردم و جامعه مدني ايران است كه قرباني اعمال تحريمهاي اقتصادي و تشديد آنها ميشود. ما همچنين از جناح تندرو حاكميت می خواهیم سیاستهایی را که به تحمیل تحریم های اقتصادی، استمرار حالت "نه جنگ، نه صلح" و یا تهدید احتمالي نظامی انجامیده کنار گذارد و با اعلام آمادگی برای گفتگوی رودررو، علنی و بی قید و شرط با کشورهای طرف منازعه، بویژه امریکا، زمینه های لازم را برای خاتمه دادن به سیاستهای تنش زا و فراهم آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراین برای دستیابی به صلح پایدار، ما همه طرفهای منازعه را به رعایت قانونها و مقررات بین المللی از جمله موازين حقوق بشر فرا می‌خوانیم و اعلام می کنیم که مشاركت فعال همه افراد ملت در اين راستا و همیاری فوري و همه‌جانبه برای سامان دادن به "شوراي ملي صلح" مي‌تواند گامي درست در راه جلوگيري از وقوع تحريمهاي شديدترِ فاجعه‌ برانگيز،و اقدامي مؤثر در راستاي سربلندی هرچه بيشتر نام ايران باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-158106599290786052?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/158106599290786052/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=158106599290786052' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/158106599290786052'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/158106599290786052'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='جنگ نه، صلح و حقوق بشر آري'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-7527061785349540949</id><published>2007-12-04T06:12:00.000-08:00</published><updated>2007-12-04T06:14:29.901-08:00</updated><title type='text'>مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با "الوطن"</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/R1VgWvp-9cI/AAAAAAAAADM/jm1H-t0HA_0/s1600-h/shahzadeh-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5140120493579236802" style="CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/R1VgWvp-9cI/AAAAAAAAADM/jm1H-t0HA_0/s320/shahzadeh-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.*****************************الوطن: چاپ کویتاحمد زكرياسه شنبه 6 آذر 1386برگردان فارسی مطابق با متن عربی است.تیتر،تلاش میکنم تا نظامی دموکراتیک و لائیک برپا شود، و (خود) ملت ایران مسئلۀ بازگشتنم را به قدرت تصمیم خواهد گرفت.ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی به "الوطن":رژیم ایران، برای برآورده شدن ایدئولوژی اش، تلاش میکند تا ثبات منطقه را بهم ریزد.احمد زکریا:ولیعهد سابق ایران، شاهزاده رضا پهلوی، مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه کشورش را اعلام داشت، و گفت که بهتر آن است که به ملت ایران، کمک شود، تا خودش را از چنگ رژیم فعلی رها سازد.پهلوی به الوطن فاش کرد که او تلاش میکند تا رژیمی دموکرات و لائیک در ایران برقرارشود، تا موزائیک ملت ایران را حفظ کند، و احساس وابستگی به کشورشان را داشته باشند. وی اشاره کرد که مشروطۀ پادشاهی، به رشد و ترقی ایران کمک خواهد کرد.وی یادآور شد، که بازگشتش به قدرت به عهدۀ ملت ایران خواهد بود، که دراین باره تصمیم خواهد گرفت. و تاکید کرد که رژیم فعلی در ایران، از هر شیوه ای برای برآورده شدن ایدئولوژی خود، حتی اگر باعث بهم ریختن ثبات کشورهای همسایه گردد، دریغ نمی کند. نمونه اش آنچه که در عراق، انجام میدهد.پهلوی که اخیرا برای متحد کردن اپوزیسیون ایران فعال شده، گفت: کشورهایی که درحال حاضر با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم ایران اعمال کنند، تا او را از دسترسی به تکنولوژی هسته ای، باز دارند، قبلا به ایران (دراین باره) و قبل از رسیدن رژیم فعلی، کمک می کردند. دلیلش هم شفافیت و اعتماد و احساس مسئولیتی که به پدرم داشتند.پهلوی در مورد روابط میان دو ملت کویت و ایران، ابراز افتخارکرد، و یادآورشد که منطقه در انتظار دوره ای جدید بر پایۀ دوستی و رفاه می باشد. و در مورد جزایرگفت، مسائل مشترکی هست که می توان، بنابر آن (روابط) را ساخت، و توضیح داد که دورۀ کشمکش ها، به دورۀ اعتماد، و رفاه تبدیل خواهد شد.و اینک جزئیات این گفتگو:- بطورکلی، نظرتان دربارۀ سیاست های رژیم ایران، چیست؟* باید طبیعت بنیادگرایی رژیم مذهبی در ایران را مد نظر قرارداد، تا بتوانیم نیت های او را درک کنیم. از سال 1979 میلادی، سران رژیم، از خود خمینی گرفته، شروع به صادرکردن ایدئولوژی تندرویانۀ (خود) کردند. هدف اساسی رژیم ایران، همانا قراردادن دیگر رژیم ها (ی منطقه) در همان چارچوب نظام خود بود. آنهم به هدف تاسیس خلافت اسلامی جدید شیعه، که در قانون اساسی (خودشان) هم اشاره شده است. برای برآورده شدن این هدف، رژیم تلاش میکند، تا فشارهای داخلی اش (برمردم ایران) ادامه داشته باشد، و در عین حال در خارج ایران، دست به اختلافات منطقه ای و جهانی میزند، تا کسی متوجۀ معایبش (درداخل) نشود.- آیا خواهان دوباره بازگرفتن سلطنت ایران هستید؟* من به جوهر آیندۀ ایران، و نه به شکلش اهمیت میدهم. هدف سیاسی من درحال حاضر، رهبری حمله ای قوی، علیه رژیم مذهبی و خلع آن، و تبدیل کردن آن به رژیمی مدرن، لائیک، دموکراتیک و پارلمانی. هنگامی که این هدف برآورده شد، ملت ایران به صندوق های رای میرود، و با آزادی تمام، کسی را که بر آنها حکومت کند، انتخاب می کند. آیندۀ من را خود ایرانیان، تعیین می کنند. و من آمادۀ خدمت به آنها هستم، در هرجایی که مناسب می دانند.- ارزیابی شما نسبت به اعدام هایی که از سوی رژیم ایران صورت میگیرد، چیست؟* رژیم ایران با مشت خفه کننده، و با نیروی وحشی گری خود، و سرکوب هرآنکس برعلیه او قیام کند، هم چنان ادامه می دهد. (رژیم حاکم برایران، تحمل هیچ نوع مخالفتی را از سوی مردم ندارد. او از آغاز با بکارگیری وحشی گری در سرکوب مخالفانش، تا حال حاضر، این سیاست را ادامه داده است). رفتارها و اعمال نادرست (غیرانسانی) همانند، اعدام های علنی، سنگسار زنان، و اعدام جوانان خردسال، شیوه های وحشیانه ای است، که رژیم آن را بکار می برد، تا به کسانی که از او جدا میشوند، (مخالف او هستند) هشدار دهد. (درواقع) این شیوه ها با زندگی شرافتمندانۀ انسانی (کاملا) مغایرت دارد.- دیدگاه اتان نسبت به روابط ایران با کشورهای عربی چیست؟* قبل از هرچیز، بایستی در پی دولتی دموکرات و مسئول در برابر شهروندانش باشیم، این دولت سعی خواهد کرد، فضایی از اخلاص و گرمی با همسایگانش داشته باشد. برآن دولت لازم است که نیرویش را بهدرندهد، چون منطقۀ ما، عرصۀ تاخت وتاز میان شرق و غرب، و شمال و جنوب بوده، همانند دوران جنگ سرد. امروز همان کشمکش ها را داریم، ولی بصورت های مختلف تجلی می کند، از جملۀ آنها خطرتسلیحات، و افزایش مسابقۀ تسلیحاتی درآن.درآینده، ما از طریق دوباره بازسازی پیمان ها و تقویت روابط فرهنگی و حل اختلافات قدیمی و سرمایه گذاری با کشورهای منطقه، تلاش خواهیم کرد. زمان هم تمام زخم ها را خوب می کند، تاریخ و آیندۀ ما، بهیچ وجه از هم جدا نمی شوند. به این نسل امیدوارم، و از طریق دوستانی که در منطقه دارم، (میتوانم بگویم) که امکان تحقق آن در آینده نزدیک بسیاراست.- شما چگونه تهدیدهای رژیم ایران به کشورهای حوزۀ خلیج (فارس)، مبنی بر استفاده از سلول های خوابیده (عواملش در این کشورها)، جهت تخریب را ارزیابی می کنید؟* این همان طبیعت (چهرۀ واقعی) رژیم نظامی ایران است. پای بندی اش به صادرکردن ایدئولوژی خود، شکل های گوناگونی دارد، شدیدترین آنها، استفاده از ابزار تروریسم و مهمات نظامی است، (که خود اینها) ابزار او در سیاست خارجی اش می باشند. رژیم ایران در بکارگیری هر شیوه ای برای تحقق این ایدئولوژی تردید نخواهد کرد، حتی اگر (رسیدن به این هدف) منجر به بهم ریختن ثبات و امنیت کشورهای همسایه شود.- رضا پهلوی را درکجای لیست اپوزیسیون ایران قرارمی دهید؟* نقشی حیاتی در متحد کردن تمام گرایش های اپوزیسیون انجام میدهم، تا اینکه، بنا براصولی یگانه، گرد هم آیند، تا در برابر دشمن مشترک قرارگیرند.- آیا یک اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را پیش بینی می کنید؟* قبلا مخالفت خود را با هرنوع حملۀ نظامی برعلیه کشورم را اعلام کرده ام. راه بهتری هست با هزینه ای کمتر و قانونی، که همان کمک به ملت ایران است، تا اینکه خودش، و با دست خویش، خود را از این رژیم نجات دهد. فشارهای مردم بر رژیم، بهمراه فشارهای اقتصادی، و سیاسی جهانی، به ملت ایران، کمک خواهد کرد، تا این رژیم را سرنگون کند.- موضع شما نسبت به فعالیت های اتمی ایران چیست؟* آنچه که واضح است، کشورهایی که در قبل از انقلاب اسلامی، تکنولوژی هسته ای را در اختیار ایران، قرارمی دادند، امروز با هم متحد شده اند، تا تحریم هایی را علیه رژیم (فعلی درایران) اتخاذ کنند، تا مانع شوند، این رژیم دارای آن تکنولوژی باشد (که بتواند از آن استفادۀ نظامی کند). این مسئله به شفافیت و مسئولیت برمی گردد. (حدود) سه دهه از نظام مذهبی درایران (می گذرد)، شاهد چهرۀ سرکوبگرانۀ این رژیم، و پشتیبانی اش از تروریسم و به خطر انداختن (ثبات) منطقه و عدم شفافیتش را دیده ایم. رژیم (در داخل) بر برگ ملی گرایی متعلق به حاکمیت ایران و حقش در داشتن این تکنولوژی بازی می کند. این رژیم باید بداند که ایران، و قبل از اینکه او بقدرت برسد، این حق را قبلا هم داشت، و در نتیجه باید بداند که رفتار و اعمالش باعث شده، که این حق ایران در داشتن تکنولوژی هسته ای، بدلیل اینکه خود او اعراف و قوانین جهانی را محترم نمی شمارد، نادیده گرفته می شود.دراینجا لازم است، اشاره کنم، که رژیم ایران، براین باوراست که داشتن بمب (اتمی) راز بقایش خواهد بود، چون به اعتقاد او این بمب از او وزنه ای خواهد ساخت، آنهم در شرایط وخیم نیروی نظامی معمولی اش، درمقایسه با غرب. ( به باور رهبران رژیم) زیرچتربمب اتم، این رژیم می تواند به تروریست پروری اش ادامه دهد. در اینجا پرسشی مطرح است، که آیا جهان تحمل آنرا خواهد داشت؟ به اعتقاد من خیر.- موضع شما نسبت به ایرانیانی که ریشه های عرب دارند، چیست؟* ایران یک کشوری است که دارای 70 میلیون جمعیت، و قرن ها اقوام و فرهنگ ها و ادیان (ومذاهب) مختلفی را همچون یک موزائیک دربرگرفته، غنی بودن تمدن ایران، بعلت ذوب شدن همۀ این هویت ها بوده است. به اعتقاد من، کرد، عرب، بلوچ، (لُر، آذری) و شیعه و سنی و مسیحی و کلیمی، باید چنین حس کنند، که دربرابر قانون مساوی هستند (و از حقوق مساوی برخوردارهستند). یگانه راه تضمین این مساوات برقراری رژیم دموکراتیک و لائیک، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر. و این چیزی است که جهت تحقق آن تلاش می کنم.- آیا آرزو میکنی که پادشاه ایران شوی؟ اگرشدی رفتارشما با کشورهای حوزه خلیج (فارس) و بویژه کویت چگونه خواهد بود؟* (تمام) تلاشم این است که میهنم را (ازچنگ) رژیم فعلی آزاد کنم. اما مسئلۀ آرزویم، این خود ملت است که نوع و شکل نظام حکومت آینده را تعیین می کند. با درنظرگرفتن تاریخ کشورم، من مطمئن هستم که نظام پادشاهی مشروطه، همانند آنچه که در ژاپن، و اسپانیا، و انگلستان، و سوئد هست، مناسب خواهد بود (بهترین گزینه خواهد بود)، تا دموکراسی در کشورمستقرشود، و به رشد و توسعه کمک کند.من مطمئنم که منطقۀ ما شاهد دوره ای تازه از دوستی و امنیت و رفاه خواهد شد. برای برقراری روابطی دوستانه با کشورهای همسایه، نسل من یک روز را، و یا فرصتی را، از دست نخواهد داد، تا به این هدف برسد. اعتماد و دوستی را پایه گذاری، و از کشمکش ها دوری خواهیم کرد. من به روابط میان دو ملت ایران و کویت افتخارمیکنم. بسیاری از خانواده ها، و در طول سالهای متمادی، روابط محکم (ی میان دو ملت) از طریق ازدواج ها، بوجود آورده اند.- نظرشما نسبت به جزایراماراتی (ایرانی)، مورد اختلاف با ایران، چیست؟* بسیار (بین ما) مسایل مشترک هست که میتوان برپایۀ آنها با برادران در امارات، روابط سازنده داشته باشیم. دورۀ کشمکش و رویارویی به دورۀ اعتماد و دوستی تبدیل خواهد شد.- آیا اعتقاد دارید، که ایران در مسئلۀ عراق دخالت منفی دارد؟* بسیاری از دلایل مادی هست که نشان میدهد ایران بطورمنفی در امور (داخلی) عراق دخالت میکند. و این دو دلیل دارد، اولی، اینکه رژیم ایران نمی تواند در برابر یکی از همسایگانش که در حال برقرارساختن ثبات داخلی اش، و تشکیل دولت لائیک و مدرن می باشد، ساکت بماند (بی تفاوت باشد). دوم اینکه، کمک به نا آرامی ها در عراق، به جمهوری اسلامی این فرصت را میدهد، تا درکشوری که دو شهر مقدس شیعیان، یعنی نجف و کربلا، وجود دارد، نقشی داشته باشد.-------------------------------------متن فارسی برگردان کلام به کلام متن عربی است.&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.rezapahlavi.org/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://www.rezapahlavi.org/&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-7527061785349540949?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/7527061785349540949/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=7527061785349540949' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/7527061785349540949'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/7527061785349540949'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با &quot;الوطن&quot;'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/R1VgWvp-9cI/AAAAAAAAADM/jm1H-t0HA_0/s72-c/shahzadeh-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-3320154986710477912</id><published>2007-09-28T08:17:00.000-07:00</published><updated>2007-09-28T08:48:29.931-07:00</updated><title type='text'>سر بریدن نفر دوم در خیابان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;چون با کافران روبرو شديد،&lt;span style="color:#cc0000;"&gt; گردنشان&lt;/span&gt; را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;زدن گردن کافران به چه معنی است؟ &lt;span style="color:#666666;"&gt;برای دیدن تصویر گردن از بدن بروی دانلود کلیک کنید حاوی صحنه های فوق العاده خشن می &lt;a href="http://www.efsha.co.uk/farsi/audioandvideo/files/ogrish-dot-com-2iraqiworkerbeheaded.wmv"&gt;Download&lt;/a&gt; باشد +18 سال سن اجازه دیدن را دارند &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12 صفحه 179&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;برای چه باید بر گردن کافران زد، یا بعبارت دیگر سر آنها را برید و از تنشان جدا کرد؟ مگر کافران چه جرمی را مرتکب شده اند که باید شمشیر را بر گردن آنها گذاشت و سرشان را از تنشان جدا کرد؟ پاسخ این پرسش را در آیه بعدی بیابید،&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 13 صفحه 179&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زيرا با خدا و پيامبرش به مخالفت برخاستند و هر که با خدا و پيامبرش ، مخالفت ورزد ، بداند که عقوبت خدا سخت است.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#666666;"&gt;دلیلش را متوجه شدید؟ چون کافران با خدای اسلام و پیامبرش به مخالفت برخاستند! یعنی اگر کسی به مخالفت با اسلام برخیزد باید گردن او را زد و انگشتانش را قطع کرد. شاید در اینجا شما در حالتی نباشید که بتوان با شما شوخی کرد، اما پرسشی که اینجا مطرح است این است که آیا باید اول گردن کافران را زد بعد انگشتانشان را قطع کرد یا اول انگشتانشان را قطع کرد بعد گردنشان را زد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-3320154986710477912?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/3320154986710477912/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=3320154986710477912' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/3320154986710477912'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/3320154986710477912'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/09/blog-post_28.html' title='سر بریدن نفر دوم در خیابان'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-8458991956791508771</id><published>2007-09-21T08:10:00.000-07:00</published><updated>2007-09-21T08:12:38.304-07:00</updated><title type='text'>آیات برده داری</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;آیات برده داری&lt;br /&gt;پیشگفتار&lt;a name="1"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;آیا به دینی که برده داری را به رسمیت بشناسد و به برده دار اجازه بدهد تا با بردگان خود تماس جنسی برقرار کند باور خواهید داشت؟ اگر پاسخ شما مانند هر انسان انساندوست دیگری منفی است، بدانید که شما نیز نمیتوانید باورمند به اسلام باشید. برای کسانی که بدون خواندن قرآن به آن باور دارند شاید این مسئله اندکی باور نکردنی به نظر بیاید ولی این مسئله واقعیت دارد.&lt;br /&gt;برده داری از شر ترین رسوم بشری است که در بسیاری از کشورها و فرهنگها تمرین میشده است. برده انسانی است که از املاک و اموال اربابش به شمار میرود و بدون هیچ حقوقی باید برای او کار کند. بردگان میتوانند با یکدیگر ازدواج کنند اما فرزندان آنها نیز برده خواهند ماند. برده داری پس از حمله نخستین اعراب مسلمان، به ایران وارد شد و تا زمان رضا شاه پهلوی رایج بود. یکی از ویژگیهای شایسته ایران باستان این بوده است که در آن هرگز برده داری وجود نداشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارائه اسناد و مدارک از قرآن و کتابهای اسلامی&lt;a name="2"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در ادبیات قرآن "بنده" به معنی "برده مرد" و "کنیز" به معنی "برده زن" است و معمولا با کلمه "عبد" و یا "وَمَا مَلَكَتْ" (آنچه مالک آن هستید) از آن یاد شده است. این دو نباید با خدمتکاری که در ازای خدمت به شخصی پولی را دریافت می‌کند اشتباه گرفته شود. برده و کنیز بین انسانها معامله میشوند یا در جنگها توسط مسلمانان تصرف میشوند و تا زمانیکه صاحب آنها، آنها را آزاد نکند برده خواهند ماند. مرد مسلمان میتواند با برده زن (کنیزش) رابطه جنسی برقرار کند. بر اساس ماده چهارم اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.&lt;br /&gt;در باورهای اسلامی اسرای جنگی حکم برده را دارند، و از اهداف مهم مسلمانان برای حمله به سایر کشورهای مختلف در قرون نخستین اسلام، برده کردن ملتهای مختلف و خوردن از مال آنها و دسترنج آنها بصورت مادام العمر و دست یابی به زنان آنان بوده است (1). با این مقدمه کوتاه اکنون شایسته است که به سراغ قرآن کتاب غیر مقدس مسلمانان برویم.&lt;br /&gt;سوره روم آیه 28&lt;br /&gt;ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.&lt;br /&gt;برای شما از خودتان مثلی می آورد : مگر بندگانتان در آنچه به شما روزی ، داده ايم با شما شريک هستند تا در مال با شما برابر باشند و همچنان که شما آزادان از يکديگر می ترسيد از آنها هم بيمناک باشيد؟  آيات را برای مردمی که تعقل می کنند اين سان تفصيل می دهيم.&lt;br /&gt;سوره نحل آیه 75&lt;br /&gt;ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ.&lt;br /&gt;خدا برده زر خريدی را مثل می زند که هيچ قدرتی ندارد، و کسی را که از، جانب خويش رزق نيکويش داده ايم و در نهان و آشکارا انفاق می کند آيااين دو برابرند ? سپاس خاص خداست ، ولی بيشترشان نادانند.&lt;br /&gt;در این آیات برده تعریف می‌شود، برده "هیچ قدرتی ندارد" و با ارباب خود برابر نیست.&lt;br /&gt;سوره معارج آیات 29 و 30&lt;br /&gt;وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ.&lt;br /&gt;و کسانی که شرمگاه خويش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان يا کنيزانشان ، که در اين حال ملامتی بر آنها نيست.&lt;br /&gt;سوره مومنون (باورمندان) آیات 5 و 6&lt;br /&gt;وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ.&lt;br /&gt;و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران يا کنيزان خويش ، که در نزديکی با آنان مورد ملامت قرار نمی گيرند.&lt;br /&gt;سوره المومنون آیه 1 تا 7&lt;br /&gt;قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ؛وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ؛فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ.&lt;br /&gt;به تحقيق رستگار شدند مؤمنان؛آنان ، که در نمازشان خشوع می ورزند؛و آنان که از بيهوده اعراض می کنند؛و آنان که زکات را می پردازند؛و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران يا کنيزان خويش، که در نزديکی با آنان مورد ملامت قرار نمی گيرند؛و کسانی که غير از اين دو بجويند از حد خويش تجاوز کرده اند.&lt;br /&gt;بیهوده نیست که گفته شود این سه آیه اگر نه ظالمانه ترین، دست کم یکی از ظالمانه ترین آیات قرآن هستند. در این دو آیه علاوه بر تایید برده داری و مشروعیت دادن به این عمل غیر انسانی، به مسلمانان اجازه داده شده است که با بردگان زن خود (کنیزان) رابطه جنسی برقرار کنند. مرد مسلمان همانگونه که بر زن و یا مجموعه زنان خود شرمگاه (آلت تناسلی) خود را نگه نمیدارد، بر کنیز خود نیز نگه نمی دارد و برقراری تماس جنسی با کنیز از حقوق مردان مسلمان است و رابطه با هر دسته دیگر از زنان تجاوز به حدود حساب می‌شود، برای اینکه مسلمانی با برده خود همبستر شود حتی نیاز به ازدواج با او را نیز ندارد.&lt;br /&gt;در تاریخ اسلام روابط جنسی محمد با برده اش "ماریه" از آشکار ترین مسائل است، ماجرای ماریه و رسوایی اخلاقی که محمد با شهوترانی غیر معمول خود پدید آورد و در سوره تحریم قرآن به آن اشاره شده است را در نوشتاری با فرنام   بخوانید.&lt;br /&gt;امام علی نیز با کنیزان خود همبستر شده است و از آنان فرزندانی نیز داشته است و نهج البلاغه این مسئله را تایید می‌کند. وی در وصیت خود به امام حسن میگوید از کنیزان من، آنانی را که فرزندی از من دارند و یا از من باردار هستند، به فرزندانشان بخشیدم. یعنی بعد از مرگ او مادران کنیز و برده فرزندانشان میشوند (2).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوره نساء آیه 24&lt;br /&gt;وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.&lt;br /&gt;و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند از کتاب خدا پيروی کنيد و جز اينها ، زنان ديگر هر گاه در طلب آنان از مال خويش مهری بپردازيد و آنها را به نکاح در آوريد نه به زنا ، بر شما حلال شده اند و زنانی را که از آنها تمتع می گيريد واجب است که مهرشان را بدهيد و پس از مهر معين ، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهی نيست هر آينه خدا دانا و حکيم است.&lt;br /&gt;این آیه نشان میدهد که مسلمانان در جنگ میتوانند به زنانی که به دستشان می افتد همبستر شوند، و از آنجا که بسیار بعید است هیچ اسیر جنگی تمایلی به همبستر شدن با دشمن داشته باشد کاملاً واقع گرایانه است که بگوییم مسلمانان در جنگ میتوانند به زنان طرف مقابل تجاوز کنند. توجه کنید که شوهر داشتن و یا نداشتن زن اسیر تاثیری در حکم او ندارد و آیه صریحاً از "زنان شوهردار" صحبت می‌کند.&lt;br /&gt;پیاده شدن این حکم ضد بشر اسلامی را میتوان در زمان خود محمد دید، همانگونه که گفته شد محمد با صفیه دقیقاً همین کار را کرده است، یعنی در جنگ او را تصاحب کرد و با او همبستر شد. اعراب در حمله به ایران نیز چنین کاری کرده بودند و در تاریخ میتوان رد و پای آنرا دید:&lt;br /&gt;شرح السِّیر الکبیر، سرخسی 173/1 (شماره المنجد:355)،&lt;br /&gt;از مهلِّب بن ابی صُفره روایت است که گفت: در روزگار عمر شهر اهواز را محاصره کردیم و آن را گشودیم، ولی مردم این شهر با عمر در صلح بوده اند-پس به زنانی دست یافتیم و با آنان در آمیختیم. این خبر به عمر رسید و به ما نوشت:&lt;br /&gt;فرزندانتان را بردارید و زنان مردم اهواز را به ایشان بازگردانید. (3)&lt;br /&gt;شرح السیر الکبیر، سرخسی 173/1 (شماره المنجد:355)،&lt;br /&gt;از عطاء روایت است که گفت: شوشتر با صلح گشوده شد؛ ولی مردم آن کافر شدند. مجاهدان اسلام با آنان پیکار کردند و اسیرشان کردند و مسلمانان به زنان ایشان دست یافتند و زنان از آنان فرزند آوردند. عمر دستور داد که زنان را آزاد کنند و آنها را از مسلمانها جدا سازند. (4)&lt;br /&gt;امام علی نیز بر اساس شواهدی که در اسناد اسلامی وجود دارد چنین کاری را کرده است، و رفتار چندش آور او چندان منفور بوده است که حتی انزجار برخی از مسلمانان را نیز برانگیخته است.&lt;br /&gt;صحیح بخاری، جلد 5، کتاب 59 شماره 637&lt;br /&gt;محمد بن بشار، از روح بن عباده، از علی بن سوید بن منجوف، از عبدالله بن بریده، نقل کرده است که:&lt;br /&gt;رسول خدا علی را به سوی خالد فرستاد تا خمس (سهم پیامبر از غنایم را بگیرد) و من از دست علی ناراحت شدم، بعد از اینکه علی غسل گرفت (بعد از برقراری تماس جنسی با یکی از بردگانی که جزوی از غنایم بود) من به خالد گفتم، "آیا این را نمیبینی؟" (خوابیدن علی با برده را). وقتی به پیامبر رسیدیم، من جریان را برای پیامبر تعریف کردم. پیامبر گفت، "ای بریده آیا از علی متنفّری؟"  گفتم "آری"، پیامبر گفت "از او متنفّر نباش، زیرا سهم او از خمس بیش از این است".&lt;br /&gt;در این حدیث آشکار می‌شود که امام علی بعد از رسیدن به خالد با یکی از زنان بیچاره که در صف اسیران بود بر اساس آیه یاد شده همبستر می‌شود و این باعث تنفّر بریده از علی می‌شود. براستی که چنین انسانی با این اخلاقیات متعفن را نمیتوان هم دوست داشت، و جای تاسف است که این مسائل مستند و محکم چگونه توسط باورمندان نادیده گرفته میشوند و تصور شیعه از علی تصوری کاملاً خیالی و آرمانگرایانه است، علی حتی در قیاس با سایر مسلمانان صدر اسلام نیز از فرومایگان بوده است.&lt;br /&gt;سوره احزاب آیه 50&lt;br /&gt;يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.ای پيامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمنی را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زنی گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما می دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمی کرده ايم ، تابرای تو مشکلی پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است.&lt;br /&gt;این آیه از آیاتی است که محمد برای اشباع تمایلات ویژه جنسی خود سروده است، یا الله خداوند جهانیان کار خود را رها کرده است و برای محترم شمردن و تکریم آلت پیامبر بر او نازل کرده است تا پیامبر در یافتن شرکای جنسی متعدد و رنگارنگ و جور واجور خود بواسطه این دلالی محبت سخاوتمندانه الله، دوست خیالی محمد و مسلمانان، زیاد متحمل تلاش و تکاپو نشود و بتواند به هر زنی که در اطراف او یافت می‌شود بدون هیچ مشکل شرعی دست درازی کند. مسئله مهمی که در این آیه آمده است  و ما را از فاجعه ای بزرگ که در اخلاقیات آیین ضد انسان اسلام وجود دارد آگاه می‌کند این است که اسرای جنگی در اسلام "برده" به شمار میروند و از آنجا که مسلمانان میتوانند با برده های خود همبستر شوند، میتوانند از لحاظ شرعی با اسرا نیز همبستر شوند. و محمد بر اساس این آیه میتوانسته است به تمامی زنانی که در جنگ همچون سایر کالا ها نسیب او میشدند، تجاوز کند، در نتیجه هر مسلمان واقعی باید حق تجاوز به اسرای جنگی را از حقوق الهی خود بداند. البته اسلام نام این کار را تجاوز نمیگذارد و حق هر مسلمانی است که با اسرای جنگی که به او به غنیمت رسیده اند همبستر شود. اما بر ما آشکار است، از آنجا که تماس جنسی ناخواسته تجاوز به حساب می آید اینکار تجاوزی آشکار است. پیامبر در موارد متعدد از این حق قانونی خود استفاده کرده است، صفیه یکی از زنان محمد است که در ماجرای خندق پدر او کشته می‌شود و شوهر او بعد از شکنجه کشته می‌شود و پیامبر همان شب او را از میان اسرا جدا می‌کند و به خیمه خود میکشاند و به او تجاوز می‌کند. این ماجرای که شخصیت واقعی پلید و مدفون شده در تاریخ پیامبر اسلام را نشان میدهد را میتوانید بطور کامل در نوشتاری با فرنام "صفیه، زن یهودی پیغمبر- بخش سوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا" و همچنین "ازدواج محمد با صفیه زنی که شوهرش زیر شکنجه جان سپرد" مطالعه کنید. صفیه در هنگامی که محمد به او تجاوز کرد 16 سال سن و محمد نزدیک 60 سال سن داشته است. محمد نسبت به تمامی مسلمانان امتیازات جنسی خاصی داشته است برای بررسی این امتیازات به نوشتاری با فرنام  ویژگیهای محمدومراجعه کنید.&lt;br /&gt;سوره احزاب آیه 52&lt;br /&gt;لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.&lt;br /&gt;بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است.&lt;br /&gt;دو  آیه قبلی (احزاب 50 و 51) به دلیل اعتراضی که از سوی اطرافیان محمد به این زیاده خواهی های او شده بود توسط این آیه منسوخ شدند. اما محمد همچنان نتوانسته است دل از زنانی که در جنگها به آنها دست میافته است بکند. بنابر این میگوید که همچنان میتواند همچون سایر مسلمانان به زنان اسیر شده و به غنیمت گرفته شده در جنگ تجاوز کند. در کلکسیون زنان محمد (برای دیدن اعضای مجموعه زنان پیامبر اسلام به نوشتاری با فرنام زنان محمد آیا محمد ازروی هوس زن می رفت مراجعه کنید.) به زنانی بر میخوریم که محمد شخصاً آنها را از میان اسرای جنگی گلچین کرده است.&lt;br /&gt;جویریه از معروف ترین این زنان است که ماجرای او را میتوانید در نوشتاری با فرنام "بخوانید. ریحانه نیز از این دسته زنان محمد است ماجرای ریحانه را از نوشتاری با فرنام   مطالعه کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوره نساء (زنان) آیه 36&lt;br /&gt;وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا.&lt;br /&gt;خدای را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکی کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد.&lt;br /&gt;در این آیه به حق داشتن بندگان و برده اشاره شده است و از مسلمانان خواسته شده است که با برده های خود به نیکی رفتار کنند. برخی از اسلامگرایان این آیه را در دفاع از اسلام استفاده می‌کنند و میگویند درست است که اسلام برده داری را مجاز دانسته است اما از مسلمانان خواسته است که با بردگان خود به نیکی رفتار کنند، البته نمیتوان از این دستور که اسلام به مسلمانان داده است خوشحال نبود و آنرا خوب ندانست، به هر حال نیکی کردن با برده ها بهتر از نیکی نکردن به آنها است، ولی جای تاسف این است که چرا اسلام اساساً اجازه برده داری را به مسلمانان داده است؟ این مسئله درست مانند این است که شخصی از بانکی سرقت کند و بگوید درست است که من دزد هستم اما قسمتی از این چیزی که دزدیده ام را به بانک بازخواهم گردانید. بنابر این، این آیه مشکلی را از سر راه بر نمیدارد و نمیتواند چهره آلوده اسلام را پاک کند و این ایراد بزرگ را از آن دین ضاله و رسوا بردارد.&lt;br /&gt;سوره انفال آیه 67&lt;br /&gt;مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.برای هيچ پيامبری نسزد که اسيران داشته باشد تا که در روی زمين کشتار بسيار کند شما متاع اينجهانی را می خواهيد و خدا آخرت را می خواهد و او پيروزمند و حکيم است.&lt;br /&gt;پیامبر اسلام این آیه را وقتی سراییده است که قصد کشتار اسرای جنگی در ماجرای نسل کشی یهودیان مدینه را داشته است. ماجرای کامل این جنایات را در نوشتاری با فرنام مطالعه کنید.&lt;br /&gt;سوره نساء (زنان) آیه 92&lt;br /&gt;وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَئًا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةً فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا.&lt;br /&gt;هيچ مؤمنی را نرسد که مؤمن ديگر را جز به خطا بکشد و هر کس که مؤمنی را، به خطا بکشد بايد که بنده ای مؤمن را آزاد کند يا خونبهايش را به خانواده اش تسليم کند ، مگر آنکه خونبها را ببخشند و اگر مقتول ، مؤمن واز قومی است که با شما پيمان بسته اند ، خونبها به خانواده اش پرداخت شود و بنده مؤمنی را آزاد کند و هر کس که بنده ای نيابد برای توبه دو ماه پی در پی روزه بگيرد و خدا دانا و حکيم است.&lt;br /&gt;در این آیه نیز نشان داده شده است که مسلمان میتواند بنده داشته باشد و برده همچون مالی در اختیار مسلمان است و میتواند بجای دادن خونبها، برده ای را آزاد کند. توجه داشته باشید که در این آیه نابرابری حقوقی دیگری بین مسلمانان و غیر مسلمانان دیده می‌شود. از دیدگاه اسلام، دیه و خونبهای مسلمانان با غیر مسلمانان برابر نیست. همانطور که دیه و خونبهای مرد و زن با یکدیگر برابر نیست. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام راجعه کنید.&lt;br /&gt;سوره بقره آیه 178&lt;br /&gt;يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ.&lt;br /&gt;ای کسانی که ايمان آورده ايد ، در باره کشتگان بر شما قصاص مقرر شد :، آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن پس هر کس که از جانب برادر خود عفو گردد بايد که با خشنودی از پی ادای خونبها رود وآن را به وجهی نيکو بدو پردازد اين حکم ، تخفيف و رحمتی است از جانب پروردگارتان و هر که از آن سر باز زند ، بهره او عذابی است دردآور.&lt;br /&gt;در نظر برخی از مکاتب فقهی همانند مالکی و شافعی، بر اساس این آیه اگر مسلمان آزادی برده اش، یا برده دیگری را بکشد بخاطر این قتل قصاص نخواهد شد.  بردگان در مقابل بردگان قصاص میشوند، و آزاد ها در برابر آزادها (5). در این مکاتب کشته شدن برده توسط مسلمانان آزاد تنها با شلاق مجازات می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوره مجادله آیه 3&lt;br /&gt;وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.آنهايی که زنانشان را ظهار می کنند ، آنگاه از آنچه گفته اند پشيمان می شوند ، پيش از آنکه با يکديگر تماس يابند ، بايد بنده ای آزاد کنند اين پندی است که به شما می دهند و خدا به کارهايی که می کنيد آگاه است.&lt;br /&gt;ظهار کردن زنان در میان اعراب نوعی از طلاق بوده است، کسی که می‌خواسته است زنش را طلاق بدهد میگفته است "انت مني كظهر امي - تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستي". این آیه وقتی توسط محمد سراییده شده که یکی از ساکنین مدینه زنش را به این شیوه طلاق داده بود و از محمد می‌خواسته است که به او اجازه بدهد باز هم با زنش همبستر شود. محمد گفت برای اینکه با زنت تماس جنسی برقراری کنی باید حتماً بنده ای آزاد کنی، برای اطلاعات بیشتر به تفسیر المیزان پیرامون این آیه مراجعه کنید. بازهم در اینجا به حق داشتن برده اشاره شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوره نور آیه 31&lt;br /&gt;وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.&lt;br /&gt;و به زنان مؤمن بگو که چشمان خويش را ببندند و شرمگاه خود را نگه ، دارندو زينتهای خود را جز آن مقدار که پيداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گريبان فرو گذارند و زينتهای خود را آشکار نکنند ، جز برای شوهر خوديا پدر خود يا پدر شوهر خود يا پسر خود يا پسر شوهر خود يا برادر خود ياپسر برادر خود ، يا پسر خواهر خود يا زنان همکيش خود ، يا بندگان خود ،يا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند ، يا کودکانی که از شرمگاه زنان بی خبرند و نيز چنان پای بر زمين نزنند تا آن زينت که پنهان کرده اند دانسته شود ای مؤمنان ، همگان به درگاه خدا توبه کنيد ، باشد که رستگار گرديد.&lt;br /&gt;در این آیه نیز از حق داشتن بردگان صحبت شده است.&lt;br /&gt;سوره نور آیه 33&lt;br /&gt;وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.آنان که استطاعت زناشويی ندارند ، بايد پاکدامنی پيشه کنند تا خدا از، کرم خويش توانگرشان گرداند و از بندگانتان آنان که خواهان باز خريدن خويشند ، اگر در آنها خيری يافتيد ، بازخريدنشان را بپذيريد و از آن مال که خدا به شما ارزانی داشته است به آنان بدهيد و کنيزان خود را اگر خواهند که پرهيزگار باشند به خاطر ثروت دنيوی به زنا وادار مکنيد هر کس که آنان را به زنا وادارد ، خدا برای آن کنيزان که به اکراه بدان کار وادار گشته اند آمرزنده و مهربان است.&lt;br /&gt;این آیه به ارباب (صاحب برده) اجازه میدهد تا برده خود را در صورتی که برده بخواهد خود را بخرد، و درصورتی که ارباب رضایت داشته باشد در ازای مبلغی او آزاد کند. توجه داشته باشید که اگر ارباب چنین رضایتی نداشته باشد هرچقدر هم برده حاضر باشد برای آزادی خود پول بپردازد نمیتواند آزاد شود، و باید همچنان برده بماند. قسمت دوم این آیه به خود فروشی واداشتن بردگان (کنیزان) اشاره دارد. ارباب میتوانسته است کنیز را مجبور کند که در ازای پولی به همخوابگی با سایرین بپردازد، یعنی ارباب دلالی محبت میکرده است و شرکای جنسی را برای برده فراهم می آورده است اما این آیه از مسلمانان می‌خواهد که کنیزان را مجبور به این کار نکنند. نکته جالب اینجا است که این جمله در این آیه بصورت شرطی آمده است. یعنی تنها اگر کنیز خود مایل به تن فروشی نباشد ارباب نباید او را مجبور کند، نتیجه منطقی اینکه اگر کنیز خود تمایل به این کار داشته باشد، اینکار مانعی ندارد و یک مسلمان میتواند به این کسب، درصورتی که کنیزان تن فروشی را پیدا کرد، یا کنیزان خود را متقاعد به انجام این کار کرد  به این کار بپردازد. و البته اگر کنیزی مجبور به این کار شود الله در مورد او مهربان خواهد بود که این مسئله ربطی به این دنیا ندارد.&lt;br /&gt;سوره نور آیه 58&lt;br /&gt;يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ .ای کسانی که ايمان آورده ايد ، بايد بندگان شما و آنها که هنوز به حد، بلوغ نرسيده اند ، در سه هنگام از شما برای وارد شدن به خانه رخصت طلبند :پيش از نماز صبح و هنگام ظهر که لباس از تن بيرون می کنيد و بعد از نماز عشا اين سه وقت ، وقت خلوت شماست در غير آن سه هنگام ، شما و آنها گناهی مرتکب نشده ايد اگر بر يکديگر بگذريد خدا آيات را اينچنين برای شما بيان می کند ، و خدا دانا و حکيم است.&lt;br /&gt;در این آیه نیز به برده داری اشاره شده است.&lt;br /&gt;سوره بقره (ماده گوساله) آیه 221&lt;br /&gt;وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ .زنان مشرکه را تا ايمان نياورده اند به زنی مگيريد و کنيز مؤمنه بهتر، ازآزاد زن مشرکه است ، هر چند شما را از او خوش آيد و به مردان مشرک تا ايمان نياورداند زن مؤمنه مدهيد و بنده مؤمن بهتر از مشرک است ، هرچند شما را از او خوش آيد اينان به سوی آتش دعوت می کنند و خدا به جانب بهشت و آمرزش و آيات خود را آشکار بيان می کند ، باشد که بينديشيد.&lt;br /&gt;باز هم این آیه داشتن بنده و برده داری را مجاز می‌کند. در این آیه همچنین باز به نابرابری انسانها اشاره می‌کند و انسانهای غیر مسلمان و مشرک را فرو تر از سایر انسانها میداند. همچنین گفته شده است که ارباب مسلمان میتواند با بنده خود ازدواج کند. همچنین برابری حقوقی بین انسانها که نخستین و شاید مهمترین اصل اطلاعیه جهانی حقوق بش است، در این آیه زیر سوال رفته است و حق ازدواج نیز که ماده شانزدهم اطلاعیه جهانی حقوق بشر است در این آیه نقض شده است.&lt;br /&gt;سوره البلد آیات 12 و 13&lt;br /&gt;وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ؛ فَكُّ رَقَبَةٍ.&lt;br /&gt;و تو چه دانی که گذرگاه سخت چيست؟؛ آزاد کردن بنده است.&lt;br /&gt;از آزاد کردن برده ها در این آیه بعنوان گذرگاهی سخت یاد شده است. و این کاملاً طبیعی است که اینکار برای مسلمانان دشوار باشد زیرا بندگان کارگران مجانی مسلمانان و بردگان زن (کنیز ها) ماشینهای جنسی و تولید مثل مسلمانان هستند و از دست دادن این چیزها برای مسلمانان واقعاً باید گذرگاه سختی باشد. اما به هر حال در این آیه از آزاد کردن بندگان بعنوان عملی خوب یاد شده است و این شایسته تقدیر است. اما کدام انسان کودنی است که نداند چنین کاری کار مثبتی است؟ آیا محمد با این حرف خود خدمتی به بشریت در مبارزه با برده داری این سنت بسیار ضد انسانی کرده است؟ هرگز!&lt;br /&gt;سوره مائده آیه 89&lt;br /&gt;لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.خداوند شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نخواهد کرد ولی به سبب ، شکستن سوگندهايی که به قصد می خوريد ، بازخواست می کند و کفاره آن اطعام ده مسکين است از غذای متوسطی که به خانواده خويش می خورانيد يا پوشيدن آنها يا آزاد کردن يک بنده ، و هر که نيابد سه روز روزه داشتن اين کفاره قسم است ، هر گاه که قسم خورديد به قسمهای خود وفا کنيد خدا آيات خود را برای شما اينچنين بيان می کند ، باشد که سپاسگزار باشيد.در این آیه از مسلمانانی که به دروغ سوگند خورده اند و یا سوگند خود را به قصد شکسته است خواسته شده است که یا ده یتیم را طعام بدهند یا برده ای را آزاد کنند. شرم باد بر خدا، پیامبر، تفکر، مکتب و دینی که گروهی از انسانها (بردگان) را از اموال مسلمانان حساب می‌کند و از آنها می‌خواهد که برای کفاره از این مال خود خرج کنند.&lt;br /&gt;سوره احزاب آیه 55&lt;br /&gt;لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا.زنان را گناهی نيست اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده و، خواهرزاده و زنان همدين و يا کنيزان خود بی حجاب باشند و بايد از خدا بترسندکه خدا بر هر چيزی ناظر است.&lt;br /&gt;در این آیه نیز به حق برده داشتن اشاره شده است.&lt;br /&gt;نتیجه گیری &lt;a name="3"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نخستین عکس العمل اشخاص مسلمانی که این آیه ها را می‌خوانند این است که در آن زمان برده داری رایج بوده است و اکنون دیگر رایج نیست. این اشخاص باید بدانند که قوانین و احکام قرآن همیشگی و جاودانه هستند و در هر زمان و مکانی باید پیاده شوند، برای بحث مفصل و دقیق در این مسئله به نوشتاری با فرنام "قوانين تازينامه برای آن زمان بوده و برای اعراب جاهل آن دوران آمده و امروز نيازی به انجام آنها نيس" مراجعه کنید، بنابر این مسلمانی که این آیات را نادیده و باطل بپندارد مسلمان نیست.&lt;br /&gt;برده داری کاملاً مورد تایید قرآن و اسلام است و در میان امامان شیعه بسیار رایج بوده است و تقریباً همه آنها حرمسرایی متشکل از زنان و بردگان مختلف را برای خود تشکیل داده بودند. خرید و فروش برده نیز حتی امروز در میان برخی از مسلمانان رواج دارد.&lt;br /&gt;محمد حتی تلاشی برای از بین بردن برده داری نیز نکرده است و با قانونی و الهی شمردن آن، آنرا جاودانه کرده است، براستی که افرادی مانند رضاشاه و آبراهام لینکن را که در هر گوشه از جهان باعث از بین رفتن و برافتادن سنت برده داری شده اند باید بارها و بارها بر افرادی مانند محمد پیامبر اسلام برتر دانست.&lt;br /&gt;حال انتخاب با شماست، آیا دینی که برده داری را تایید می‌کند و  پیامبر و امامان و پیشوایان آن برده دار و متجاوز بوده اند را کنار خواهید گذاشت و یا اینکه این واقعیت ها را کنار گذاشته و خود را با بهانه های واهی گول خواهید زد؟ امیدوارم انسانیت را بر قوانین و تعالیم ضد بشر اسلام ترجیح دهید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع &lt;a name="4"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;(1)  برای نمونه ای آشکار از این واقعیت مراجعه کنید  الأزدی (دو نسخه خطی پاریس) ورق 39/ب - 40/الف (71/ب)&lt;br /&gt;ابوعبیده به عمر نامه مینویسد و درباره دشمنانی که نگریخته اند از او دستور می‌خواهد.&lt;br /&gt;ابوعبیده بن جراح به عمر بن خطاب نامه نوشت:&lt;br /&gt;به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر&lt;br /&gt;اما بعد، همانا خداوند دارای کرم و برتری و نعمتهای بزرگ، سرزمین روم را بر مسلمانان گشود. گروهی از مسلمانان چنین دیدند که مردمان آنجا را در جایگاه خود نگهدارند و آنان نیز به مسلمانان گزیت دهند (ترجمه تفسیر طبری ترجمه آیه 29 سوره توبه) و زمین را آباد سازند. گروهی دیگر بر آنند که ایشان را میان خود پخش کنند. امیر مومنان در این باره نظر خود را برای ما بنویسند. خداوند توفیق تو را در همه کارها پاینده دارد.&lt;br /&gt;الأزدی (دو نسخه خطی پاریس) ورق 39/ب - 40/الف (71/ب - 72/الف).&lt;br /&gt;پاسخ عمر به ابوعبیده، پیرامون رفتار با سرزمین گشوده&lt;br /&gt;به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر&lt;br /&gt;از بنده خدا امیر مومنان عمر به ابوعبیده بن جراح، درود بر تو. من همراه تو آن فریدگاری را میستایم که جز او خدایی نیست. اما بعد، نامه تو به من رسید. در آن از گرامیداشت مومنان و خواری دشمنان خدا به وسیله او و نگهداری ما از آسیب دشمنانمان به کمک آفریدگار، سخن گفته بودی. خدای را در برابر نیکی و نعمت شایسته او نسبت به ما در گذشته و حال که به گروهی از مومنان تندرستی بخشید و گروهی دیگر را با شهادت ارج نهاد، سپاس میگوییم. شهادت همراه با خرسندی پروردگار و بزرگداشت وی، بر شهیدان گوارا باد. از او می خواهیم که ما را از پاداش آنان بی بهره نگرداند و پس از ایشان ما را پراکنده نسازد. به راستی که آنان خدای را خیر خواه بودند و آنچه را که باید، به انجام رساندند. آنچه کردند برای خدا بود و نیز آن را برای خویشتن، آماده می ساختند. آنچه را که پیرامون سرزمینی که مسلمانان بر آن و مردمان آن دست یافته اند یاد کرده بودی، به راستی دریافتم. شماری از مسلمانان گفته بودند که مردمان آنجا در همانجا نگهدارند تا زمین را آباد سازند و به مسلمانان گزیت (جزیه) بپردازند و برخی دیگر گفته بودند که آنان را میان خود قسمت کنند. در آنچه به من نوشته بودی نگریستم و به آنچه که از من پرسیده بودی، اندیشیدم. من بر این باورم که ایشان در سرزمین خود بمانند و گزیت بپردازند. گزیت به دست آمده را میان مسلمانان پخش کنیم. این مردم زمین خود را آباد خواهند ساخت، زیرا آنان به آن کار از دیگران داناتر و نیرومندترند. آیا تو میپنداری چنانچه ما مردم آنجا را میان خود پخش کنیم، برای مسلمانان پس از ما، چه کسی خواهد ماند؟ سوگند به خدا که در آن صورت، ایشان کسی را برای سخن گفتن نخواهند یافت و کسی با آنان سخن نخواهد گفت و نیز از دست آورده هیچ کس، سودی نخواهند برد. ولی تا اینان زنده اند، مسلمانان از دسترنجشان خواهند خورد و آنگاه که بمیرند و ما نیز بمیریم، فرزندانمان تا زنده اند، از دست آورده فرزندان ایشان خواهند خورد، و تا آیین اسلام تواناست، آنا ن بردگان مسلمانان و اسلام خواهند بود. از این رو، بر ایشان سر گزیت بنه و از اسیر ساختن آنان دست بدار و مگذار که مسلمانان بر ایشان ستم کنند، یا زیانی رسانند و داراییشان را به ناحق بخورند.&lt;br /&gt;نقل شده از  نامه ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد و اسناد صدر اسلام، تحقیق و گرد آورده دکتر محمد حمیدالله ترجمه دکتر سید محمد حسینی. کتاب سال 1375 چاپ انتشارات سروش 1377. صفحه 529.&lt;br /&gt;(2) بخش سوم نهج البلاغه، شیخ رضی، ج سوم، صفحه سوم 23&lt;br /&gt;"ومن كان من إمائي اللاتي أطوف عليهن لها ولد أو هي حامل فتمسك على ولدها وهي من حظه، فإن مات ولدها وهي حية فهي عتيقة قد أفرج عنها الرق وحررها العتق (قوله عليه السلام في هذه الوصية: أن لا يبيع من نخلها ودية. الودية الفسيلة وجمعها ودي. قوله عليه السلام حتى تشكل أرضها غراسا هو من أفصح الكلام." منبع&lt;br /&gt;(3) نامه ها و پیمانهای سیاسی حضرت محمد و اسناد صدر اسلام، تحقیق و گرد آورده دکتر محمد حمیدالله ترجمه دکتر سید محمد حسینی. کتاب سال 1375 چاپ انتشارات سروش 1377. صفجه 794.&lt;br /&gt;(4) Ibid&lt;br /&gt;(5) رجوع شود به احکام القرآن، امام شافعی صفحه 275،&lt;br /&gt;مردی آزاد برای کشتن برده اش نباید کشته شود، همینطور هیچ شخص آزادی برای کشتن برده ای نباید کشته شود.&lt;br /&gt;الموطأ امام مالک جلد 6 بخش 16 صفحه 165،&lt;br /&gt;از انس بن مالک پرسیدند حکم اربابی که برده اش را میکشد چیست؟ او پاسخ داد "هیچ".&lt;br /&gt;ابن تيمية جلد 28 صفحه 378.&lt;br /&gt;آن چه ما پیرامون قصاص در برابر قتل گفته ایم تنها محدود به مسلمان آزادی است که مسلمان آزاد دیگری را کشته باشد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-8458991956791508771?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/8458991956791508771/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=8458991956791508771' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/8458991956791508771'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/8458991956791508771'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/09/blog-post_21.html' title='آیات برده داری'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-8903902548832884634</id><published>2007-09-03T03:58:00.000-07:00</published><updated>2007-09-03T04:01:31.942-07:00</updated><title type='text'>اسلام اهریمنی</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;اسلام اهریمنی&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.efsha.co.uk/farsi/audioandvideo/files/eslam_ahrimani.rm"&gt;Download&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-8903902548832884634?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/8903902548832884634/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=8903902548832884634' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/8903902548832884634'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/8903902548832884634'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='اسلام اهریمنی'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-9096227321857463894</id><published>2007-03-28T04:42:00.000-07:00</published><updated>2007-08-16T07:47:41.414-07:00</updated><title type='text'>ناشنیدهای  شنیدنی</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/ayshe_9_years_old.mp3"&gt;ماجرای ازدواج محمد در ۵۲ سالگی با عايشه ۹ ساله &lt;/a&gt;بهرام مشيری&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/naa_baraabari.mp3"&gt; (لا اکراه فی الدين) در باب آزادی انتخاب دين از نظر اسلام &lt;/a&gt;بهرام مشيری&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/jange_ghadesiyeh.mp3"&gt; ملايان و حکومت اسلامی از پيامدهای شکست ملت ايران در جنگ قادسيه &lt;/a&gt;بهرام مشيری&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/tohin_ketab_asemani.mp3"&gt; قرآن وسيله فساد و دزدی و اسارت انسانها &lt;/a&gt;بهرام مشيری&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/fesaad_iran.mp3"&gt; اشاره ای به گسترش فساد در سايه حکومت آقا امام زمان &lt;/a&gt;بهرام مشيری&lt;a href="http://www.kavehroom.com/audio/Farokhzad_eshghbaazi.wma"&gt; «پندهای اخلاقی» از رساله روح الله خمينی &lt;/a&gt;شادروان فريدون فرخزاد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-9096227321857463894?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/9096227321857463894/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=9096227321857463894' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/9096227321857463894'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/9096227321857463894'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/03/blog-post_28.html' title='ناشنیدهای  شنیدنی'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-6950049817071330330</id><published>2007-03-28T04:35:00.000-07:00</published><updated>2007-08-17T08:15:22.602-07:00</updated><title type='text'>ناشنیدهای  شنیدنی</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/RsW7eG-BIfI/AAAAAAAAAAo/1tY5lU_qmIQ/s1600-h/_41935868_atefah_paper203.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5099688279008158194" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/RsW7eG-BIfI/AAAAAAAAAAo/1tY5lU_qmIQ/s200/_41935868_atefah_paper203.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلم مستند اعدام عاطفه 16 ساله در نکا - ایرانپخش شده از بی-بی-سی Low Speed - &lt;a onclick="window.open('','popup','toolbar=no,resizable=no,width=331,height=286,left=400,top=200,scrollbars=0')" href="http://freepersia.com/stream/flash/atefeh/atefeh150kb.html" target="popup"&gt;Flash Video&lt;/a&gt; High Speed - &lt;a onclick="window.open('','popup','toolbar=no,resizable=no,width=651,height=526,left=400,top=200,scrollbars=0')" href="http://freepersia.com/stream/flash/atefeh/atefeh400kb.html" target="popup"&gt;Flash Video&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://freepersia.com/stream/flash/atefeh/atefeh400kb.html"&gt;http://freepersia.com/stream/flash/atefeh/atefeh400kb.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تهیه وتنظیم از وبلاگ طرفداران کانال یک نوشتاری از میلاد&lt;br /&gt;بودو تا فیلتر نشوده&lt;br /&gt;ببینید این آخوندهای کثیف به اسم اسلام وقران چه بسر مردم می &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-6950049817071330330?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/6950049817071330330/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=6950049817071330330' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/6950049817071330330'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/6950049817071330330'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/03/blog-post.html' title='ناشنیدهای  شنیدنی'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kXG9yIMrh_I/RsW7eG-BIfI/AAAAAAAAAAo/1tY5lU_qmIQ/s72-c/_41935868_atefah_paper203.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-6555491842134758141</id><published>2007-02-07T09:35:00.000-08:00</published><updated>2007-10-18T04:43:48.310-07:00</updated><title type='text'>در نهایت از کوزه همان برون تر اویده که در آن بود</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که بنظر میرسد اغتباس شده از قانون اساسی چند کشور اروپائی ست منتهی با این تفاوت که به مقتضای طرز تفکر تدوین کنندگان به ملغمه ای ناطراز تبدیل شده واز آنجا که میبایست در هر فرازی راه بر دیگران مسدود شود لذا در پایان همانی از آب در آمده است که حتی در حیطه نظری فاقد اعتباری جهانی مشمول شده است.&lt;br /&gt;در اولین اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی میخوانیم((حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت عدل و قرآن.........به آن رای مثبت داده است))باتوجه با بینش زمینه هائیکه در تصویب نوع حکومت (جمهوری اسلامی) رخ داد و از آنجا که در سرزمین پهناور ایران تنها مسلمانان نیستند که زندگی میکنند در همان اولین اصل قانون اساسی مقدمه بر اقلیت بردن و زمینه سازی برای صاهبان سایر ادیان جهت اعمال محدودیت نمایان است،یعنی اولین گام در نقض ماده ۱۸اعلامیه جهانی حقوق بشر در حیطه نظری است،در واقع باگنجاندن این اصل و تاگید بر وجه اسلامی آن ستونی در حال افراشتن است که با پایه ها و سقف های دیگر نیز میبایست حوله همین محدوده به فراخور آن در آینده طراحی شوند.&lt;br /&gt;ستونی که در حوزه عمل چون علل و خود را به مرور زمان از دست داد و پیش زمینه های آن حذف شد مبنیهای درگیری صاحبان و متولیان قانون اساسی با خیل عظیم دارندگان اندیشه های غیر مسلمان لاینک گردید و بهمین علت نیز هر چه اصرار ار سوی حکومت بر حفظ پسوند اسلامی اعمال شد با مخالفت بیشتر روبرو گردید و ابرام مخالفین بدیهی است که در سالهای اولیه پای گیری نظام به حذف آنان مجرب شود که شد و طیف گسترده ای از دگراندیشان دینی نظیر یهودیان ایران از بیم وهراس خاک میهن را ترک گفتند ویا بهائیان که به محاق سکوت نشستند ویا نیروهای لاینک که به شبکه های زیر زمینی مجداد باز گشتند.&lt;br /&gt;در بند اول از اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی به جمله ((خدای یکتا واختصاص حاکمیت او و لزوم تسلیم در برابر امر او ))بر می خوریم که گویا نظام جمهوری اسلامی بر پایه ی ایمان برآن تدوین شده است،در اینجا نیز تعریفی که از خدای یکتا شده است خدائی است کحومت کننده که میبایست در برابر او تسلیم مطلق بود وبا تعریف حاکمیت اله را در چند سطر بعد به چند شریک زمینی واگذار میکند در حقیقت قانون گذار با قائل شدن انقیاد در برابر خدا ،خواستا اطاعت محض از پرکای او روی می شود که در بند ۵ همین اصل بصورت (اممت ورهبری مستمر واساسی در تداوم انقلاب)ویا در ردیف دوم از ذیل بنده ۶ ماده ۲ بصورت (اجتهاد مستمر فقهای جامع الشـــرایط)خود را نمایان میکند .&lt;br /&gt;قانون گذار در حال انجام زیر ساختی است که اثرات آن در توجیه و تحکیم اصول بعدی و منظور نقض حقوق انسانی دگراندیشان غیر دینی و دینی است بدین ترتیب در پی کسب مشروعیت دائمی برای شراکای زمینی خداوند است و با اینکه در متن همین ماده از نفی سلطه گری وسلطه پذیری دادسخن میدهد معهزا ناگفته پیداست که سلطه گر کیست و سلطه پذیر چه کسی باید باشد وجایگاه شرکای زمینی خداوندن به عنوان سلطه گر ومقام صاحبانبر ادیان به عنوان سلطه پذیر پیش پیش ترسیم شده و این عبادت بیش از یک ژست نمتواند باشد.&lt;br /&gt;در اصل سوم همانطور که لازم است قالب هائیکه از پیش وبر اساس نفی آزادی فکر،وجدان واندیشه های دینی ومذهبی دیگر طراحی شده هدف مند شده اندک اندک آماده تعبیه سایر قطعات می شود(بالا بردن سطح آگاهی های عمومی و رشد فقایل اخلاقی بر اساس ایمان وتقـــوا )آنهم از نوعی که حکومت اسلامی در نظر دارد گام هائی است که علاوه بر پهنه اندیشه در کسترده عمل نیز خود را نشان داده است چرا که ارتفاع سطح آگاهی هاباید اســـــلامی بوده ودر چهار چوب اندیشه فقهای جامع الشــــرایط باشد و بر اساس (قرآن)وسنت معصومین باشد به نمونه هائی از این عملکر قانون اساسی توجه نمائید!&lt;br /&gt;:ایرج رستگار مدیر مسئول هفته نامه توانا بعلت چاپ کاریکاتور محمد خاتمی وعلی لاریجانی در شعبه ۱۰۸۳ محاکمه شد (ایلنا ۸۵.۰۲.۳۱)&lt;br /&gt;:الهام افروتن میئول صفحات بهداشتی هفته نامه تمدن هرمزگان به اتهام توهان به مقدسات به شعبه ۲۶دادگاه احضار شد (ایسنا ۸۵.۰۲.۱۱)&lt;br /&gt;:سایت خبری تبریز نیوز به دستور مقامات دولتی فیلتر شد(تبریز نیوز ۸۵.۰۲.۳۰)&lt;br /&gt;:عیسی خان خاتمی مدیر مسئول ماهنامه مهر به اتهام اهانت نسبت به شورای نگهبان در شعبه ۷۶ استان تهران محاکمه شد(ایسنا ۸۴.۱۰.۱۸)&lt;br /&gt;:به گفته محمد جواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی دونفر موتور سوار با پرتاب مواد آتش زا تابلوی دفتر مرکزی این روزنامه را آتش زدند وی گفت حداقل شش مورد به خودروی اعضای تحریریه حمله شده وشیشه های آن شکسته ومدارکشان بسرقت رفته (ایلنا ۸۵.۰۲.۱۷)&lt;br /&gt;در نمونه های فوق که قطره ایست از اقیانوس بیکران عمل کرد به این ماده قانون سعی شده است به مسیر هائیکه قانون اساسی ومتولیان ان برای ارتفائ سطح آگاهی عموم بدان متوسل می شوند اشاره ای گذرا شود ولا در سطح خهانی به گزارش روزنامه نیمروز که در خارج از کشور چاپ می شود اولیای امور به پاپ بندیکت هم اجازه چاپ در ایران ندارند که مبادا سطح آگاهی عموم خدشه دار شود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بند 6 ماده 3 ملاحضه می شود (محوهر گونه استبداد وخودکامگی وانحصار طلبی)از اصول قانونه اساسی است توجه به این ماده این تفکر را تقویت میکند که تدوین کنندگان قانون اساسی به شعار نویسی در قانون اساسی نیز توجه ای ویژه دارند ولا چطور ممکن است در حالی که عده کثیری از ملت ایران مسلمان شیعه نبوده واصول اعتقادی به مرجعیت نداشته ویا غیرمسلمان بوده ویا اصلا دارای هیچگونه اندیشه مذهبی نمی باشند زیره سیطره قوانین اسلامی ولایتی باشند ودر عین حال ازنفی استبداد وانحصارطلبی سخن گفت؟(تامین آزادی های سیاسی واجتماعی)تبصره ای دیگر از اصل قانون اساسی است این تبصره نیز از نیات اصلی تدوین گنندگان قانون اساسی با توجه به محدودیت های مجاز برای فعالیت های سیاسی ،اجتماعی (مذهبی)سخن می گوید اگر مراسم مذهبی ونوشتاررهایدینی وغیره دینی و اصولا تولید فکری را نوعی فعالیت اجتماعی تلقی کنیم عبارت (حدود قانون)مندرج در این تبصره باتوجه به فقهی بودن آن ،فعالان ودگر اندیشان دینی را از دایره مجاز خود خارج نموده وهمین حدود قانونی براساس تفکر ولایت فقیهی حدود انحصاری را بر انتحمیل میکند به چندین نمومه در زیر اشاره می شود&lt;br /&gt;:فشار های مستقیم وغیره مستقیم حکومت بر گروهای مذهبی دگر اندیش در ماههای اخیر افزایش یافته است تعطیلی نماز جمعه به امامت مصتفی طباطبائی در کرج ،ممنوع شودن جلسات قرآن آقای شعار در تبریز،تعطیلی نماز جمعه وتفسیر قرآن دکتر سید علی اصغر غروی در اصفهان،تعرف عدوانی وتخریب حسینیه دراویش نعمتی الهی در قم،ممنوع الورود شدن آقای جذبی به حسینیه دراویش نعمت الهی در اصفهان(میزان نیوز 84.11.2)تین یک نمونه از عملکر به تامین آزادیهای ملت ایران است تازه اینان خودی هستند وتفکرشان در محدودهای اعتقادی مورد نظر قانون اساسی است ولا باغیره خودیها به گونه ای دیگر سخن میگویند وحدود قانون را به اجرا در میاورند به نمونه زیر توجه نمائید&lt;br /&gt;:یک ترکمن ایرانی بنام قربان توری50 ساله که یازده سال پیش در شهرستان گنبد کاوس به مسیحیت روی آورده بود ودر سالهای به شهبانی وپرتستانی این شهر در آمده بود به ضرب چند گلوله به شگل فجیهی به قتل رسید برخی دیگر از هم پیمانان به قتل رسیده به سایتهای مسیحی گفته انددر روزهای قبل وبعد از قتل قربان توری از سوی نهادهای امنیتی احضار شده بودند یکی از این افراد که مورد بازجویی قرار گرفته است می افزاید..ماموران امنیتی به من هشتار داده اند اگر دست از فعالیتهای مذهبی بر ندارم به سرنوشته قربان توری دچار خواهم شد(رادیو فردا وآفتاب 84.09.17.14)&lt;br /&gt;جائی دیگر از قانون اساسی میخوانیم(رفع تبعضات نارواوایجاد امکاناتعادلانه برای هم در تمام زمینه های مادی ومعنوی)از وظایف حکومت اسلامی است آیاتفوت قائل شدن برای یک انسان مسیحی ،زردتشتی ،کلیمی بهائی..........که در بند بند قانون اساسی خود نمائی میکند اعمال تبعیض نیست؟آیا مبحوس کردن ارمنه ایران در قلعه ای بنام باشگاه آرارات ونداشتنه حتی یک مسجد برای سنیان در تهران چند ملیونی ،تبعیض نبوده وایجاد امکانات عادلانه است ؟آیا مصادره مراکز عبادتی اماکن مقدس بهائیان رفعدتبعیض از این گروه است؟ویا باز باید همچنین اندیشید رفع تبعیض به روش ولایت فقیه است.&lt;br /&gt;تقویت روح وبرسی تحقیق وایجاد مراکز فرهنگ واسلامی وظیفه حکومت اسلامی در قانون اساسی استواین در حالی است که برای ترویج ومراکز سایر ادیان ومذهب سکوت شده ومعلوم نیست از قلم افتادگان به عمدجرئی از ملت ایران هستند چطور وکجا وتحت چه شرایطی میتواه تحت حمایت قانون اساسی همه گیر کشورشان به برسی وتحقیق وایجاد مراکز فرهنگی خود باشند .&lt;br /&gt;اصل 12 قانون اساسی به صورت گویا و روشن از دین ومذهب رسمی کشور سخن میگوید وبه غیره قابل تغیر بودن آن محر تاکید می کوبد،در واقع امواج اولیه که هنگام تصویر عبادت (جمهوری اسلامی)مورد اصرار وپافشاری بود اندک اندک در ساحل قانون اساسی فرم انحصاری خود را نمایان میکند این تصویر که به وضوح حدود وثغور سایر باور مندان دینی وغیره دینی را معین میکنددر یک ژست ترقی خواهانه ودر حد(احوال شخصیه)برای صاحبان سایر اندیشان دینی نیزحقی را قائل می شود وبا تجزیه سایر باور مندان ،آنان را از صافیمجاز وغیره مجاز میگذراند در این تجزیه وطبقه بندی طیف بزرگی مجازند وگروهی درگی غیره مجازبوده ویا اصولا وجودشان انکار شده ویا باحاتم بخشی قانون اساسی به انسانهای دسته دوم تبدیل شده اند زرتشتیان ،یهودیان ،مسیحیان در این این طبقه بندی گنجانده شوده وبهائیان و.......باکینه توزی به عمد ندیده گرفته شوده اند واین در حالی است که باور مندان غیره دینی در پهنه قانون اساسی جایگاهی ندارند ومعلوم نیست در شرایط لازم گروههای اخیرالذکر باید تابع کدام قانون باشند ودر کجای این قانون اساسی بدنبال حقوق اساسی خود بگردند.&lt;br /&gt;در اصل 13 دهم قانون گذار مجبور با اتخاذ ژستی است که بناچار تن بدان می دهد زیرا انکار زرتشتیان که صاحبانه اولیه این مرز بوم هستند که امکان ندارد وندیده گرفتن یهودیان ومسیحیان نیز بر وجه جهانی لطمه خواهدزد وبه صلاح قانون گذار نیست وبهمین دلیل به آنان صورت قانونی می دهند که کلمه اقلیت را یدک بکشند اقلیتی که طبق اصل 14 دهم قانون اساسی ،مسلمانان(پیروان ولایت فقیه )در یک خضوع مصنوعی ودر یک سنا وبخش با آنان باید(با اخلاق حسنه وباقسط وعدل)رفتار کنند آشکارا است که اینگونه نگریستن از بالا به اقلیت ها در تفس خود نوعی برتری را نهان دارندکه هر لحظه به اکثریت این اجازه را می دهندکه از حق خود علیه اقلیت استفاده کنند وجالب اینکه در پایان اصل 14ناگهان خطری که ممکن است از طرف این اقلیت ها ساطع شود ورویای قانون گذار را آشفته نمایدظاهر شد وقانون گذار مجبور به گنجاندن جمله (این اصل در حق کسانی اعتبار داردکه بر ضد اسلام وجمهوری اسلامی توطئه واقدام نکنند)مینماید در تبین این اعبارت دومنظر را باید لحاظ نمود اول اینکه این چگونه خطری است که فقط اقلیت های دینی مذهبی در قالب توطئه ممکن است به آن متوسل شوند و اکثریت این کار را نمیکنند و دوم با سوء نیتی که از همان ابتدا در ذهن قانون گذار پر بال داشت می توان دریافت که این عبارت شمشیری در غلاف است که برای ذبخ شرعی اقلیت ها هر لحظه و بهر بهانه میتواند از نیام کشیده شود این اصل وچگونگی آن در عمل در نمونههای زیر بیشتر وبهتر خود را نمایان میکند آنجا که مجریان قانون در یک رو دربایستی سیاسی در چنبره افکار خود اقدام به اجرای یک سلسله کشتار تحت عنوان قتلهای زنجیره ای می کند&lt;br /&gt;:قتل استاد فاروق فرساد (اهل سنت)&lt;br /&gt;: قتل ملامحمد ربیعی در کرمانشاه (اهل سنت)&lt;br /&gt;:قتل دکتر عبدالعزیز بجد در زاهدان (اهل سنت)&lt;br /&gt;: قتل دکتر شیخ محمد ضیائی در بندعباس (اهل سنت)&lt;br /&gt;:قتل شمس الدین کیانی طلبه 18 ساله در زاهدان (اهل سنت)&lt;br /&gt;در حالیکه اقلیت های سنی نزدیک ترین متحد جمهوری اسلامی در ایدئولوژیش باید باشد مشاهده می شود که نباید قانون گذار در گنجاندن توطئه در اصل 13 دهم چون صاعقه بر زندگی اهل سنت می تازد واین شمشیر را دموکراسی طراحی شده اصل سیزدهم بر تاریک دراویش گنابادی چنین کوفته میشود&lt;br /&gt;:حدود صدنفر از عوامل حزب اله به همراه مامورین امنیتی لباس شخصی بانیروهای گارد ضد شورش به فرماندهی سرهنگ سجادی با شلیک گاز اشک آور وگلوله های جنگی وباقطع کامل برق منطقه وقطعه تلفنهای موبایل به دراویش نعمت الهی گنابادی حسینیه شریت قم حمله کردن حدود 1000نفر را دستگیر کردندکه در میان آنها 250 نفر زن وکودک مشاهد می شود در این حمله ابوالحسن بهرامی بر اثر جراحات وارده در بیمارستان در گذشت(وبلاگ طنین سکوت 84.11.25)&lt;br /&gt;همیم روال در اصل قانون اساسی در مورد بهائیان بشرح زیر عمل کرده است&lt;br /&gt;:به گفته اسماء جهانگیر گزارش گره ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ادیان به دستور علی خامنه ای طی بخشنامه ای به وزارت اطلاعات،سپاه پاسداران ونیروی انتظامی از آنها در خواست کرده تا بصورت محرمانه بهائیان را شناسائی کرده واطلاعات مربوط به آنان را جمع آوری کنند.(بی بی سی 85.01.17)&lt;br /&gt;وادامه دارد&lt;br /&gt;.از اغاز سال 2005 میلادی حداقل 66 بهائی در ایران دستگیر شده اندتعدادی از آنها باقرار وثیقه آزاد شده اند ولی حداقل 9 نفرشان در زندان بسر می برندمهران کوثری به 3 سال زندان وبهرام مشهدی به 1 سال زندان محکوم شده اند جرم آنها نوشته نامه به مقامات کشوری می باشد.افشین اکرم،شهرام بلوری،وحید زمانی فمهربان فرمانداری،سهراب حمید،هوشنگ محمد آبادیوبهروز توکلی به جرم بهائی بودن در زندان بسر می برند(روز 85.01.23)&lt;br /&gt;در مورد ادیان رسمی در ادامه این نوشتار در بخشهای بعدی سخن خواهد رفت&lt;br /&gt;واما اگر در طبق قانون اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع بود وهیچکس را نمی توان به حرف داشتنعقیده ای مورد تعرض قرار دادپس چگونه است که در اصل 13،14،15 همین قانون آشکارا به دسته بندی دینی مذهبی متوسل شده اندوآیا همین مرز بندی ها به مجاز وغیره مجاز به خودی وغیره خود تفتیش وتفکیک عقیده به منظور تعرض به اقلیت ها نیست؟ آیا در بطن اصول سه گانه فوق الذکر نوعی مواخذه ی از پیش تعین شده نهفته نیست؟آیا مواخذه وتفتیش عقیده نیست که باورمندان غیره مصرح در قانون اساسی به حاشیه رانده شده ویا وصولا به حساب آورده نشده اند؟ تنها این عبارت با اصل دوم از بخش میثاق بین الملی حقوق مدنی وسیاسی در تقابل نیست که میگویند ..دولتهای طرف این میثاق متعهد می شوند این میثاق را در باره کلیه افراد مقیم در قلمرو وتابع حاکمینشان بدون هیچگونه تمایزی از قبیل نژاد،رنگ،زبان،مذهبوعقیده سیاسی........محترم شمرده و تضمین بکنند ولابد در اجرای همین احترام وتضمین است که در پهنه عمل مشاهدهمی کنیم جمعیت زرتشتیان ایران به دلیل فشار های گوناگون به نصف تقلیل یافته وعطای حکومت اسلامی را با محاجرت به سایره کشورها به لقای آن بخشیده اند.&lt;br /&gt;در اصل 26 از آزادی های احزاب وتشکیل های دینی با پسوند (شناخته شده)سخن رفته است که که باز هم منظور از شناخته شده تولید مرز به معنای مجاز وغیره مجاز وخودی وغیره خودی است تشکیلی که طبق ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر هر کس چا انفرادا ویا جمعا حق برخورداری از آن را دارد واحدی خق تجاوز به آن را ندارد اصلی که تمامی جهانیان با اتفاق آن را در حوزه نظری پذیرفته ودر حیطه عمل عموما به ان پایبندی نموده اند نکته دیگر که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خود نمائی میکند این است که هر گاه صبت از آزادی عقیده واندیشه وباور های دینی وغیره دینی میشود قانون گذار در ادامه به توضیح به نوعی تهدید نیز متوسل می شود وباگذاشتن عباراتی چون (مگر اینکه)و(مشروط بر اینکه) سعی در تهدید وبه حصار کشیدن ان را دارد .در حقیقت هراس وبیم قانون گذار از طلوع وابزار اندیشه وباورهای دینی وغیره دینی غیره خودی در تصویر کلی قانون اساسی حضور خمیشگی دارد ویا به تعبیری دیگر از خود نیز می داند که اگر این حصارها را نکشد ویا این محدودیت ها را قائل نشود باید آماده درگیری شدن با اندیشه های نو وتازه وغیره خودی باشد.&lt;br /&gt;(هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است ومخالف اسلام ومصالح عمومی وحقوق دیگران نیست را برگزیند)این اعتبار از اصل 28 است همه میدانیم که یک زن در قوانین اسلامی حق قاضی شدن نداردویک زن مسیحی که ابلا حق به این شغل را نخواهد داشت ویک زدتشتی هرگز نخواهدتوانست که رئیس جمهور این قانون اساسیباشد واین در حالی است که بهائیان از شغل ومناصب حتی سطح پائین اجتماعی محرومنداین زیر مجموعه های ولایت فقیهی در تناقض عریان با ماده 23 جهانی اعلانی حقوق بشر وهمینطور ماده 18 آن است.گذشته از آن همین اقلیت های به اصطلاح به رسمیت شناخته شده ار عرصه اجتماعی نیز با با انواع محدودیتها در زمینه کار وشغل مواجه اندزیرا زیر مجموعه های قوانین مبتنی بر قانون اساسی که نشاٌت گرفته از فقه وحکومت فقهاست تا جزئی ترین موارد شغلی آنان اثر گذاشته وقوه مقننه به اجبار از روی عقیده مستلزم به تصویب قوانینی میکند که در آن اقلیت مذکور از حدود خود خارج نشوند فراموش نمی کنیم که در مغازه های سایر باورمندان دینی الصاق تابلوئی با مضمون(اقلیت دینی)اجبار یست که منظور از ان جداسازی مسلمانان از غیره مسلمانان هنگام خرید وفروش است تا مبادا عملی (حرام ) نادانسته رخ ندهد.اصولا کسی که صاحب هیچ باور دینی ومذهبی نیست هنگام ورود به شغلی دولتی با کسب مجوز برای شغلی خصوصی خود را به چه عنوان دینی معرفی کند تا از سد مانع گذر کرده وبه شغلی که مایل بدان است دست یابد واین را در حالی شاهدیم که بند 2 ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید هر کس با تساوی شرایط به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.&lt;br /&gt;آیا می توان درفرم پرسشنامه کنکور دین ومذهب خودرا بهائی یا بی دین نوشت وانتظار قبولی در آزمون مذکور را داشت در اصل 30 قانون اساسی در مورد ادیان ومذاهب شناخته شده در این باب ار فیلتری قطور بهره می جوید چه رسد به گروه اول که از ان سخن گفته شد ماده 26 اعلامه جهانی حقوق بشر وماده 18 ان در تقابلی آشکار با قانون اساسی است قانونی که به مقتضای روح حاکم بر آن در نقض حقوق انسانها در همه زمینه ها از جمله آموزش است.استقرار نیروهایامور تربیتی در مدارس کشور در سطح راهنمائی دبیرستان وکمیته های انضباطی در دانشگاه ها در زمینه علمی نمونه ای از درگیر بودن قانون ومخریان ان با خامعه است در گیری ومنارعه ای که حتی تعطیل کردن وبستن درانشگاهها برای چند سال هم نتوانست در تعطیل آن اثری بگذارد.&lt;br /&gt;قانون اساسی در موارد بعدی خود سعی بر ترسیم شمای کلی نظام در قالب قوای قضائی ،مقننه ومجریه دارد وقبل از ورود به آن در پی استقرار دیدگاههای ایدالوژیک خود بر قوای سه گانه یا (چهارگانه)را دارد وپیش آهنگ این ورود اصل 56 است مه از حق مسلم الهی انسان در اعمال حاکمیت بر سرنوشت خویش سخن میگوید وتاکید دارد که (این حق الهی را هیچ کس حق ندارد از انسان سلب کند)اما هنوز طنین این ماده از ذهن خواننده عبور نکرده در ماده بعدی یعنی اصل 57 هر سه قوه حکومت اسلامی را به یوغ ولایت فقیه وامامت امت واز نوع )ولایت مطلقه) می برد .یک انسان غیرمعتقد به اصول مذهب شیعه اعم از سنیفبهائی،مسیحی،زرتشتی و.........در سیطره ومحاصره چنین قانونی نمی تواند از امنیت اجتماعی،روانی،ودینی برخوردار باشد در اصلوضع وتدبین چنین قانونوی با اصل حق الهی انسانها در انتخاب دین ومذهب خود در تضاد است.اگر یک ایرانی نخواها بر حسب اختیار خود در چنبره ولایت فقیه زندگی کند در کجای این قوانین این کشور جای دارد ودرسپر کدامین قانون دارای حقوق مساوی با دیگران خواهد بود تا دیگران آماج انواع توهین های لفظی نظیر (نامسلمان)وانواع تهمت های عقیدتی نظیر (کافر)وانواع تهاجمات فزیکی قرار نگرفته وحاصل کارفکری،بدنی واموال وناموسش در امان باشد.عاملان اجرای قوانین که بر اساس اصول ولایت فقیه تنظیم شده است نوامیس کفارا حلال میدانند ویک کافر هیچ حقی ندارد واگر کشته شود دیه ندارد ومحدورالدم است همانطور که حق شهادت در محاکم قضایی از او پذیرفته نیست حق داشتن حتی خانه ی بلندتر از یک مسلمان را در پرایت مساوی ندارد.&lt;br /&gt;.مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه پیشنهادی در رابط با نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران را به تصویب رساند در قسمتی از این قطعنامه چنین آمده است به مسیحیان ،یهودیان ومسلمانان سنی مذهب وبهائیان به عنوان گروههایی که به الایل مذهبی مورد تبعیض قرار دارند اشاره شده واز دولت ایران خواسته تا به نقض حقوق بشر بر علیه اقلیت ها (در قانون وعمل) پایان دهد. (بی بی سی 84.09.27)&lt;br /&gt;.اجساد شیخ حسن رستگار 80 ساله امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول اله کرمانشاه وفرزندش محمد هاشم رستگار در حیاط مسجد پیدا شده که اثر ضربات چاقو واسید برروی اجساد مشاهده شده است .&lt;br /&gt;.به گفته خانم دیان علائی نماینده جامعه بهائیان در سازمان ملل ذبیح اله مهرامی 59 ساله که که بعلت بهائی بودن از 10 سال پیش در زندان یزد بسر می برد روز 5 شنبه 24 آذر 84 به شیوه مشکوکی در زندان یزد در گذشت مهرامی از ساله 1995 دستگیر به اعدام محکوم شد ولی تحت فشار افکار عمومی محکومیت وی به ابد تقلیل یافت در ضمن در کمتر از یک سال 59 بهائی بدون هیچ دلیلی دستگیر وزندانی شده اند (شهروند 84.09.24)&lt;br /&gt;قوه مقننه&lt;br /&gt;در اصل 64 به قوه مقننه اعضای آن وتعدادی که بعوان نمایندگان اقلیت های زرتشتی،کلیمیان ومسیحیان میتواننددر مجلس حضور داشته باشند اشاره شده است.مجلس شورای اسلامی برای نمایندگان اقلیت های دینی محفلی فرمایشی است که برای خالی نبودن عریضه تعبیه شده است از آن جهت فرمایشی است که نمایندگان اقلیت های دینی باید در آن به قوانین واکنش نشان بدهند که بر پایه اصوا ولایت فقیه است و ربطی به نگرش آنها ندارد وحتی گاهی اوقان مستقیما به زبان موکلانشان است وبا از این جهت فرمایشی است که رای دادن وندادنشان باوجود فیلتری ضخیم همچون شورای نگهبان و.....تاثیری نخواهد داشت وسوگندشان به کتاب آسمانی خودشان آرایشی است کم رنگ بر چهره بی رنگ رای هایشان چون در نظام ولایت فقیه محل تصمیم گیری جائی دگر است واین پرده نمایشی مصاف داخلی روزانه خود را دارد زیرا اگر غیر از این بود نیازی به گنجاندن اصل 72 نمی رفت اصلی که در آن با عبارت(مجلس شورای اسلامی نمی تواند قوانینی وضع کند با اصول واحکام مذهب رسمی کشور مغایرت داشته باشد) پای احکام مذهب شیعه اثنی عشری را علنا به میدان بکشد احکامی که استوار بر نقل قول و احادیث راست و دروغ افرادی نظیر مجلسی و......است احادیث واخباری که تردد انسان مسیحی ، زرنشتی ، کلیمی در هوای بارانی را ممنوع می داند وازدواج مسلمانان را با زرتشتی ،مسیحی ،کلیمی به معنای ارتدار تلقی مینماید.انحصار طلبی مطلق با ارایشی کم رنگ ودموکرات آبانه همچون نقابی در تدوین قانون اساسی جلوه گر است ولی انحصار طلبان دینی ولایت فقیه به مقتضای نوع اندیشه اشان تاب وتحمل هیچ قانونیکه کمترین نشان از ترقی خواهی وآزادی طلبی را داشته باشد را ندارند واز بیم رخنه اینگونه قوانین به مرزبندی های متحجدانه شان در اصل 91 شورائی به نام شورای نگهبان را تعبیه کرده اند ،شورایی که چگونگی انتخاب وشرایط انتخاب اعضای آن حکایت از سیطره مطلق نگرش ولایت فقیهی دارد تا جائیکه حتی مجلس شورای اسلامی ساخته وپرداخته خود را نیز در اصل 93 بدون آن بی اعتبار می دانند&lt;br /&gt;اصل 93 .(مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد)یعنی نمایندگان منتخب به اصطلاح مردم از جمله نمایندگان اقلیت های دینی هیچ!!!!!!&lt;br /&gt;تشخیص عدم تغایر قوانین تصویب شده با احکام اسلام ولایت فقیهی در اصل 96 به فیلتر بدون انعطاف شورای نگهبان سپرده شده این ارگان با توجه به ترکیب اعضای آن مطلقا یاک نهاد دینی است که وظیفه پاسداری از انحصارات قانونی را به عهده دارد و وقتی وظیفه اش را در چرخه حکومت می نگریم وجایگاهش را در تظارت بر به صطلاح انتخابات مجلس خبرگان ،ریاست جمهوری ،مجلس شورای اسلامی وحتی رفراندوم مورد توجه قرار می دهیم نقش آن را در استیلای بر کلیه شئونات زندگی ایرانیان بیشتر خودنمایی میکند نقشی که در واقع حق ملت ایران است تا با هر اندیشه دینی وغیره دینی مسلمانان،مسیحی ،زرتشتی،کلیمی،بهائی در تعین سر نوشت خود باید بازی کند حقی که از آنان سلب شده ودر یک فریب تاریخی به دستان روحانیون هوادار ولایت فقیهی سپرده شده است .&lt;br /&gt;از اینگونه ارگانها یکی هم خبرگان رهبری است مه در اصل 107 به نرمی از فراز ان پرواز کرده است وجالب آن مه انتخاب اعضای در اولین دوره به فقهای شورای نگهبان سپرده شده یعنی برای انتخاب رهبر هم اهرم پرفشار شورای نگهبان از طریق بازوی مستحجر خود 6نفر فقیه شورای نگهبان اعضای خبرگان ،رهبری را انتخاب میکنند که آنان نیز خود رهبر (رهبرمادام العمر)را انتخاب خواهند کرد ،استیلای تفکر ولایت فقیها در این دایره بسته به چرخشی دائمی مشغول است وبطور دائم یک دیگر را انتخاب میکنند وحقوق مسلم سایر اندیشه ها به هیچ گرفته شده است واصل 109 شرایط رهبر را رقم می زند رهبری شیعه که یعنی حدودی نیمی از ملت غیره شیعه ایران در انتخاب آن اصلا جائی ندارند نه حق انتخاب کردن دارند نه حق انتخاب شدن.&lt;br /&gt;واوج استبداد دینی در اصل 110در فرم قانونی نهایتا نمایان می شود (رهبر)فردی با اختیارات وسیع ومطلق وعقان گسیخته،میوه ایکه باکلمه اجباری (اسلامی) در زمین مصنوعی جمهوریت کاشته شده بود با دست فقهای شورای نگهبان و روحانیون خبرگان رهبری واز چشمه احکام ولایت فقیه آبیاری شدهوشاخ برگی دهشتناک وبی خمر چون مجلس نمایشی پیدا کرده ومیوه ای چنین تلخ به بار آورده است در اصل 110 نزدیک به یک صفحه از اختیارات رهبری سخن رفته است در حالی که اغز آزادی های مسلم عموم ملت ایران وبه خصوص از آزادیهای مربوط به اقلیت های دینی فقط یک سطح آنهم با پسوند بشرط اینکه ........یادشده است ،در حالیکه تضمین آزادی اقلیت ها مختلف ضامن بقاء .یک پارچگی ملتی است وبا توجه به تنوع پیروان ادیان مختلف ایجاد امنیت برای سایر باورمندان دینی باید از دغدغه های قانون گذار باشد دریغ است که انحصار خواهان در اصل 111 از بر کناری ولی فقیه مجدداً به همان دایره بسته رجوع میکنند ونقش آحاد ملت را ندیده می گیرند در تمامی این جست وخیزهای موذیانه تمام تمهیدات بر آن است که باورمندان قیره دینی امکان ظهور نیابند.&lt;br /&gt;اصل 112 دبا ایجاد یک صفای دیگر در اندیشه تضمین امنیت نظام ولایت فقیه است مجمع تشخیص مصلحت نظام در واقع ارگانی است برای حل اختلافات از برداشتهای مختلف از زیر مجموع های قانونی واحکام شیعه ولایت فقیهی شکل می گیرد در این مجموع نیز از باورمندان دیگر مذاهب وادیان خبری نیست که هیچ،قانون گذار در کمال صراحت تاکید دارد که مجمع مذکور همواره باید اکثریت را در فقهایش حفظ کند وبه اعبارتی دیگر همان تفکر جزمی که در تمام بدنه قانون اساسی بنیان گذاشته شده در این مجمع ودر اصل 112 آن هم به طرد باورمندان غیره شیعه وکوبیدن میخ انحصار مشغول است.&lt;br /&gt;هر چند انحصاب اقلیت های دینی مذهب در سطح دولتی وپستهای نیمه کیلیدی در یک قانون نانوشته ممنوع است وحتی یک پست دولتی در اختیار اینان نیست ولی واقعان چرا باید از میان ملت ایران فردی کلیمی ،زردتشتی ،مسیحی وبهائی در صورت داشتن لیاقت وتوانایی وحسنه سابقه وسایر شرایت عمومی نتواند رئیس جمهور باشد اصل 115 باز هم به تفکر انحصار گرای قانون گذار تکیه کرده وخیل عضیمی از مردم ایران (حتی مسلمانان سنی) که باور مند به مذهب رسمی کشور نیستند کنار میزند تا اشتهای سیری ناپذیر قانون گذار را در این میدان نیز سیراب کند وحتی بدین نیز اکتفا نکرده وبرای اینکه مبادا از سرند وفیلتر نظام غریبه ای گذر کند مجدداًشورای نگهبان کذایی در اصل 118 چماق بدست آماده خدمت است،تا جائیکه سوگند نامه پر از تعهد وسپردگی رئیس جمهور به پیامبر اسلام وائمه اطهار نیز نمیتواند جلودار آن بوده وآن را قانع کند ودر حقیقت اصل 121 فقط نمایشی جلوه میکند برای انجام یک رسم معمول در جهان امروز ،چنانچه تجربه گذشته در باب انتخابات رئیس جمهورونحوه انجام وظیفه او در طول سالهای گذشته نشان داده است که این عنوان رسمی کشور (بالاترین مقام قوه مجریه)نیز مستمسکی بیش نیست که برای گرفتنژست مردم سالاری در اختیار تندوران حاکمیت قرار گرفته است وگرنه اقلیت های دینی مذهبی نیز همانند سایر اقشار به به همین حداقل نیز رضایت داده بودند وواهمیت (واهی) داشنتدکه با این حدالاقل یکی از سنگرها را برای رسیدن به دمکراسی در اختیار داشته باشند،امید وباوری که در جریان انتخابات خامنه ای ،بنیصدر وخاتمی به یاًس کامل نشست ونهایتاٌمعلوم شد که ئیس جمهور بیشتر از یک تدارکاتچینمی تواند باشد وخلق وخوی نظام باتوجه به مبانی اندیشه ی قانون گذار آنهمان است که در جای جای قانون اساسی رخ مینماید وغیر خودی را به هیچ وجه روی نمیتابد واین است حال روز قوه مجریه با چندین ده وزارتخانه ودستگاهای عریض وتبدیل است به ماشین تدارکات جهت رسیدن به اهداف استبداد دینی و ولایت فقیه.&lt;br /&gt;قوه قضائیه&lt;br /&gt;تقسیم غتائم در پستهای نظام وحاتم بخشی آن بین فقها ومجتهدین ویز ودرشت در کلیت قانون اساسی بی پروا در حال انجام است وسنگرها وخاک ریزهای ملت ایران یکی پس از دیگری در اختیار سر سپردگان قرار میگیرد ،جریانی که یکنفر مجتهد عال و آگاه به مدت 5 سال در سمت قوه قضائیه وبازهم به انتخاب ولی فقیه از آن جمله است.در اصل 156 و 157 ضمن تاکید بر این موضوع بر اندازه ومقدار احیای حقوق عامه وگسترش عدل را با آزادیهای مشــروع محدود ومشخص میکند ،آزادیهائیکه بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر بطور عام وماده 18 ان بطور خاص جزء لاینفک حقوق هر انسانی است که پا بر عرصه کره خاکی میگذارد بکار بردن کلمه مشــروع در بیان آزادیهای ایرانیان به مجتهد عادل منتخب ولی فقیه سپرده شده است مشاراله با در نظر گرفتن اصل 167 قانون اساسی میبایست باتکیه بر منابع معتبر اسلامی (الزاماٌ شیعی)وبا فتاوی معتبر به آزادیهای سایر باورمندان دینی مشروعیت به بخش قانون گذار در این اصل جواز دفن آزادیهای ملت ایران از جمله باورمندان غیرهشیعی را به مهر قوه قضائیه جکهور میکند ودست دین قوه را جهت سرکوب هم جانبه با گشاده دستی باز میگذارد&lt;br /&gt;.شورای اتحادیه اروپاه در بلژیک با صدور اعلامیه نقض حقوق بشر در ایران عمیقاً ابراز نگرانی کرد .در این اطلاعیه از افزایش تعداد اعدام ها ،بازداشتهای خود سرانه ،محدودیت آزادیها در بیان مذهب به ویژه در قبال جامعه صوفی ها وبهائی ها وهمچنین ایجاد ارعاب ودرد سر برای مدافعان حقوق بشر روبطور کل کل گروه های اقلیت خبر داده است (مهر 10.02.85)&lt;br /&gt;.احمد اجدقابل پژوهشگر ومحقق دینی به علت انتشار دو نامه خطاب به علی خامنه ای ومحمد خاتمی در شعبه 4 دادگاه ویژه روحانیت مشهد مورد بازجویی قرار گرفت وی توسط دادگاه ویژه روحانیت در سال 76 بمدت 40 روز و در سال 80 به مدت 125 روز در سلول انفرادی بسر برده است (ایلنا 21.09.84)&lt;br /&gt;.حکم دوسال حبس تعزیری مجتبی سمیعی نژاد .بلاگ نویس زندانی به اتهام توهین به خامنه ای در شعبه هفت هئیت تشخیص دیوان عالی کشور تایید شد ادوارنیوز .(21.02.85)&lt;br /&gt;یا داوری این چند نمونه از ان بابت است که خواننده محتر به محدود ه قانون قضائیه که بی پایان است برده شود محدوده ایکه چماق قوه قضائیه بدون توجه به اعتراضات جهانی بدان مشغول بوده وشامل جزئی ترین حرکات است وگرنه تشکیلات قانونی قوه قضائیه زهرا کاظمی را براحتی بقتل می رساند جوابگو هیچ کس هم نیست وبا تکیه بر قوانیسن واحکام ولایت فقیهی شهادت غیر مسلمان را در دادگاه نمی پذیرد وکشیش پورمند را به جرم تبلیغ مسیحیت سالها در زیر شکنجه در زندان حبس میکند وآنجا هم محلی قانونی را برای نابودی وبه غل وزنجیر کشیدهن اقلیت های دینی نمی یابد وبه مدد ارگانهای امنیتی و مخفی وعلنی خود ودیگر سازمانهای موازیش سر بنیست میکند آنچه بر سر کشیش هوسپیان مهر ،کشیشی میکائیلیان،کشیش مهدی دیباج ،کشیش محمد باقر یوسفی وحسین شاه جمالی ودها بهائی آمد نمونه هائی است از این دست.&lt;br /&gt;ازجمله موارد دیگه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ودر محدوده قدرت قوه قضائیه تعریف شده است یکی هم اصل 37 آن است اصلی که در ان اصل بر برائت است،خوش باوری ست که اتهام به این بزرگی را تحت عنوان مرتد،کافر ومشرک بر پیشانی مسیحیت،کلیمی،زرتشتی،بهائی ندیده گرفته وبه صداقت قانون گذار در برائت همگان در مقابل قوانین واحکام فقیهی باور داشته باشیم زیرا زمانی که اساس تدوین قوانین مدنی بر کتب فقیهی نظیر (حلیته المتقین)وافکار علمای مذهب شیعه استوار باشد ترحات آن برای غیرشیعه همان حاصل را خواهد داد که شاگردان مکتبش در مثله کردن افرادی نظیر کشیش قربان توری بر روی میز گذاشتند.اصل 38 نیز در بیان محدودیت بازی اجرائی قوه قضائی تحت عنوان (هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار وبا کسب اطلاع ممنوع است)اقدام نموده است.اقدامی که در اساس با مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر واصول کنوانسیون منع شکنجه همخوانی کامل دارد اما دریعغ که این نیز در قانون اساسی بیشتر از یک شعر بی محتوا نیست ،قوه قضائی وبازی اجرائی آن اصل وجودیشان بر کتب فقیهی شیعه وقانو جزائی آن سوار است قوانینی که در آن بریدن دست .کورکردن چشم وسنگسار زنان وکافران ومرتد دانستن غیر مسلمانان از پایه های آن است وبهمین دلیل نیز عمده فشار بر دگراندیشان دینی از سوی قوه خودنمایی میکند،صرفنظر از آنچه در زندانهای حکومت اسلامی بر باورمندان غیر مسلمان نظیر ذبیح اله محرامی گذشت ویا بر کشیش برومند می گذرد در بیرون از بازداشتگاههای حکومت نیز قوه قضائیه با کمترین احسای خطر به احکام اولیه وثاننویه متوسل شده انواع شکنجه های روحی وروانی را بر باورمندان غیر مسلمان اعمال مینماید وآنچه بر دراویش گنابادی در قم گذشت نمونه ایست تازه،به دلیل جایگاه ویژه قوه قضائیه در کل نظام است که همواره در راًس آن از منفور ترین چهره ها استفاده می شود تا کمترین منفذ برای تنفس آزادانه ملت ایران در عام ودگراندیشان دینی بطور خاص باقی نماند&lt;br /&gt;.به گفته زضا علیجانی یکی از دوستان ما در کمیسیون اصل 90 مجلس حاضر شد واز فشارهایی که در دوران بازداشت بر مارفته بود سخن گفت از جمله ضرب وشتم،54 ساعت اجبار به سرپاماندن،جلوگیری از خابیدن ،اجرای اعدام مصنوعی،تهدید به اعزام به یکی از بندهای زندان جهت آزار جنسی ومسائل دیگر .....(08.10.84)&lt;br /&gt;مورد فوق از رعایت اصل 38 در مورد خودی های ناراضی حکایت دارد ویا&lt;br /&gt;.حشمت اله طبرزدی طی نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت از سال 1378 تاکنون بیش از 700 شبانه روز در سلول انفرادی به ابعاد یک متر در دومتر زندگی کرده است و......(جبهه دمکراتیک ایران 01.10.84)&lt;br /&gt;رعایت اصل 38 توسط قوه قضائیه به زنان نیز ترحمی ندارد واز قضادین تنها موردی است مه از تبعیض جنسی در آن خبری نیست.&lt;br /&gt;.دکتر رویا طلوعی فعال حقوق زنان وسر دبیر ماهنامه رایان اعلام کرد تاریخ 10 مرداد به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ونشر اکاذیب از طریق مصاحبه با را دیوهای مختلف از طرف نیروهای امنیتی دستگیر وبه زندان منتقل شدم نامبردی گفت مدت 66 روز در بازداشت بودم مه 17 روزاولش در انفرادی بسر بردم وتوسط امیری معاون دادستان در تاریخ 15 مرداد تحت وهشیانه ترین شکنجه ها وتهدید کردن زنده زنده جلوی چشمانم بچه هایم را می سوزانند (رادیو فردا 09.11.84)&lt;br /&gt;کارگزاران اصل 38 صرفنظر از زمینه های اختلاف با دگراندیشان دینی مذهبی وسیاسی حتی در سطح زندگی عادی مردم نیز حضور داشته وبه انجام وظایف خطیرشان مشغولند&lt;br /&gt;.کلم شلاق 54 زن و مرد بعلت شرگت در جشن شبانه در دادگستری شهرستان بابل به اجرا در آمد (ایران 05.02.85)&lt;br /&gt;وخالی از لطف نیست که در رد شکنجه ورعایت حقوق بشر به این اظهار نظر نیز نگاهی داشته باشیم&lt;br /&gt;.آیت اله حین علی منتظری طی مصاحبه ای با هفته نامه نیوزویک گفت&gt;ادعای رعایت حقوق بشر در ایران به یک طنز تبدیل شده چون زمانی که در این مملکت حقوق من که از بنیان گذاران این نظام بوده ام رعایت نمی شود چگونه می توان به رعایت حقوق دیگر شهروندان امید داشت (ادوار نیوز 19.11.84)&lt;br /&gt;یکی از آخرین خاکریزها وشاید هم مهمترین آنان امکانات رسانه ای از قبیل رادیو تلوزیون مطبوعات است که در اینجاهم طبق اصل 175 دست توانای قانون گذار به مدد ولایت فقیه آمده است وانتصاب رئیس رادیو وتلوزیون را به ایشان از کیسه خلیفه هبه کرده است تابدین ترتیب شکاریهای ولایت فقیه باز وبرگ کامل در بمباران تبلیغاتی کم وسیله نباشند در عمل نیز کم مشاهده می شود که تقویت بازی نظام ولایت فقیه با هر هزینه ای وهر چه قدر هم که کلان باشد انجام شدنی است وتخریب افکار ،افترا،توهین به تمام باورهای دینی ومذهبی غیره خودی وفشردن حنجره های ناساز بر اساس اصل 175 ورد عبارت (در صدا وسیمای جمهوری اسلامی آزادی بیان ونشر افکار با رعایت موازین اسلامی باید تامین گردد) با قید موارین اسلامی جلوه گر است در واقع این اصل آزادی بیان ونشر افکار را برای خود وخودی ها تضمین میکند وآنجا که پای دیگر باورمندان بمیان بیاید با چوب موازین اسلامی عرصه را تنگ ویا بطور کل مسدود میکند قانون گذاران در حقیقت میدانستند که منظور از عبارت موازین وقوانین اسلامی چیست وشوربائی که در حال پخت وپز آن هستند دارای چه طعم ومزه ای خواهد بود واین سرم سمی در طول عمل خود تدریجاًبه لطائف الحیل به شاهرگ ملت ایران رخنه کرده وبه شستشوی مغری همگان کمر همت بسته .دستگاه عریض وطویلی که تا وتانست در کوبیدن چهره سایر ادیان ومذهب ومسخ آنها فرو نگذاشت ودر ترویج اوهام وخرافات وخواب کردن وخام کردن ملت از امکانات کلیه حوزه های نظری وهنری خود استفاده برد ودر حال حاظر نیز با مدد یار گیری خود در پهنه ماهواره ها آنچه در توان دارد در تحکیم استبداد ولایت فقیه وترویج تفرقه بین سنی وشیعه ،شیعه ومسیهی ویهودی دریغ نمی ورزد این رسانه ها در حالی به یکه تاز میدان تبدیل شده است که هم قسمتی از دستگاه امنیتی واطلاهاتی است وهم با انسداد کامل مجاری تنفسی رسانهای دیگر نظیر روزنامه،کتابها ،فیلمها و وبلاگ ها و.......انحصار را در تسلط ولایت فقیه قرار داده است .&lt;br /&gt;هفت نفر از دست اندرکاران نشریه توقیف شده (تمدن هرمزگان)به مدیر مسئولی علی دیر باز به اتهام توهین به مقدسات اسلامی دستگیر شده اند (فردانیوز 09.11.84)&lt;br /&gt;.فرید مدرسی وبلاگ نویس قم به اتهام توهین به خامنه ای وتبلیغ علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب قم به 6 ماه حبس تعزیری و6ماه حبس تعلیقی محکوم شد.(ادوار نیوز 16.12.84)&lt;br /&gt;.ابوافضل وصالی سر دبیر روزنامه ندای آذر آبادگان در پی افشای یک رانت خواری مستند چند تریلیلردی ریالی از منابع بیت المال توسط افراد سر شناسی نظیر وزیر سابق مسکن ومدیر عامل نمایشگاه بین الملی تبریز بدستور باز پرس شعبه 5 تبریز دستگیر وروانه زندان شد(ندای آذر آبادگان 29.01.84)&lt;br /&gt;سازمان دیدبان حقوق بشر در گزارش سالانه خود در رابط با وضعیت حقوق بشر در ایران اعلام کرد .دیدبان حقوق بشر با اشاره به بستن مطبوعات وزندانی کردن خبر نگاران وروزنامه نگاران ،سیستماتیک بودن سرکوب آزادی بیان وعقیده را مود توجه قرار میدهد ومی گوید در نتیجه این سرکوبها،روزنامه های منتقل بسیار محدودیتی باقی مانده وآنها نیز در خود سانسوری شدیدی هستند(بی بی سی 28.10.84)یعنی هیچکس در هیچ زمینه ای مگر با اجازه وسر سپردگی حق انتشار افکار خود را ندارد ودر این بین صدا وسیمای ولایت فقیه طبق موازین واحکام اسلامی یکه تازی میکند.&lt;br /&gt;قانون اساسی جمهوری اسلامی از یک طرف وتوسط تدوین وتصویب شد که دارای تفکر بسته ولایتی بودن واز طرف دیگر نیز جباریت موجود در آن به دلسوزیهای دور اندیشان وقعی نمی نهاد اذا برای تثبیت پایه های قدرت باید با وضعیت جدید به فرمی تازه در آید ،فرمی که اصل آن را خدشه دار نکرده ودر عین حال مانع از ریزش پایه های ست آن شودوبه همین لحاظ اصل 177 تعبیه وپیش بینی پد که با توجه به ترکیب اعضای بازنگران قانون اساسی آخرین معبد را نیز باید مسدود شده تلقی نمود.&lt;br /&gt;نهایتاً اینکه اینگونه برسی موادی از قانون اساسی که در تعارض با ماده 18 اعلامیه حقوق بشر است آشکارا ناکافی است زیرا همانطور که در مقدمه نیز نوشته شد قانون گذار در همان ابتدا با گذاردن کلمه (اسلامی)در پسوند جمهوریت خود به خود اقدام به نقض ماده 18 اعلامه جهانی حقوق بشر کرده است وآنچه در پی تفسیر وتدوین مذکور آمده ماحصل باری است که همان یک کلمه با تفسیر ولایتی در خود حمل میکرد کما اینکه در بدنه این قانون ملاحضه می کنیم در قلعه ای که قانون اساسی دارد یعنی ولایت فقیه،شورای نگهبان ،مجلس خبرگان،شورای مصلحت نظام در حقیقت دیواریهای استبداد دینی وانحصار طلبی مذهبی بالا آمده واز دروازه سرخ وخونین این قلعه بر اساس قوانین وموازین اسلامی کسی را یا رای خروج نیست ودر این میان سایر دستگاها وارگانها نظیر قضائیه ،مجریه ومقننه در حقیقت ابزار دست چندمی هستند که در خدمت هدف فوق طراحی شده اند وباید در اختیار ولی فقیه وتفکر مذهبی ولایتی باشند زیر مجموعه های اخیرالذکر وسایل تبلیغاتی نظام جهت تظاهر به دمکراسی می باشند زیرا در جهان کنونی ودر سرزمین چون ایران آویخته علنی به استبداد دینی دشوار است وبرای ان باید نقابی خوش آب و رنگ تراشید،تصویری که در میان خوش باوران وطنی ومنطقه ای نیز هوادارانی یافته زیرا بمباران تبلیغاتی بی وقفه در حال انجام است غافل از آنکه نظام ولایت فقیهی با تدوین این قانون اساسی در واقع ملت ایران را سرگرم اموری دست چندم کرده وخود در سیر چشمه باشمشیری اخته به کمین تمامی باورهای غیر خودی اعم از دینی وغیر دینی نشسته است.&lt;br /&gt;نتیجه اینکه&lt;br /&gt;1/این قانون اساسی مخلوطی ناسازگار از قوانین واحکام اسلامی شیعه است که گاهی اوقات با رنگ ولعاب قوانین مترقی جهانی رنگ آمیزی شده وبه دلیله ناسازگاری که در بطن خود دارد این دو بطور دائم در حال دفع یک دیگرند.&lt;br /&gt;2/عمده ترین وجه این قانون اساسی شعار نویسی واتخاذ ژست های آزادیخواهانه است که قانون گذار بدلیل نوع تفکر حزمی وانحصار طلبانه خود سعی در تهمیل این موضوع دارد در حالیکه در هر مادن از آن این قصد ونیت به آخر نرسیده سترون می شود.&lt;br /&gt;3/همنطور که به تفصیل سخن رفت این قانون اساسی در اکثر موارد با اعلامه جهانی حقوق بشر بطور عام وبا ماده 18 آن بطور خاص منافات داشته ونمیتواند حتی در حیته نظری میثاقی ملی باشد.&lt;br /&gt;4در عمل نیز به دلیل تعدد مراکز شکل گیری وشکل دهی تفکر فقیهی وبرداشتهای گوناگون واجرای مختلف نه تدوین و نه در عمل به هیچ الگوی واحد نرسیده واین ارکستر کمال به نواختن همان سنفونی گوش خراش مشغول است ودر این غوغای نابسامان نه نت هاموزون است ونه نوازندگان حدالاقلبه نت نوشته ها پای بند ،چنین است که هر امیدی با این قانون اساسی واین مجریان به یاًس کامل بدل شده ودر نهایت از کوزه همان برون تر اویده که در آن بوده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-6555491842134758141?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/6555491842134758141/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=6555491842134758141' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/6555491842134758141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/6555491842134758141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/02/blog-post.html' title='در نهایت از کوزه همان برون تر اویده که در آن بود'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5997624763887139227.post-2866518610437774573</id><published>2007-01-21T05:03:00.000-08:00</published><updated>2007-01-21T05:05:43.510-08:00</updated><title type='text'>گزارش دی ماه فعالین حقوق بشر اروپا و امریکای شمالی از نقض حقوق بشر در ایران</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی گزارش ماهانه (دی 1385 )خود را  در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران منتشر کرده اند که در پی می آید:نهادهای مدافع حقوق بشر ! ايرانيان مدافع حقوق بشر ! در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم: اخبار دانشجویی : 1 ـ شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای اعلام کرد: طی یکسال گذشته کمیته های انضباطی برای 300 نفر از دانشجویان منتقد حکم صادر کرده است . کمیته نظارت بر نشریات دانشجویی 57 نشریه دانشجویی را توقیف کرده اند. هیات نظارت بر دانشگاه 35 نهاد دانشجویی را منحل و یا به حالت تعلیق در آورده است. همچنین شوراهای صنفی و کانونهای فرهنگی نیز با شدیدترین فشارها روبرو شده اند و بسیاری از برنامه های آنها لغو گردیده است. خودکشی 28 دانشجو در مدت 4 ماه و افزایش مصرف مواد مخدر در دانشگاههای کشور به گونه ای است که در حال حاضر به نظر کارشناسان حداقل 150000 دانشجو یکبار در ماه از مواد مخدر استفاده می کنند. ( ادوارنیوز 23/10/85 ) دانشجويان: بازداشت 2 ـ آرام نصرت پور از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت . ( وبلاگ موکریان 7/10/85 ) دانشجويان: احضار و بازجویی 3 ـ الیاس علی پور دبیر شورای صنفی دانشگاه شاهرود با شکایت رئیس دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد. ( ادوارنیوز 5/10/85 ) 4 ـ مدیران مسئول نشریات دانشجویی « کروموزوم » ، « آخرین سنگر » و « کورسو » به اتهام چاپ مطالب خلاف عفت عمومی ، توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی به کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت احضار شدند. ( مهر 5/10/85 ) 5 ـ سه عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه و خوابگاه در کمیته انضباطی به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. همچنین چهار عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند. ( ایسنا 10/10/85 ) 6ـ یازده نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد به اتهام ایجاد سر و صدا در مراسم شب یلدا در خوابگاه دانشجویی به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.(ایلنا 13/10/85) 7 ـ محمدمهدی احمدی دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و راه اندازی اعتصاب با شکایت رئیس دانشگاه به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد. ( ایسنا 18/10/85 ) 8 ـ فرید هاشمی سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دمکراسی خواه دانشگاه تهران ، شاهو رستگاری مدیر مسئول نشریه دانشجویی « خاک » ، پگاه حمزه ای مدیر مسئول نشریه دانشجویی « گیوتین » ، یاسر مختاری ، بهزاد احمدفر ، جمشید اسماعیلی ، وحید موسوی و احمد موسوی دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. برخی از این دانشجویان برای سومین بار در سال جاری جهت بازجویی به کمیته انضباطی احضار می شوند. ( ایسنا 29/10/85 ) دانشجويان: ممانعت از تحصیل 9 ـ هفده تن از دانشجویان محروم از تحصیل طی نامه ای سرگشاده اعلام کردند: محرومین از تحصیل افرادی شناخته شده هستند و همگی به دلایل سیاسی و عقیدتی از حق تحصیل محروم گشته اند، اسامی دانشجویان امضا کننده نامه به شرح ذیل می باشد. سعید اردشیری ، مهدی امینی زاده ، وحید پور اسماعیلی ، زهرا جانی پور ، حامد حسن دوست ، فرهاد زادعلی فرد ، روزبه ریاضی مقدم ، سالار ساکت ، غریب سجادی ، پیمان عارف ، منصور عزتی ، حنان عزیزی بنی طرف ، توحید علیزاده ، محسن فاتحی ، یاشار قاجار ، سیامک کریمی و شورش مرادی . ( ادوارنیوز 4/10/85 ) دانشجويان: احکام صادر شده 10 ـ آسو صالح و چیا حجازی مدیر مسئول و سردبیر نشریه دانشجویی « دنگ » به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در شعبه 101 دادگاه جزایی سنندج به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. ( ایسنا 5/10/85 ) 11 ـ چهار دانشجوی دانشگاه تربیت معلم سبزوار بعد از شرکت در مراسم اعتراض به قتل توحید غفارزاده به اتهام اخلال در نظم دانشگاه ، راه اندازی راهپیمایی و تجمع غیر قانونی در کمیته انضباطی دانشگاه محاکمه شدند. احکام صادره به شرح ذیل می باشد: احمد نورحسینی دو ترم تعلیق از تحصیل بدون احتساب در سنوات ، حسن سهیلی فرد یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب در سنوات ، سعید قربانیان یک ترم تعلیق از تحصیل در صورت تکرار ، فریدون نظری یک ترم تعلیق از تحصیل در صورت تکرار. در ضمن تعدادی از دانشجویان به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شدند. ( ادوارنیوز 6/10/85 ) 12 ـ 9 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی تبریز در کمیته انضباطی به توبیخ کتبی با درج در پرونده و پرداخت خسارت محکوم شدند. ( ایسنا 6/10/85 ) 13 ـ رسول جعفری دانشجوی دانشگاه اورمیه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 9 دادگاه انقلاب اورمیه به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. ( ایسنا 10/10/85 ) 14 ـ سلیمان محمدی ، سمیرا دشتبان و مرضیه محمودی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و اخلال در خوابگاه به حکم کمیته انضباطی به منع موقت از تحصیل محکوم شدند. آقای محمدی به دو ترم و خانمها دشتبان و محمودی هرکدام به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. ( ایلنا 11/10/85 ) 15 ـ هشت دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی، تحریک دانشجویان به شرکت در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی دانشگاه در کمیته انضباطی محکوم شدند. اسامی دانشجویان و احکام صادره به شرح ذیل می باشد: سوران حسینی مدیر مسئول نشریه دانشجویی «هاوری» و مسئول کمیته ی مطبوعات اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و تبعید. کاوه رحمانی عضو تحریریه نشریه «هاوری»، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات و تبعید. پیمان نعمتی عضو شورای مرکزی اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. احسان احمدی عضو اتحادیه دمکراتیک دانشجویان کرد، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. آکو قیصری سر دبیر نشریه «هاوری»، یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات وتبعید. کورش مُرّب عضو اتحادیه دمکراتیک کرد،توبیخ کتبی و درج در پرونده.یاسر گلی و خسرو الهی توبیخ کتبی و درج در پرونده. (ادوار نیوز 16/10/85) 16 ـ بدستور رئیس دانشگاه امیرکبیر متین مشکین عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از دانشگاه اخراج شد. (ایلنا 19/10/85 ) 17 ـ وحید امینی دانشجوی آموزشکده فنی ارومیه به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام ، حمایت از پان تورکیسم و توزیع اعلامیه برای تجزیه کشور در دادگاه انقلاب ارومیه به 4 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85) 18 ـ علیرضا بیاره دانشجوی دانشگاه تهران به علت شرکت در یک تجمع در کمیته انضباطی دانشگاه به توبیخ کتبی محکوم شد. ( ایلنا 25/10/85 ) 19 ـ محمد علیان دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی همدان و مؤسس کانون « هه ژار » به اتهام تخریب اموال عمومی و اغتشاش در دانشگاه در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. ( ایلنا 27/10/85 ) 20 ـ مرتضی اصلاحچی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام ورود غیر قانونی به دانشکده مدیریت دانشگاه علامه، سخنرانی غیر قانونی و تشویق دانشجویان به تعطیلی کلاسها در هنگام فوت یک دانشجو، در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد.(ایلنا 30/10/85) توقیف نشریات دانشجویی : 21 ـ نشریه دانشجویی « موج سوم » به مدیر مسئولی حمیدرضا بهنیا بدستور هیئت نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا به حالت تعلیق در آمد. (ایلنا 6/10/85 ) 22 ـ نشریه دانشجویی « آخارسو » منتشره در دانشگاه ارومیه به اتهام برهم زدن وحدت ملی و تحریف تاریخ ترک های ایران پس از انتشار یک شماره توقیف گردید. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85) 23 ـ نشریه دانشجویی « طعم آزادی » به مدیر مسئولی علی کارگر به اتهام انکار ولایت فقیه و توهین به محمود احمدی نژاد بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برای همیشه توقیف گردید. این نشریه در حوزه های مرتبط با دمکراسی و حقوق بشر و پیگیری مطالبات صنفی و سیاسی دانشجویان منتشر می شد. (ایلنا 25/10/85 ) جلوگیری از فعالیت تشکلهای دانشجویی : 24 ـ هیات مرکزی نظارت بر تشکل های دانشجویی مستقر در وزارت علوم ، مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار را لغو کرد و حکم پلمپ دفتر انجمن توسط هیات نظارت دانشگاه را تائید نمود. ( ادوارنیوز 2/10/85 ) 25 ـ به حکم هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان ، فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد و علوم اداری به مدت 3 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ادوارنیوز 3/10/85 ) 26 ـ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان بدستور هیئت نظارت بر تشکلهای دانشجویی منحل اعلام گردید. ( ادوارنیوز 7/10/85 ) 27 ـ فعالیتهای تشکل « آرمان » در دانشگاه آزاد تبریز، بدلیل چاپ مطلبی در نشریه این تشکل در باره شیخ محمد خیابانی به حکم هیئت نظارت بر تشکل های دانشجویی برای مدت 6 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ایلنا 20/10/85 ) 28 ـ فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد به علت برگزاری مراسم روز دانشجو و شب یلدا از سوی هیات نظارت بر دانشگاه برای مدت 6 ماه به حالت تعلیق در آمد. ( ایلنا 22/10/85 ) توقیف فیلم، کتاب ، سایت و نهاد مدنی : 29 ـ از سوی کمیته نظارت بر مراکز فرهنگی و هنری در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد برای یک آموزشگاه خوشنویسی ، یک آموزشگاه موسیقی ، یک آموزشگاه نقاشی ، دو آموزشگاه سینمایی، و پنج کانون تبلیغاتی اخطاریه پلمپ صادر شد. همچنین طی یک ماه گذشته 27 مرکز پلمپ شده و 17 مورد دیگر اخطاریه پلمپ دریافت کرده اند.(ایلنا 8/10/85) 30 ـ سایت خبری « ایران نیوز » با شکایت اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما ) فیلتر شد. میثم زمان آبادی مدیر عامل و محمد زمردیان سردبیر این خبرگزاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از بازجویی با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شدند.( ایلنا 10/10/85 ) 31 ـ سایت خبرنامه امیرکبیر بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما ) فیلتر شد.این سومین سایت خبری دانشجویان دانشگاه امیر کبیر است که فیلتر می شود .( ایلنا 10/10/85 ) 32 ـ یک تشکل غیر دولتی بنام « انجمن وحدت ملی ایران » در اصفهان بدستور ماموران امنیتی تعطیل شد. قرار بود مراسمی با عنوان بزرگداشت فروغ فرخزاد برگزار شود که بدستور معاونت اطلاعات نیروی انتظامی لغو گردید. همچنین « مرکز علمی شیرین » در شهرستان فسا بدستور نیروهای امنیتی تعطیل شد. این مرکز توسط یک استاد دانشگاه که از امریکا به ایران بازگشته بود راه اندازی شده بود. بدنبال تعطیلی « مرکز علمی شیرین » استاد مذکور به امریکا بازگشت. ( ایلنا 16/10/85 ) 33 ـ سایت اطلاع رسانی « کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز » بدستور کمیته فیلترینگ ( متشکل از وزارت اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما )فیلتر شد.این کمپین توسط فعالین حقوق زنان در ایران راه اندازی شده است. ( امیرکبیر 19/10/85 ) 34 ـ سایت کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی که بر روی « میهن بلاگ » قرار داشت بدستور مرکز سانسور ایران در مخابرات به صورت کامل از روی این سایت سرویس دهنده پاک شد. این سایت ابتدا برروی « بلاگفا » ایجاد شده بود که پس از مدتی خبر رسانی فیلتر شد. (کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی 25/10/85 ) 35 ـ مجوز دایم انتشار کتاب « گور به گور » نوشته ویلیام فاکنر ، ترجمه نجف دریابندری توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید. این کتاب در سال 71 توسط نشر « چشمه » منتشر گردید. ( ایسنا 27/10/85 ) 36 ـ اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی به نقل از مقامات مسئول اعلام کرد: ده میلیون سایت توسط مراجع ذیصلاح فیلتر شده اند. یکی از موسسان رسا نیز اعلام کرد: ما موظف هستیم سیزده میلیون سایت را فیلتر کنیم . ( اعتماد 28/10/85 ) بازداشت روزنامه نگاران : 37 ـ علی فرحبخش روزنامه نگار روزنامه توقیف شده « شرق » و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران که در تاریخ 4 آذر هنگام بازگشت از یک کنفرانس بازداشت شده بود در دادسرای انقلاب تهران مورد بازجویی قرار گرفت .(ایلنا 30/10/85 ) مطبوعات: توقیف 38 ـ هفته نامه « همت » به مدیر مسئولی محسن داود آبادی فراهانی به اتهام توهین به برخی مسئولان نظام بدستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف گردید. (ایسنا 4/10/85 ) 39 ـ ویژه نامه « روز هفت » ضمیمه روزنامه همشهری بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید. ( خراسان 12/10/85 ) 40 ـ تقی رحمانی روزنامه نگار و از فعالان ملی مذهبی که به دعوت انجمن قلم دانمارک قصد سفر به این کشور را داشت ممنوع الخروج اعلام شد.(ایلنا 30/10/85) مطبوعات: احضار روزنامه نگاران 41 ـ احمد خادم المله مدیر عامل سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا ) به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت دادستان کل کشور جهت بازجویی به شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ایلنا 4/10/85 ) 42 ـ اجلال قوامی دبیر بخش سیاسی ، تونیا کبودوند دبیر بخش زنان و کاوه حسین پناهی دبیر بخش اقتصادی هفته نامه توقیف شده « پیام مردم » کردستان به اتهام تبلیغ علیه نظام ، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع ، نشر مطالب الحادی و کفر آمیز و مخالف موازین اسلامی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج احضار شدند. ( ایلنا 10/10/85 ) 43 ـ ایرج عبادی سردبیر پیشین هفته نامه های « آسو » و « کرفتو » به اتهام اشاعه مطالب خلاف واقع جهت بازجویی به شعبه اول دادگاه حقوقی سنندج احضار شد. گفتنی است که نامبرده قبلا به دلیل نوشتن مقاله ای در مورد قتلهای زنجیره ای در هفته نامه توقیف شده « پیام مردم » کردستان به اتهام نشر اکاذیب و اشاعه مطالب خلاف واقع مورد بازجویی قرار گرفته و با قرار وثیقه 5 میلیون تومانی آزاد شد.( وبلاگ موکریان 10/10/85 ) 44 ـ حسین احمدی نیاز و جلیل آزادیخواه مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه توقیف شده «آسو» به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان کردستان احضار شدند.( وبلاگ موکریان 27/10/85 ) مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران 45 ـ غلامحسین اسلامی فر مدیر مسئول سابق روزنامه « ایران » به اتهام نشراکاذیب و انتشار مطالب خلاف واقع با شکایت ستاد کل نیروهای مسلح در شعبه دهم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت .(ایلنا 5/10/85 ) 46 ـ فرهاد امین پور ، سامان سلیمانی و رضا علیپور از اعضای هیئت تحریریه هفته نامه « روژهه لات » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب سنندج مورد بازجویی قرار گرفتند. این سه روزنامه نگار پیش از این با تحمل بیش از یک ماه حبس با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بودند. ( ایلنا 10/10/85 ) مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران 47 ـ روزبه میر ابراهیمی و شهرام رفیع زاده روزنامه نگار و وبلاگ نویس در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شدند. اتهامات نامبردگان عبارتند از : مشارکت در تشکیل گروه و جمعیت در داخل کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور ، عضویت در جمعیت هایی که در داخل و خارج کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور ، فعالیت تبلیغی علیه نطام ، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و مصاحبه با رادیوهای بیگانه . ( ایلنا5/10/85 ) 48 ـ روزبه میر ابراهیمی وبلاگ نویس و دبیر سرویس سیاسی روزنامه اعتماد که در سال 83 بازداشت شده بود، پس از محاکمه در یک دادگاه غیر علنی دفاعیات خود را منتشر کرد. نامبرده نوشت: مدت 60 روز با چشم بند و دستبند در سلول انفرادی یک متر در یک و نیم متر در بازداشتگاه مخفی اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی زیر نظر مستقیم دادستانی تهران بسر برده است. وی اعلام کرد بر اثر فشارهای وارده مجبور به نوشتن توبه نامه شده بود که دادستانی آن را از طریق خبر گزاری فارس منتشر کرده بود. همچنین بر اثر فشار دادستانی مجبور به مصاحبه تلویزیونی شده بود. نامبرده در بخش دیگری از دفاعیات خود گفته است: دادستانی به وی گفته"همینطور به 15 سال زندان محکوم هستی ولی اگر شیرین عبادی وکالت تو را بپذیرد به 20 سال زندان محکوم خواهی شد و باید علیه شیرین عبادی مطلبی بنویسی" و من هم متن پیشنهادی آنها را نوشتم. روزبه میر ابراهیمی نوشت: پس از گزارش کمیسیون اصل 90 مجلس در رابطه با قتل زهرا کاظمی در زندان اوین که از رادیو پخش شد، شخص دادستان تهران با تک تک روزنامه ها تماس گرفت و تهدید کرد که اگر گزارش را منتشر کنید، توقیف خواهید شد. نام زهرا کاظمی در چند دقیقه از تمام صفحات روزنامه ها برداشته شد. نامبرده گفت: پذیرفتن اتهام رابطه نامشروع حاصل یک هفته شکنجه روحی و جسمی و کتک خوردن های متوالی بود. بنده یک هفته شبانه روز بازجویی، فحش و کتک را تحمل کردم تا زیر بار اتهام فساد اخلاقی نروم، اما بازجوی پرونده می گفت" متهم را باید شکست" بنده تحت شکنجه ، داشتن رابطه نامشروع با یکی از روزنامه نگاران مونث را پذیرفتم. وی در پایان گفت: پس از آزادی از زندان من توبه نامه های اجباری و مصاحبه های تلویزیونی غیر اختیاری را تکذیب کردم. دادستان تهران پیغام داد" در روز خیلی ها بر اثر تصادف میمیرند، میتواند یکی هم شما باشید".(ادوار نیوز 6/10/85) 49 ـ منصور مظفری مدیر مسئول روزنامه « آفتاب یزد » به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع ، ایجاد اختلاف میان اقشار جامعه از طریق طرح مسائل قومی ، تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. ( ایسنا 18/10/85 ) 50 ـ احمد علی رضایی مدیر مسئول ماهنامه « پیام هامون » به اتهام استفاده ابزاری از زن در تصاویر ، اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس ها و تصاویر خلاف عفت عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. (ایسنا 18/10/85 ) 51 ـ علی محمد جهانی مدیر مسئول هفته نامه محلی « ارمغان » چاپ استان خراسان شمالی به اتهام عدم رعایت شعائر اسلامی با شکایت بسیج استان و ستاد حفاظت اجتماعی استان در شعبه اول دادگاه کیفری بجنورد محاکمه شد. ( ایرنا 20/10/85 ) 52 ـ سید محسن اشرفی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « بنیان» به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع ، تبلیغ علیه نظام ، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افتراء و توهین با شکایت مدعی العموم در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. ( ایلنا 24/10/85 ) مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها 53 ـ داود بهرامی سیاوشانی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « پیام آزادی» به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین با شکایت مدعی العموم ، سازمان صدا و سیما و ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان به پرداخت 500000 تومان جزای نقدی و یکسال محرومیت از مسئولیتهای مطبوعاتی محکوم شد. ( ایسنا 19/10/85 ) اخبار مربوط به فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی : 54 ـ سید کمال حسینی (معلم ) که در اعتراض به نحوه مدیریت رئیس اداره مرکزی آموزش و پرورش و خواسته های شغلی خود متحصن شده بود ، توسط نیروی انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به علت جراحات وارده به بیمارستان منتقل گردید. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 ) 55 ـ ماموران امنیتی لباس شخصی با سنگ و آجر شیشه های بزرگ چاپخانه « طوطی » محل چاپ روزنامه اعتماد ملی را شکستند و با تکه های شیشه به جان کارکنان چاپخانه افتادند و چند نفر را مجروح کردند. ( اعتماد ملی 20/10/85 ) 56 ـ تعدادی از اساتید و کارمندان دانشگاه علوم پزشکی کردستان از کار اخراج و یا خارج از شرایط سنی و ضوابط قانونی بازنشسته شدند. دکتر محمد نقشبندی فوق تخصص و جراح قلب عضو هیئت علمی دانشگاه ، دکتر جعفر مبلغی جراح عمومی ، دکتر منوچهر رشیدیان ، دکتر مولایی ، خانم فراست اردلان ، مهندس مظفر فیروزمنش ، خانم پروین مناسکی و هوشنگ زندی از جمله اخراج شدگان و باز نشسته شدگان هستند.(اعتماد ملی 25/10/85) 57 ـ هیات نظارت بر خبرگزاریهای غیر دولتی با صدور اطلاعیه ای کلیه سایتها و پایگاههای خبری را که بدون داشتن مجوز خبرگزاری از این عنوان استفاده می کنند را ملزم کرد ظرف 72 ساعت نسبت به اصلاح نشان ( لوگوی ) خود اقدام و در متن اخبار منتشره از عنوان خبرگزاری استفاده نکنند. اسامی 20 سایت زیر از جمله پایگاههای غیر قانونی اعلام گردید: البرز ، ایرانیوز ، انتخاب ، حیات ، آفتاب ، میراث ، آریا ، اکو نیوز ، کشاورزی ایران ، ایونا ، آینده روشن ، ایسکانیوز ، سلام ، آنا ، فوتبال ایران ، پانا ، ورزش آذربایجان ، کویر ، تقریب و عکس سوره . ( ایلنا 26/10/85 ) احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی : 58 ـ « م ـ ل » ، «ح ـ ب » ، « ا ـ م » و « ر ـ ح » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام و نگهداری اسلحه جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز احضار شدند.این افراد به مدت 3 ماه در بازداشت بوده و سپس با قید وثیقه از زندان آزاد شدند. ( ایلنا 25/10/85 ) محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی : 59 ـ مهندس رضا کرمانی عضو شورای عالی حزب پان ایرانیست به اتهام چاپ کتابی از محمدرضا عاملی تهرانی با عنوان « آهنگ خون » در شعبه یک دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف حسینی محاکمه شد. ( کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 3/10/85 ) 60 ـ ژیلا بنی یعقوب سردبیر نشریه اینترنتی « کانون زنان ایران » و مسئول گروه اجتماعی و زنان روزنامه « سرمایه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، تبلیغ بر ضد نظام و شرکت در تجمع غیر قانونی زنان در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. ( زنستان 13/10/85 ) 61 ـ ابوالفضل جهاندار و مسعود درخشندی از فعالان سابق جنبش دانشجویی که از 5 ماه پیش در زندان اوین بسر می برند ، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران به صورت غیر علنی محاکمه شدند.(ایلنا 30/10/85) دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی : 62 ـ شهرام قوامی نویسنده به اتهام اهانت به نظام پس از یک هفته بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ، به بند 7 زندان عمومی سنندج منتقل گردید. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 ) 63 ـ فایق ذوالفقاری توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت گردید، منزل وی مورد مورد بازرسی قرار گرفت . ( وبلاگ موکریان 9/10/85 ) 64 ـ ابراهیم شوربایی عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. منزل وی مورد تجسس نیروهای امنیتی قرار گرفت و مقادیری کتاب و پوستر ضبط گردید. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 13/10/85 ) 65 ـ دکتر حسام فیروزی فعال حقوق بشر به علت معالجه دانشجوی زندانی احمد باطبی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بدستور شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. گفتنی است که نامبرده ممنوع الملاقات می باشد. شعبه 14 دادسرای انقلاب تهران برای آزادی وی قرار وثیقه 5 میلیون تومانی صادر نمود پس از تهیه قرار دادسرا از پذیرش آن خود داری کرد. ( ایلنا 16الی 26/10/85 ) 66 ـ احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی گفت : یک مرد 37 ساله در مرکز پژوهش های مجلس به جرم همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ( فارس 19/10/85 ) 67 ـ خدایار تیموری ، سلمان سرخوش و ائلیاز یئکانلی از فعالان حرکت ملی آذربایجان که یک ماه پیش توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بودند. در زندان اطلاعات مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفته اند و پس ار یکماه از بازداشتگاه اداره اطلاعات به بند عمومی زندان ارومیه منتقل شدند. همچنین حسن خلوتی یکی دیگر از بازداشت شدگان پس از یکماه بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85) 68 ـ مصطفی برزگر گنجی دادستان قم اعلام کرد : فردی که مدعی امام چهاردهمی بود، به همراه 55 نفر از مریدان اش 2 ماه پیش در قم دستگیر شدند. ( کیهان 24/10/85 ) 69 ـ فریدون فیضی زاده و علیرضا اسفندیاری از دراویش گنابادی شهرستان نکا توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند.( ایلنا 26/10/85 ) 70 ـ صالح ملاعباسی و فرج نوری از فعالان حرکت ملی آذربایجان پنج روز پیش توسط نیروی انتظامی شهرستان اهر بازداشت شدند.( ادوارنیوز 27/10/85 ) فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها 71 ـ کورش رنجبر معلم حق التدریسی در دهگلان و برادرش زاهد رنجبر به اتهام فعالیت سیاسی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج هرکدام به یکسال حبس محکوم شدند. نامبردگان در تابستان سال جاری در شهرستان قروه زندانی بوده اند. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85 ) 72 ـ حسین دولتی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کرد در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 5/10/85) 73 ـ صابر روشنی به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه تجدید نظر سنندج به 4 ماه حبس تعزیری محکوم شد. ( وبلاگ موکریان 18/10/85 ) 74 ـ پیمان نودینیان عضو انجمن صنفی معلمان کردستان به جرم قرائت بیانیه سراسری معلمان سنندج در روز معلم به حکم هیات رسیدگی به تخلفات اداری استان کردستان برای مدت 2 سال به روستای « ولیس » در استان زنجان تبعید شد. ( آینده نو 19/10/85 ) 75 ـ صلاح گنجی ( به علت اعتراض به قتل شوانه قادری توسط نیروی انتظامی ) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب اشنویه به یکسال حبس محکوم شد و به زندان دریا در ارومیه منتقل گردید. ( فعالان حقوق بشر در ایران 27/10/85 ) 76 ـ محمد پرتوی 25 ساله لیسانس علوم سیاسی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از 9 ماه پیش در زندان بسر می برد. در رابطه با پرونده دیگری که به اتهام مجروح کردن یک مامور امنیتی در شهرستان سردشت از 8 سال پیش مفتوح بوده به 2 سال حبس ، پرداخت 31 میلیون تومان وجه نقد و 74 ضربه شلاق محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 27/10/85 ) اخبار مربوط به زندانيان سياسی : 77 ـ عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی گفت : خیرالله درخشندی ، ابوالفضل جهاندار و کیوان انصاری از فعالان سابق دانشجویی بیش از 4 ماه است که در زندان هستند. وی افزود : عدم دسترسی مناسب به وکیل ، عدم ملاقات آزادانه با خانواده ، عدم دسترسی به تلفن ، و هواخوری و طولانی شدن غیرقابل توجیه مدت زمان بازداشت موقت ، جزء مواردی است که به رسمیت نشناختن این ابتدایی ترین حقوق انسانی برای زندانیان و متهمان سیاسی ، نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی آنهاست. ( ایلنا 2/10/85 ) 78 ـ کیوان رفیعی فعال حقوق بشر که از تاریخ 18 تیر سال جاری بدستور وزارت اطلاعات در سلول انفرادی بسر می برد. به اتهام تبلیغ علیه نظام ، اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی بصورت غیر علنی و بدون حضور وکیل در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سادات محاکمه شد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 6/10/85 ) 79 ـ کیانوش سنجری وبلاگ نویس و فعال سیاسی که در جریان دستگیری آیت الله بروجردی به همراه صدها نفر بازداشت شده بود پس از 80 روز با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد. گفتنی است که نامبرده از سال 79 تا 85 شش بار توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است. (کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 6/10/85) 80 ـ عباس لسانی در اعتراض به فشارهای وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب در بند 7 زندان مرکزی اردبیل از روز جمعه دهم دی ماه در اعتصاب غذا بسر می برد. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 24/10/85) 81 ـ سه دانشجوی دانشگاه چمران اهواز به اسامی هانی باوی، لفته صرخه و قاسم کروشاوی به اتهام شرکت و اداره کردن جمعیت غیر قانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و شرکت در فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه 13 دادگاه تجدید نظر استان خوزستان و با تائید شعبه تشخیص دیوانعالی کشور به زندان و تبعید محکوم شدند. احکام صادره در رابطه با این دانشجویان زندانی به شرح ذیل است . هانی باوی 11 سال حبس تعزیری در تبعید ، لفته صرخه 10 سال و چهار ماه حبس تعزیری در تبعید و قاسم کروشاوی 3 سال حبس تعزیری در تبعید . ( ایلنا 25/10/85 ) اخبار کارگری : 82 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان تاکستان گفت: 100 کارگر شاغل در شرکت «کیان سرنگ» از ابتدای سال جاری حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 1/10/85) 83 ـ محمد حسن پورطالبیان دبیر اجرایی خانه کارگر اسلامشهر گفت : 60 کارگر شاغل در شرکت صنایع « چوب طالقانی » 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 2/10/85 ) 84 ـ هشتاد کارگر شاغل در شرکت « لامپ فارس » یکسال است که حقوق و مزایای طرح طبقه بندی مشاغل را دریافت نکرده اند .(ایلنا 2/10/85 ) 85 ـ چهارده نفر از کارگران دانشگاه علوم پزشکی کردستان از کار اخراج شدند. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری تجمع کردند. ( ایلنا 3/10/85 ) 86 ـ بیش از یکصد کارگر شاغل در بیمارستان « فیروزگر » تهران با بیش از 10 سال سابقه کار حقوق آذر ماه خود را دریافت نکرده اند. ( ایلنا 3/10/85 ) 87 ـ چنگیز اصلانی دبیر اجرایی خانه کارگر استان همدان گفت : کارگران شاغل در شرکت « تسمیران » 2 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 3/10/85 ) 88 ـ ابراهیم فتحیان مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان اصفهان گفت : شرکت نساجی «تجارت » اصفهان 4 سال پیش تعطیل و 400 کارگر شاغل در این شرکت بلاتکلیف هستند. این شرکت زیر پوشش بنیاد شهید می باشد. ( ایلنا 3/10/85 ) 89 ـ سیاوش قراگزلو مدیر کل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی سازمان تامین اجتماعی گفت : در شش ماه نخست سال جاری 10667 کارگر دچار حادثه ناشی از کار شده اند. 61 نفر فوت کرده اند. 387 نفر دچار از کار افتادگی شده اند. 5318 نفر از ناحیه دست و انگشتان آسیب دیده اند. ( ایلنا 4/10/85 ) 90 ـ بیمارستان « ایران » در تهران تعطیل و 150 پرسنل شاغل در این بیمارستان از مرداد ماه بلاتکلیف هستند.این پرسنل مدت 17 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 4/10/85) 91 ـ مهدی زمانی نوری دبیر اجرایی خانه کارگر ساوه گفت : کارفرمای شرکت « عالی فلز » یازده نفر از کارگران رسمی شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. .(ایلنا 4/10/85) 92 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر قزوین گفت : شرکت «کمپرسور سازی ایران » تعطیل و بیش از 250 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند. .(ایلنا 4/10/85) 93 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان تاکستان گفت: شرکت « لنت ترمز » تعطیل و 40 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند. .(ایلنا 4/10/85) 94 ـ شرکت تولیدی « فابیس » ساوه تعطیل و 50 کارگر شاغل در این شرکت بیکار شدند. (ایلنا 4/10/85) 95 ـ سازمان تامین اجتماعی شهرستان اهر مدت 4 ماه است که حقوق 150 کارگر اخراجی شرکت « مس سونگون » را پرداخت نکرده است .( فارس 5/10/85 ) 96 ـ فرماندار بجنورد اعلام کرد : بر اثر ریزش بخشی از سقف سیلوی جدید واحد تولیدی سیمان بجنورد 3 تن از کارگران کشته شدند و 9 نفر مجروح گشتند . مجروحان به بیمارستانهای بجنورد و شیروان منتقل شدند. ( ایرنا 5/10/85 ) 97 ـ سی نفر از کارگران شرکت « سیمین بال » ساوه 5 ماه است که حقوق و مزایای سال 85 را دریافت نکرده اند. مدیریت این شرکت 90 نفر از کارگران شاغل در این شرکت را از کار اخراج کردند. (ایلنا 11/10/85) 98 ـ دویست نفر از کارگران شاغل در شرکت « کنف کار » رشت 6 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (ایلنا 15/10/85 ) 99 ـ مدیریت شرکت « سیمین بافت » آستانه اشرفیه 28 تن از کارگران شاغل در این شرکت از کار اخراج شدند. (ایلنا 15/10/85 ) 100 ـ مدیریت « شرکت نساجی کردستان » 400 تن از کارگران شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. 100 نفر از کارگران بلاتکلیف این شرکت برای اعتراض در مقابل اداره کار استان کردستان تجمع کردند. (ایلنا 15/10/85 ) 101 ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: 55 کارگر شاغل در شرکت خدماتی«سبز » وابسته به شهرداری 2 سال است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 19/10/85 ) 102 ـ پانزده تن از کارگران رسمی شرکت « موحدین » تولید کننده دستگاههای آبیاری بارانی در ساوه 4 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. همچنین بن های کارگری سالهای 84 و 85 و 3 ماه اضافه کاری خود را از مدیریت شرکت دریافت نکرده اند .(ایلنا 20/10/85 ) 103 ـ چهارصد و پنجاه کارگر شاغل در شرکت نساجی « پوشینه بافت » قزوین 7 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. تعدادی از این کارگران برای اعتراض در مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند و گفتند: استانداری قزوین با تجمع های کارگری بشدت برخورد می کند . در تجمع هفته گذشته یکی از کارگران این واحد بر اثر ضربات باتوم ماموران ضد شورش کشته شد. (ایلنا 20/10/85 ) 104 ـ جمال افخمی نماینده خانه کارگر در شرکت نساجی « خاتم الانبیاء » بوکان گفت : کارگران شاغل در این شرکت 3 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. (ایلنا 22/10/85 ) 105 ـ قربانعلی میرشکاری دبیر اجرایی خانه کارگر استان سیستان و بلوچستان گفت : صدها کارگر شاغل در نهادهای دولتی 8 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. (ایلنا 22/10/85 ) 106 ـ پرویز عبادی نماینده خانه کارگر در کارخانه « پروفیل پارس » گفت : عده ای از کارگران شاغل در این کارخانه توسط عوامل کارفرما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. (ایلنا 23/10/85 ) 107 ـ کارگران شهرداری یاسوج 7 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. (ایلنا 25/10/85 ) 108 ـ ماشاالله ذهتابی دبیر اجرایی خانه کارگر کاشان گفت : جمع کثیری از کارگران شرکت نساجی « ریسندگی و بافندگی » کاشان برای دریافت حقوق معوقه شان در مقابل دفتر امام جمعه کاشان تحصن کرده اند. (ایلنا 26/10/85 ) 109 ـ چهار کارگر رسمی کارخانه « بافت آزادی » به دلیل پیگیری مطالبات معوقه از کار اخراج شدند. همچنین قرار داد 12 کارگر قرار دادی لغو گردید. 400 کارگر شاغل در این کارخانه بطور متوسط حدود 10 ماه پاداش معوقه از کارفرما طلب دارند. ( ایلنا 27/10/85 ) 110 ـ اسماعیل حق پرستی دبیر اجرایی خانه کارگر استان تهران گفت: 700 کارگر شاغل در شرکت نساجی «ایران برک» 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 30/10/85) 111 ـ کارگران کارخانه «خرم نوش» اهواز سه ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین پاداش معوقه ماههای پایانی سال گذشته پرداخت نشده است. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.(ایسنا 30/10/85) محکومين به اعدام: 112 ـ جواد 22 ساله به جرم قتل ناصر در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 7 تشخیص دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.( اعتماد ملی 3/10/85 ) 113 ـ جمعه به جرم قتل ضیا در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی غیابا محکوم به اعدام شد. ( اعتماد ملی 5/10/85 ) 114 ـ مصطفی 20 ساله به جرم قتل یدالله با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. همچنین بهزاد به جرم قتل زهرا و فریده با تائید دیوانعالی کشور به 2 بار اعدام محکوم گردید. این احکام به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد. (اعتماد 19/10/85) 115 ـ دو نفر به جرم قاچاق مواد مخدر در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان میناب واقع در استان هرمزگان محکوم به اعدام شدند. ( ایران 24/10/85 ) 116 ـ دل آرا دارابی به اتهام قتل میهن 65 ساله در شعبه 107 دادگاه رشت مجددا محکوم به اعدام شد. وی در زمان وقوع جرم 17 ساله بوده است. ( فارس 26/10/85 ) 117 ـ حسن 22 ساله به جرم قتل ابراهیم 20 ساله به دادگاه جزایی تهران و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. ( اعتماد 26/10/85 ) 118 ـ صادق 20 ساله به جرم قتل یک مرد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد. (ایران 27/10/85 ) 119 ـ خانعلی 45 ساله به جرم قتل همسرش کبری 42 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 28 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. علی اصغر 60 ساله به جرم قتل طاهره 20 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. رضا به جرم قتل رحمان در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. پرونده این متهمین به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد. (اعتماد ملی 27/10/85 ) 120 ـ صفر علی 26 ساله معروف به کیانوش به جرم قتل حمید 26 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(ایسکا نیوز 30/10/85) زندانیان سیاسی محکوم به اعدام: 121 ـ « ح ـ ع » ، « ا ـ م » و « ح ـ ه » به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب اسلامی ماهشهر محکوم به اعدام شدند. ( ایلنا 11/10/85 ) 122 ـ عماالدین باقی رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان طی نامه ای خطاب به غلامحسین محسنی اژه ای نوشت : 20 نفر از متهمان حوادث اهواز محکوم به اعدام شده اند. حکم 5 نفر تاکنون اجرا شده و 15 نفر در انتظار اعدام بسر می برند. همچنین 19 نفر از متهمان به حبس های سنگین 15 تا 30 سال محکوم شده اند. ( ایلنا 11/10/85 ) احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها : 123 ـ محمد شه بخش ، چنگیز نارویی و علی باقری به اتهام محاربه و افساد فی الارض ، سرقت مسلحانه و قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در ملاء عام در زاهدان به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 4/10/85 ) 124 ـ یوسف حسن زهی به اتهام ایجاد رعب و وحشت ، آدم ربایی مسلحانه ، سلب آسایش و امنیت عمومی و راهبندی مسلحانه و پردل بندو به اتهام قاچاق مواد مخدر ونگهداری یک قبضه کلاشینکف به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در تقاطع بلوارهای جانبازان و بهداشت زاهدان در ملاء عام به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 7/10/85 ) 125 ـ امان الله فرزند آدینه به جرم سرقت مسلحانه به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب زاهدان و با تائید دیوانعالی کشور در شهرستان سراوان در ملاء عام به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 9/10/85 ) 126 ـ « ح ، الف » 27 ساله اهل کوهدشت لرستان به جرم قتل یک پیرمرد 72 ساله از اهالی ایلام به حکم دادگستری بندرعباس و با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شد.( ایسنا 10/10/85 ) 127 ـ ناصر باتمانی 22 ساله اهل کامیاران به اتهام ارتکاب قتل بدستور قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 12/10/85 ) 128 ـ رضا به جرم قتل قادر به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. نظیر ازبک به جرم قتل 4 زن به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. رسول به جرم تجاوز به عنف و زنای محصنه به حکم شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. ( اعتماد ملی 13/10/85 ) 129 ـ یک مرد 43 ساله به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه پنج دادگاه انقلاب اصفهان و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در زندان اصفهان به دار آویخته شد. (ایران 14/10/85 ) 130 ـ مهدی سوسن بهاری به جرم قتل علیرضا مهدی فهیمی به حکم دیوانعالی کشور در شهرستان تنکابن اعدام شد.(کیهان 20/10/85) 131 ـ علیرضا به جرم قتل دو نفر بنامهای رجبعلی کمالی و نیاز علی رئیسی به حکم شعبه 106 دادگاه جزایی اصفهان و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور در مقابل ترمینال جی اصفهان در ملاء عام به دار آویخته شد. ( فارس 21/10/85 ) 132 ـ « م ، ح » به جرم سرقت مسلحانه و « س ، س » به جرم قتل « ن ، س » به حکم دادگستری اهواز و با تائید دیوانعالی کشور در زندان کارون اهواز به دار آویخته شدند. ( جمهوری اسلامی 25/10/85 ) 133 ـ اسکندر مقصودی ، وحید عبدی و جمشید به جرم قتل ، سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف به حکم دادگستری مازندران و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در استادیوم ناطق نوری شهرستان نور در ملاء عام به دار آویخته شدند.( کیهان 25/10/85 ) 134 ـ محمود الف 33 ساله به جرم اعمال منافی عفت و قتل یک مرد 20 ساله به حکم شعبه 6 دادگاه کیفری استان قم و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در میدان محلاتی قم در ملاء عام به دار آویخته شد. ( کیهان 26/10/85 ) 135 ـ آرش 20 ساله به جرم قتل امرالله به حکم شعبه اول دادگاه کیفری استان اصفهان به دار آویخته شد.(ایران 27/10/85 ) 136 ـ هوشنگ به جرم قتل 4 عضو یک خانواده در تیر ماه 1358 به حکم شعبه 26 دادگاه کیفری اصفهان در ملاء عام به دار آویخته شد. ( ایران 28/10/85 ) اخبار اجتماعی : 137 ـ بدستور دادستان شهریار ماموران مرکز اجرایی امربه معروف و نهی از منکر بسیج با ورود به رستوران نارنجستان 18 دختر و 17 پسر را به علت شرکت در یک جشن تولد به جرم رقص و پایکوبی دستگیر شدند. (جمهوری اسلامی 4/10/85 ) 138 ـ جمال کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه گفت : در حال حاضر 151000 نفر در زندانهای کشور بسر می برند، وزیر دادگستری افزود: تعداد زندانی ها در کشور ما بالاتر از استاندارهای جهانی است. (ایسنا 5/10/85 ) 139 ـ داودی معاون اول رئیس جمهور گفت : نزدیک به 4500000 نفر با در آمد روزی کمتر از 1000 تومان زندگی می کنند ، قدرت خرید دو دهک پایین جامعه بسیار پایین است و قوت غالب آنها نان و حداکثر نان و ماست است. ( صدای عدالت 14/10/85 ) 140 ـ دکتر فتح الله امی مجری طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران گفت : براساس آخرین آمارها سال گذشته 9900 نفر به دلیل آلودگی هوا در تهران فوت کرده اند. وی افزود: مهمترین بحران شهر تهران محیط زیست و آلودگی هوا ست ، وی این بحران را بسیار کشنده ، جدی و به مثابه یک خودکشتی دستجمعی خواند و گفت : براساس آمار موجود تنها در آبان ماه سال جاری حدود 3600 نفر در پایتخت به صورت مستقیم یا غیر مستقیم براثر آلودگی هوا کشته شده اند. ( ایسنا 18/10/85 ) 141 ـ محمد رضا مسجدی دبیر کل اتحادیه بیماریهای ریوی منطقه مدیترانه شرقی سازمان بهداشت جهانی گفت: علاوه بر تهران شهرهای شیراز، اصفهان، اهواز، تبریز، مشهد و اراک در معرض خطر آلودگی هوا و عوارض انسانی آن هستند. وی افزود: سالانه بین 12 تا 14 هزار نفر در تهران به علت عوارض ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند و این میزان در کشور بالغ بر 20000 کشته در سال است.(فارس 30/10/85) "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی" ihrnena@gmail.com 30/10/1385 برابر با 20/01/2007 انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران – فرانسه اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران – واشنگتن – آمریکا : adhri1@yahoo.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان : HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ایران– هلند info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – سوئد defendhriran_ca@yahoo.com :کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – کالیفرنیا – آمریکا komitenoran@yahoo.noکمیته نوران ( کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – نروژ) : yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا – ونکور – کانادا kupg_iran@yahoo.de : کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین demokrasi5@yahoo.deکمیته دفاع از آزادی و دمکراسی در ایران – اطریش : mnrecht@hotmail.com فعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس: اتحادیه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5997624763887139227-2866518610437774573?l=naw4.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://naw4.blogspot.com/feeds/2866518610437774573/comments/default' title='Kommentare zum Post'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=5997624763887139227&amp;postID=2866518610437774573' title='0 Kommentare'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/2866518610437774573'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5997624763887139227/posts/default/2866518610437774573'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://naw4.blogspot.com/2007/01/blog-post.html' title='گزارش دی ماه فعالین حقوق بشر اروپا و امریکای شمالی از نقض حقوق بشر در ایران'/><author><name>ایران  زمین</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15909603563506150632</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='24' src='http://i13.tinypic.com/48ny5xv.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
